کل نماهای صفحه

چهارشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۶

بدون تیتر


امروز رفته بودم پاریس چند جا کار داشتم بعد از انجام کارها دیدم وقت دارم و آرش هم خونه

بود و از بابت نیلگون هم خیالم راحت بود یادم افتاد که نمایشگاهی از تابلوهای مینیاتور ایران

و فرش در موزه لوور برگزار شده خلاصه رفتم تا لوور سر در ورودی چشمم به تبلیغی با زبان

فارسی و فرانسه خورد از آنجا که اینجا اگر زبان مادری ببینی یا بشنوی ناگهان به برق سه فاز

وصل میشی از ذوق که بعد از مدتها چشمم در اینجا به خط فارسی خورده یک عکس از آن که

در واقع تبلیغ نمایشگاه بود گرفتم و به امید گرفتن عکسهای جالبتر رفتم داخل حیاط موزه که

متاسفانه به در بسته موزه برخوردم از طرفی حسابی سردم بود و دنبال جای گرم بودم از طرفی

هم ذوق دیدن تابلوهای ایرانی خلاصه که کلی تو ذوقم خورد وقتی یکی از دربانها گقت که سه شنبه ها

موزه بسته است منکه از فرصت استفاده کرده بودم البته از بودن آرش در خانه باید یه جایی میرفتم

خلاصه رفتم به پانتکوت جایی در نزدیکی سوربن که متاسفانه بچه ها که اینجا بودند نرفتیم البته

من اینجا را نمیشناختم در هر حال بد نبود کلی نقاشیهای دیواری و مجسمه داشت و در طبقه پایین

هم مقبره کلی از نویسنده ها و افراد معروفی چون ویکتور هوگو ولتر امیل زولا الکساندر دوما پیر و ماری کوری

و افرادی دیگر چند تا از عکسهایی را که امروز گرفتم میگذارم تا نمایشگاه ایران که هر وقت

فرصت شد و رفتم برایتان میگذارم

جای همگی هم خالی

ناهید

۲ نظر:

vahid گفت...

این عکس قبر و مجسمه ولتر است

ناشناس گفت...

من رایاد اولین باری که با علی (پسر خاله)قرار بود بریم تئاتر انداختی. ما هم بین هفت روز هفته روز شنبه را انتخاب کردیم و رفتیم نمایش ببینیم که متوجه شدیم شنبه ها تئاتر شهر بسته است چرا که جمعه ها نمایش دارند و بازیگرها یک روز استراحت نیاز دارند یا یه چیزی توی این مایه ها