از آنجایی که تقویم ایرونی درست و حسابی ندارم نمی دونم با تاخیر یا با تقدم تولدت را تبریک می گم اما به هر حال فرقی نمی کنه مهم اینه که بهانه ای شد که برات چند خطی بنویسم. اول از همه به مریم خانم سلام برسون! دون اینکه دلم براتون خیلی تنگ شده! پارسال تولدت دور هم بودیم وکلی حرف زدیم! باید برم اون فیلم رو پیدا کنم ببینم! الان که دارم برات اینو می نویسم باید برم کم کم آماده شم چون یکی از بچه ها دعوتمون کرده رستوران شمال. جای شما خالی میرزا قاسمی های خوبی داره. راستی این عکسو یادت میاد؟ پشتش نوشته ام: شهریور هفتاد و نه - بهزیستی. یاد تمام اون روزای خوش بخیر! یاد پارسال این موقع ها هم بخیر! اصلا می دونی چیه؟ یاد تمام اون لحظه های خوب و تکرار نشدنی خیال های دور و شادمانی های بی سببمان بخیر. به هر حال آرزوی بهترین ها را برات دارم و امید دارم در کنار همسر خوبت سالهای سال به سربلندی زندگی کنی. به قول سید از نو برایت می نویسم: حال همه ما خوب است اما تو باور مکن
سعید

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر