کل نماهای صفحه

شنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۶

سوپر خوراک

دیشب ساناز آمده بود ایستگاه مترو دنبالم و توی مسیر تصمیم گرفتیم که بریم سوپر خوراک و نان بربری تازه بخریم. رفتم و چهار تا نان برداشتم و آمدم دم صندوق. دیدم یک یادداشت بزرگ به انگلیسی و فارسی نصب کرده اند که از امروز سیستم صندوق ما کامپیوتری شده است و محصولات اسکن می شوند. البته لحن ترجمه فارسی آن کمی شبیه این بود که آقا جان چانه نزن! کامپیوتر این چیزا حالیش نیست. نان ها را که دانه ای نود و نه سنت هستند دادم به صندوق دار و بهم گفت میشه چهار دلار و چهل و شش سنت! من یک کمی جمع و تفریق کردم دیدم یک جای این معادله یک مجهولی اشکال داره. آخه خیر سرم من دیپلم ریاضی و فیزیک دارم. بازم چیزی نگفتم و فقط مات به صندوقدار نگاه کردم و یک بیست دلاری را مثل بچه مثبت ها دادم بهش. تعجب را از نگاهم خواند و گفت تا سه تا نان دانه ای نود و نه سنت است اما اگر بیشتر بخرید اضافه ها دانه ای یک دلار و چهل و نه سنت است! من آنقدر شوک شده بودم که نمی دانستم چی باید بگم. برگشتم توی ماشین و شدیدا شروع کردم به خندیدن. ساناز پرسید چی شده؟ داستان را گفتم. باورش نشد. بهش گفتم برای اولین بار است که در کانادا برای بیشتر خریدن تنبیه شدم. آخه معمولا اینجا هر چه بیشتر بخرید قیمت کمتری می پردازید. گاهی اگر دو تا بخرید یکی نصف قیمت است یا اگر چهار تا بخرید یکی اش مجانی است. اما تا به حال نشده که من را به دلیل بیشتر خریدن جریمه کنند. خوب از آنجایی که ما ایرانی ها باید یک جورایی شاخص باشیم فروشگاه سوپر خوراک شروع کرده عکس عمل کردن: یعنی آقا زیاد نخور برای سلامتی ات خوب نیست
سعید

هیچ نظری موجود نیست: