حدود هفده سال پیش دوست شفیقی داشتم که خواهری داشت که یکی دو سال از خودش بزرگتر و خیلی رک بود. این خانم یک بار بدون هیچ رو دربایستی برگشت به من گفت تو خیلی قشنگ حرف میزنی و حتی می تونی گاهی آدمو جادو کنی اما من اخیرا رفتم توی بحر چیزهایی که میگی و متوجه شده ام که اگر چه به نظر با مطالعه می آیی اما بیشتر حرفهات بی اساس و دری وری است!! من یک کم شوک شدم و چیزی نگفتم چرا که چیزی نداشتم که بگم یعنی عملا طرف راست می گفت و حرف حساب هم که جواب نداره
سالها گذشت و گذشت تا چند روز پیش که یه مشتری یک سوالی درباره دستگاهی کرد که با لامپ فول اسپکتروم کار می کنه و من که اصلا جوابی برای سوالش نداشتم فرض کردم که این بابا هم چیزی سرش نمی شه پس بدون آنکه خودم را ببازم حدود پنج دقیقه ای درباره لامپهای فول اسپکتروم و اشعه یووی و ... مثل یک استاد فیزیک دانشگاه الازهر نیویورک براش سخنرانی کردم. طرف درحالی که گیج شده بود از اطلاعاتی که به دست آورده بود تشکر کرد و خریدش را انجام داد و رفت. همینکه از در خارج شد همکارم که خیلی هم ادعا داره گفت این اطلاعات جالب را از کجا گرفتی؟ حتما توی وبسایتی چیزی پیداش کردی! ها؟ خندیدم و گفتم تمام آن سخنرانی چیزی نبود جز دری وری هایی که من از خودم فی البداهه ساختم که کم نیاورده باشم. شدیدا زد زیر خنده و گفت: همچی محکم صحبت کردی که من را هم که بیش از پنج ساله می شناسمت سیاه کردی! داستان خواهر دوستم را بهش گفتم و اضافه کردم که کاش الان بود و می دید که آن چیزی که ایشون فکر می کردند ایراد بزرگی است، امروزه روز، ابزار نان در آوردن من شده است
سعید
سالها گذشت و گذشت تا چند روز پیش که یه مشتری یک سوالی درباره دستگاهی کرد که با لامپ فول اسپکتروم کار می کنه و من که اصلا جوابی برای سوالش نداشتم فرض کردم که این بابا هم چیزی سرش نمی شه پس بدون آنکه خودم را ببازم حدود پنج دقیقه ای درباره لامپهای فول اسپکتروم و اشعه یووی و ... مثل یک استاد فیزیک دانشگاه الازهر نیویورک براش سخنرانی کردم. طرف درحالی که گیج شده بود از اطلاعاتی که به دست آورده بود تشکر کرد و خریدش را انجام داد و رفت. همینکه از در خارج شد همکارم که خیلی هم ادعا داره گفت این اطلاعات جالب را از کجا گرفتی؟ حتما توی وبسایتی چیزی پیداش کردی! ها؟ خندیدم و گفتم تمام آن سخنرانی چیزی نبود جز دری وری هایی که من از خودم فی البداهه ساختم که کم نیاورده باشم. شدیدا زد زیر خنده و گفت: همچی محکم صحبت کردی که من را هم که بیش از پنج ساله می شناسمت سیاه کردی! داستان خواهر دوستم را بهش گفتم و اضافه کردم که کاش الان بود و می دید که آن چیزی که ایشون فکر می کردند ایراد بزرگی است، امروزه روز، ابزار نان در آوردن من شده است
سعید
۱ نظر:
lotfan shekaste nafsi nakonid be gholi yek kam baraye ham nushabe baz konym chera ke na!
nahid
ارسال یک نظر