کل نماهای صفحه

دوشنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۶

روز اول قسمت اول

تهران - دبی - کوالالامپور
پروازمون به سمت دبی ساعت 3 صبح بود ما هم ساعت 11 شب خودمون رو رسوندیم فرودگاه ساعت 12 بارمون رو تحویل می دیم کلا قراره 5 تا پرواز تا ساعت 5 صبح انجام بشه که 3 تاش به سمت دبی هست ساعت 2 وارد سالن انتظار می شیم وقتی از کنار گیتها رد می شیم دم گیت 19 هواپیمایی امارت ایستاده همونجا می شینم مامان میگه تو کارت پرواز زده گیت 25 همه رفتن اون گیت همه دمه گیت 25 هستن ولی نکته جالب اینجاست که هیچ هواپیمایی اونجا نیست بعد از چند دقیقه اعلان می کنن مسافرها محترم فلان پرواز تشریف ببرن گیت 19 ؟؟؟؟؟؟؟ نکته جالب اینجاست که تو اون لحظه فقط یک هواپیما دمه گیت ایستاده بود و پرواز قیلی و بعدی فاصله یکساعتی با این پرواز داشتن این بی نظمی به نظر من یه شاهکاره داشتم فکر می کردم این کارمندان اگه تو فرودگاهی که دقیقه ای یک پرواز انجام میشه کار کنن چه اتفاقی می افته
پرواز با نیمساعت تاخیر انجام میشه که مقصر اصلی این تاخیر هم قطعا کارمندان زحمتکش فرودگاه خودمون هستن بعد از 2 ساعت به فرودگاه دبی می رسیم هواپیما حدودا 20 دقیقه به دنبال جا می گرده تا مار و پیاده کنه تمامی 40 گیت امارت پره فرودگاه خیلی شلوغه با اتوبوس ما رو به سالن فرودگاه می رسونن اغلب مسافرها مثله ما وارد سالن ترانزیت می شن سالن پر از مسافره یاده حرفه یکی از مسئولین هواپیمایی کشور افتادم وقتی که فرودگاه امام رو افتتاح کردن تو یکی از برنامه های خبری گفت کشورهای عربی به ما حسودی میکنن از اینکه چنین فردگاهی رو راه انداختیم چونکه می دونن این فرودگاه بزودی جایه همه اونا رو می گیره حالا جالبتر اونه که این برادران حسود در حال ساختن ترمینالی جدید با ظرفیت بیشتر از دو برابرترمینال فعلی هستن خب اینم از بدبختی شون دیگه
ساعت 9:30 صبح دبی رو به مقصد کوالالامپور ترک می کنیم هواپیما از سری جدیده تقریبا 500 برنامه تلویزیونی داره که خوبیش اینه که کنترلش دسته خوده مسافره تو سیستم قبلی شما وقتی سوار هواپیما می شدین باید فیلمی رو که می خواستین ببینین انتخاب می کردین اگر از فیلم خوشتون نمیومد فیلم بعدی رو از وسطش باید می دیدین ولی تو این سیستم اگه فیلمی وسطهاشم باشه می تونین با یک کلید از اول شروع کنید ببینین فیلمها هم از همشهری کین و کازابلانکا هستن تا سیندرلا و بامبی لیگ باشگاه های اروپا و بوکس کلی و جورج فورمن با تحلیل جوفریزیر بازی های پیت سمپراس در ویمبلدون و .... باضافه حدود 70 بازی سرگرم کننده مهماندارهای محترم که 3 بار پذیرایی کردن در هر صورت من که نفهمیدم این هفت ساعت چه جوری گذشت حدودای ساعت 7:30 شب به فرودگاه 5 طبقه مالزی رسیدیم مامان که دمه پنجره نشسته بود گفت هوا تاریکه شب شده ؟منم شروع کردم بحث علمی کردن که ما 4:30 زمان از دست دادیم بخاطر همین امروز برایه ما زود شب میشه مامان گفت: پس نمازظهر و عصرم چی میشه من تازه فهمیدم داستان از چه قراره گفتم خب کاریش نمی شد کرد گفت : اگه می گفتی تو هواپیما می خوندم گفتم : حالا که گذشته قضاشو بخون مامان هم گفت باشه
وحید

۳ نظر:

ناشناس گفت...

ای داد و بیداد گناهش به گردن تو که از اول قضیه را روشن نکردی.
ناهید

ناشناس گفت...

زمانی که تو دهنت قیف گذاشتن و قیر داغ ریختند یاد می گیری که نماز حاج خانوم را به ایشان یاداوری کنی
رامتین

ناشناس گفت...

مي گم اسم وبلاگ را بزاريم سفرنامه به صرف كاپوچينو
علي