کل نماهای صفحه

پنجشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۵

بسیار تلخ اما حقیقت محض

یادم هست که چندی پیش در خبرها آمده‌بود مردم مغولستان مراسم یادبودی برای چنگیز‌خان مغول گرفته‌اند . خوانندگان در کامنت‌دونی سایت‌های خبری احساس تعجب و انزجار خود را از این‌کار اعلام‌کرده‌بودند و برخی حتی گفته‌بودند این‌ها هیچ افتخاری که ندارند به چنگیز افتخار‌می‌کنند و آن را از وحشی‌گری این قوم دانسته‌بودند. سؤال من این است که این آقایان و هم‌فکران‌شان تا حالا مشهد نرفته‌اند؟ نادریه را ندیده‌اند که چه عظمتی دارد و چه زواری؟!! فرق نادرشاه با چنگیز چه بود؟ جالب است که به تصریح مورخان اوخودش ادعا می‌کرد که با چنگیز یا تیمور لنگ نسبتی دارد. مردی که کودکی هفت‌ماهه را شاه‌کرد و پس از محاصره‌ی بغداد- که در آن بیش از هزاران نفر از قحطی مردند- و شکست در آن، در یک مجلس فرمایشی با ارعاب، خود را به شاهی رسانید. به‌منظور غارت و چپاول -نادر در جوانی به دزدی و راه‌زنی مشغول بود- به هندوستان و داغستان و... لشکر‌کشید، از کله‌های کشتگان منار بر‌پا‌نمود و فرزندان خود را کور کرد
مردم کشوری که این آدم قهرمان ملی‌شان شده است و برای‌اش آرام‌گاه نادریه را ساخته‌اند و پس از امام هشتم به زیارت آن می‌پردازند، چرا انتظار‌دارند که فیلم سیصد را دیگران نسازند؟ مردم کشوری که با وجود فیلم‌ها و سریال‌هایی که راجع به اولیای عرب خود ساخته‌اند، حتی یک فیلم به‌درد‌بخور راجع به تاریخ و تمدن باستانی خود نساخته‌اند، از بیگانه چه‌ انتظاری دارند؟ می‌گویند چرا ترکیه مولانای ما را دزدیده‌است! مولوی را ترکیه جهانی کرده و حق دارد که چنین‌کند که می‌کند، شما چه کرده‌اید؟ اگر رضاشاه آرام‌گاهی برای حافظ نساخته‌بود، وضعیتش معلوم است که چگونه می‌بود. چیزی که در دوران اخیر به حافظیه اضافه‌شده، یک قهوه‌ خانه است که در آن قلیان دود‌می‌کنند
با همه‌ی این‌ها مایلم نکته‌ای را نیز اضافه‌کنم: ایران باستان چندان ربطی به ایران امروز ندارد. فخرها و ننگ‌های آن نیز ربطی به ما ندارد. ایران باستان تمدنی بود مانند تمدن روم یا امپراطوری عثمانی که معادل با کشورهای ایتالیا و ترکیه‌ی امروزی نیستند؛ چرا که آن تمدن‌های باستانی دچار فروپاشی‌گردیده‌ و در خاک آن‌ها کشورهای متعدد و اقوام گوناگونی مستقر‌شده‌اند. ایران باستان نیز امپراطوری‌یی بود که بارها دچار فروپاشی‌شد و ایران امروز گوشه‌ای از آن سرزمین است، همان‌طور که افغانستان، عراق یا کشورهای استقلال‌یافته‌ی شمالی. مشکل این است که بر‌خلاف روم و عثمانی، ایران باستان با ایران امروزی اشتراک لفظی دارد و به‌همین دلیل متعد بد‌فهمی‌هایی از‌این‌دست است. بیایید ایران باستان را به نامی دیگر مثلاً پرشیا بخوانیم، در‌این‌صورت باید‌گفت: سپاه خشایارشا، سپاه پرشیا بود، مولوی اهل پرشیا بود، کوروش پادشاه پرشیا بود و... پرشیا تمدنی بود که دوران قدرت و عظمتش، عظمت نظامی و قدرت کشورگشایی بود و دوران فترت و انحطاطش‌ روزگار دین و شعر و ایران امروز، کشوری است عقب‌مانده و استبداد‌زده که خلیج فارسش، نه خلیج عرب که خلیج آمریکاست، دینش جمکران شده‌است و دیوان‌های شعرش، تابوت‌های کاغذین!
بمب‌گذاران عزیز! خداداد ، نيمای و پندار عزيز! شما را دوست‌می‌دارم، اما بمب‌های‌تان را نه! انگیزه‌ی‌تان را درک‌می‌کنم اما کنار‌تان را ترک. تجلیل از شکوه هویت پوشالی برساخته‌ی شووینیست‌های قرنی که گذشت، را رها‌کنید و به تحلیل روی‌آورید. تحلیل کنید بی‌شکوهی امروز و اشتباه‌های دیروز‌های‌مان را. بمب‌گذاری کنیم، اما انتحاری! از پیله‌ی هویتی که وجود نداشته و ندارد، بیرون‌بیاییم تا بتوانییم ‌پرواز‌کنیم
سعید

هیچ نظری موجود نیست: