
مامانم دیشب می گفت ساعت 4:30 صبح به دنیا اومدم امروز صبح چند تا پشه منو از خواب بیدار کردن بلند شدم عصبانی شده بودم چراغ ها روشن کردم تا بکشمشون یه نگاه به ساعت کردم دیدم 4:30 دقیقه ست خندم گرفته بود بی خیال جونشون شدم در اتاق رو بستم تا 4 تایی کیف کنن رفتم رو کاناپه هال خوابیدم اولین باری بود که تو دلم از پشه ها تشکر می کردم چون این بار اولی بود که در روز تولدم تو این ساعت از خواب بیدار می شدم داشتم فکر می کردم چقدر قشنگ میشه آدم راس ساعت تولدش (مثله لحظه تحویل سال نو) همه شمارش معکوس بشمرن بعد آدم شمع کیک شو فوت کنه خیلی قشنگه ها ولی این وسط یه مشکل کوچولو هست اونم اینه که خدایش آدم برای خودشم حال نداره ساعت چهار و نیم از خواب بیدار بشه حالا چه برسه به دیگران
خب دیگه وقتی آدم اونجوری از خواب بیدار میشه بعدشم نتونه از دشمنش انتقام بگیره تازه بی خودی کلی هم حال کنه که بیدارش کردن توقع نداشته باشین فکر بهتری به ذهنش برسه
تولدم مبارک
وحید 10/6/87













سعید