يک روز، زندگي هست. مردي مثلاً، در سلامت کامل، نه حتي پير؛ بي هيچ سابقه يي از بيماري. همه چيز همان طور است که بود، همان طور که خواهد بود. هر روزش را مي گذراند، سرش به کار خودش است و رويايش منحصر به همان زندگي است که پيش رو دارد و بعد ناگهان مرگ از راه مي رسد.آدمی آه کوچکی سر می دهد فرو می رود توی صندلی اش و مرگ ظاهر می شود یک بارگی آن جایی برای اندیشیدن باقی نمی گذارد به ذهن فرصتی برای یافتن کلامی تسلی بخش نمی دهد هیچ چیز برایمان باقی نمی ماند مگر مرگ مگر حقیقت تحلیل ناپذیر میرایی مان مرگ پس از یک بیماری طولانی را می توانیم رضا دهیم حتی مرگ تصادفی را می توانیم به تقدیر نسبت دهیم اما مرگ آدمی بی هیچ دلیل آشکار مرگ آدمی صرفا چون آدم است چنان به مرز نامرئی میان زندگی و مرگ نزدیکمان می کند که دیگر نمی فهمیم در کدام سویش هستیم زندگی بدل می شود به مرگ و انکار این مرگ تمام مدت مالک این زندگی بوده است مرگ بی اخطار که معنایش این است : توقف زندگی توقفی که هر آن ممکن است پیش بیاید... خبر مرگ پدرم سه هفته پیش به من رسید
این شروع کتاب اختراع انزوا اثر پل استر هست این نویسنده تو ایران خیلی معروفه و کلی طرفدار هم داره این آخرین کتابی که ازش ترجمه شده و اولین کتابی که من از این نویسنده خوندم پاراگراف اول کتاب منو ناخود آگاه یاد مورسو شخصیت رمان بیگانه اثر آلبر کامو انداخت مورسو شخصیت خوبی نیست بد هم نیست آدم ارزشی نیست ضد ارزش هم نیست یه آدم خیلی ساده ایی یه آدم پوچ و بیهوده که با اجتماعی که باهاش زندگی می کنه کاملا بیگانه ست داستان از اونجا یی شروع میشه که مورسو بی تفاوت بالای جنازه مادرش ایستاده ست تو تشییع جنازه از شیون کردن دیگران خیلی تعجب می کنه روزه بعدش می ره سینما یه فیلم کمیک می بینه شب ماری دوست دخترش بهش پیشنهاد ازدواج می ده مورسو با بی تفاوتی کامل جواب مثبت می ده بعدش تو یه اتفاق یه عرب رو می کشه می ره دادگاه هاج و واج قاضی و هیات منصفه رو نگاه می کنه آخرش هم محکوم به اعدام میشه و میمیره
اختراع انزوا اولین اثر پل استر هست که به تازگی توسط بابک تبرایی ترجمه شده کتاب شامل دو قسمته نویسنده قسمت اول رو در سال 1979 میلادی بعد از مرگ پدرش نوشته که داستان هم درباره مرگ پدرشه قسمت دوم رو در سال 1981 بعد از جدا شدن از همسرش و زندگی کردن در تنهایی نوشته در نهایت هم سال 1982 کتاب تو آمریکا به چاپ رسیده
مترجم اثر تو مقدمه کتاب می گه : استر در <<اختراع انزوا>> به مفاهیمی چون تنهایی ، انزوا ، شانس و تفاوت این مفاهیم میپردازد . این کتاب در حقیقت در خصوص پروسه نوشتن است. نه مقاله است ،نه رمان و نه پرداختن به زندگی. بلکه پرداختن به مفاهیم متعارف ، توام با تاملات نویسنده است. همچنین در پشت جلد این کتاب جملاتی با این مضمون نقش بسته است: « در اختراع انزوا میتوان ردپای بسیاری از حوادث و شخصیتهای رمانهای استر را پی گرفت. نویسنده در اثر مرگ ناگهانی پدرش، خاطراتش از او را با نگاهی عصبی و گره خورده با مشکلات در دنیای ذهنی و عینیاش روایت میکند و نتیجه آن کتابی میشود که نه رمان است و نه مقاله. چیزی است بینابین با شبکهای از مفاهیمی چون تنهایی، هویت، فرآیند نوشتن و برجستهتر از همه اینها: انزوا
وحید 25/6/87
۱ نظر:
به نظرم کتاب جالبی آمد و دیشب سعی کردم آنراآنلاین بخرم اما توی چپترز پیداش نکردم در عوض چهار تا کتاب دیگه پاول آستر را خریدم که تا یک هفته دیگه دستم میرسه. بازم از این تیپ مطالب بنویس. ممنون
راستی طرف اهل نیوجرسی، همولایتی اخوی امریکایی است
سعید
ارسال یک نظر