غروب روزای جمعه همیشه هم دلگیر نیستند مثل این یکی که دور هم بودیم و کلی خندیدیم! همیشه عاشق سفر بودم تا اینکه دست تفدیر مرا به این گوشه دنج پرتاب کرد. اخیرا وقتی از سفر بر می گردم ... بگذریم. دو هفته در ایران مثل برق و باد گذشت اما یه جورایی خیلی خوش گذشت. هر روزش مفید بود. خصوصا سفر شمال که باعث شد دور هم باشیم. گقتنی زیاد است. به مرور که حالم بهتر شد می نویسم. شایدم بنویسم که حالم بهتر بشه
سعید
سعید
۱ نظر:
welcome back Ramtin
ارسال یک نظر