کل نماهای صفحه

شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۷





کوه پرسید: زِ رود
زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟
گفت: در رفتن من
کوه پرسید و من؟
گفت، در ماندن تو
بلبلی گفت: و من ؟
خنده ایی کرد و به گفت در غزل خوانی تو
آه ازآن آبادی که در آن کوه رَود، رود مرداب شود و در آن
بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز، در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفرکرده مان نیست
... بدان


شاعر؟


وحید 14/2/87

۱ نظر:

ناشناس گفت...

shaer har ke hast ke damesh garm aliiii gofte
nahid dar zemn aks e besyar ghashangi ham boud albate hast