کل نماهای صفحه

شنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۶

همسایه


همسایه جدیدمون اوایل تا در خونه را باز می کردیم پر می زد و می رفت تا اینکه متوجه شد که ما باهاش کاری نداریم. حالا دیگه همونجا روی تخم میشینه و به ما هم کاری نداره. این قمری منو یاد پسر عموش انداخت که هر سال میامد و روی شاخه درخت گلابی خونه ما - میدان ژاله - لانه می ساخت و تخم می گذاشت و هر سال هم بلا استثنا تخم هاش در اثر وزش باد شدید می افتادند و می شکستند. اما این قمری ما جایی که انتخاب کرده حرف نداره. نه باد و نه باران اذیتش می کنه. باید بهش بگم بره ایران یک کارگاه دکتری در زمینه لانه سازی برای پسر عموی ایرانیش بذاره
سعید

هیچ نظری موجود نیست: