کل نماهای صفحه

دوشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۷

ها کردن


پیمان هوشمند زاده نویسنده کتاب ها کردن از شاگردهای هوشنگ گلشیری ست شغل اصلیشم عکاسیه عکاسی مطبوعات این کتاب شامل 4 داستان کوتاه ست که خیلی به هم ربطی ندارن ولی در مجموع یه بار خوندنش می ارزه
اگه دوست داشتین می تونین برین اینجا کتاب رو دانلود کنین
اینم یه پاراگراف از داستان که من خیلی خوشم اومد
در آسانسور باز میشود و من عقب عقب میروم تو.دبه دستم است،پس همین جاهاست.همان اوایلی
که گیاه خوار شده بود.کلی پول داده بودم از شهرستان برایم روغن محلی بیاورند.درش را که باز کرد
شروع شد.اول که قیافه اش چفت وچیل شد،بعد بند کرد به بهداشتی نبودنش و بعد یک خروار ایراد دیگرکه اصلا توی مخم نمیرفت
گفتم: بذار باشه، من باهاش نیمرو می‌زنم
گفت: من که لب نمی‌زنم
می‌خواستم بگویم: حالا کی گفته تو بخوری؟
گفتم: یه کم بخوری خوشت می‌آد
گفت: امکان نداره
می‌خواستم بگویم: به درک
گفتم: بوش که بلند بشه، هوس می‌کنی
گفت: بوی گند می‌ده
می‌خواستم بگویم: اصلن ریدن توش، منم می‌خورم
گفتم: سخت نگیر، روغن روغنه دیگه
گفت: میگم بهداشتی نیست
می‌خواستم بگویم: از کی تا حالا آزمایشگاه شدی؟
گفتم: عوضش بخوری یه کم جون می‌گیری
گفت: گفتم که، من نمی‌خورم
می‌خواستم بگویم: خب بهتر
از دهنم پرید: خب بهتر
وحید 18/6/87

۳ نظر:

ناشناس گفت...

کتاب جالبی بود امروز دو تا داستانشو خوندم. ممنون

سعید

ناشناس گفت...

khoshbehalet ke inghadr rahat ketab mikhuni!!!
nahid

ناشناس گفت...

دلیلش اینه که از کار خبری نیست واگرنه پارسال این موقع سرکار وقت سر خواراندن هم نداشتم
سعید