کل نماهای صفحه

یکشنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۸۵

پلو کفاف

دیشب با دو تا از دوستامون تصمیم گرفتیم که برای رفع تنوع هم که شده بریم رستوران! از آنجایی که چند وقت پیش من و ساناز رفته بودیم رستوران شیراز و غذاش و سرویسش را پسندیده بودیم، قرار شد بازهم بریم همانجا. ساعت هشت و نیم رفتیم و سفارش غذا دادیم و جای همگی خالی یک پلو کفاف حسابی – به قول صمد آقا البته – خوردیم. یکی دو تا مطلب جالب به نظرم آمد که بد نیست شما هم بدونید. یکی اینکه یک خانمی که حدودا هفتاد و اندی سن داشت از ساعت ده که موزیک شروع شد رقصید و حدود ساعت یک که ما برگشتیم خانه هنوز هم با شوهرش نشسته بود و تقریبا با تمام آهنگها می رقصید که در این میان رقصهای کردی و تانگو از همه جالب تر بود. مخصوصا با پاشنه هفت هشت سانتی کفشش. یکی دیگه یک خانم و آقای حدودا چهل و چهار پنج ساله که حتی یک آهنگ را هم برای رقصیدن از دست ندادند اما حدودا هر یک ربع یکبار برای سیگار کشیدن – یا شایدم سیگاری – می رفتند بیرون. آنقدر پر انرژی بالا و پایین می پریدند که من را وسوسه کرده بودند برم مارک سیگارشون را بپرسم چون باید رمز و رازشون در همون بیرون رفتن ها و سیگار کشیدن ها بوده باشد که حدودا از سه ساعتی که آنجا بودند شاید نیم ساعت و آنهم برای غذا خوردن نشسته بودند و الباقی را روی سن می رقصیدند. یکی از کسانی که خیلی جلب توجه کرد دختر خانم نسبتا جوانی بود که خیلی متین با دوستش نشسته بود و غذاشو می خورد. همین که غذاش تمام شد، سه چهارتا شات تکیلا زد که البته این صحنه از دست من در رفت و یکی از همراهانمون نکته را گرفت. یکی دو دقیقه بعد این خانم متین و آرام در حالی که با شدت هرچه تمامتر می رقصید – مثل اورانیوم غنی شده – رفت روی سن کنار دی جی و چنان هنری از خودش نشان داد که همه انگشت به دهان مانده بودند. میز کناری این خانم، یک آقای سیاه پوستی نشسته بود که بعد از سفر کوتاهش به دستشویی در مسیر برگشت به قلاب این خانم گیر کرد و هر دو دست در کمر هم کمی تا قسمتی کردی رقصیدند. آقاهه برگشت سر جاش مثل بچه آدم نشست اما یکی دو بار دیگه هم دعوت به رقص شد – کارها برعکسه – و در آخر هم یک ماچ آبدار از خانم در موقع خروج دریافت کرد که باعث شد بره دم در و شماره تلفن خانم رو بگیره و خوشحال برگرده سر میزش. البته مطمئنم که فردا که آقاهه زنگ بزنه خانمه میگه: چی؟ کی؟ کی؟ کجا؟ راستی یگ گروه نوجوان غیر ایرانی هم بودند که کم و بیش ترقص به سبک ایرانی را خوب از بقیه کپی می کردند. حالا فکر نکنید که من آدم فضولی هستم ها! نه! من کمی تا قسمتی خسیس هستم که تکیلای شاتی ده دلار نخوردم که بیخیال بقیه بشم!! همین و بس

پی نوشت: البته ما هم کمی تا قسمتی رقصیدیم که جای شما خالی

سعید

هیچ نظری موجود نیست: