کل نماهای صفحه

چهارشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۶


۲ نظر:

vahid گفت...

اینهم قایقهای روی سن با توریستها در حال گشت زدن روی سن

ناشناس گفت...

قایقهای روی سن منو یاد آمیتیس شیطون که نیلگون را هم کوک کرده بود می اندازند. یادمه حدود نیم ساعتی بدون یک لحظه استراحت هی می خواندند:"اوه شانزه لیزه " و همین یم جمله را هم بیشتر از اون شعر کذایی بیشتر بلد نبودند ولی با همین "اوه شانزه لیزه" کلی رقصیدند و بالا پایین پریدن