کل نماهای صفحه

دوشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۶

وطن

روز شنبه که نیلگون را برده بودم مدرسه سعدی یا همون مدرسه ایرانی در پاریس چشمم روی
دیوار کنار دفتر مدیر به این شعر خورد که نمیدونم سروده کیست یا من دراوردی ست شاید نمیدونم
به هر حال بد ندیدم شما هم بخونید
این خاک فریباست ولی خاک وطن نیست
این خاک قشنگ است ولی خانه من نیست
در مشهد و یزد و قم و کاشان و لرستان
لطفی ست که در برلن و دهلی و پکن نیست
در بابل و گرگان و خراسان و بروجرد
نقشی ست که در قاهره وشام و یمن نیست
در این بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در آن هم سخنی نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران!!!!!!!!!!
لندن به دل انگیزی شیراز کهن نیست
هر جا که روم روی به هر جا که آرم
فکرم به جز از فکر وطن ذکر وطن نیست
خودتان قضاوت کنید
ناهید

۲ نظر:

ناشناس گفت...

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست من خانه به دوشم
این خاک فریباست ولی خاک وطن نیست من با که بجوشم
همسایه زبان من سرگشته نداند من با که بگویم
هر در که زنم تا لب خود باز گشایم گویند که تو اهل کجایی
بغضم به گلو می شکند، آرام ندارم غمگین و خموشم
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست من خانه به دوشم
این خاک فریباست ولی خاک وطن نیست من با که بجوشم
ای کاش وطن زود از غم بدر آید
این شام سحر گردد و این غصه سر آید
تا من به صد امید بگیرم ره خانه
چشم از همه زیبایی این خاک بپوشم

http://www.parszamin.net/

ناشناس گفت...

میگم این را هم من بنویسم ببرم پایین شعر در مدرسه اضافه کنم یعنی تقدیم کنم به مدرسه سعدی چطوره فکر کنم کلی هم کیف کنند.
ناهید