کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۷

نجوم


فکر می کنید این دوستان با این دم و دستگاه و تلسکوپ روی چه پروژه فضایی کار می کنند؟

الف) پروژه کشف جدیدترین قمر اورانوس

ب) بررسی سوراخ لایه اوزون

ج) وجود آب در مریخ

د) میزان گازهای گلخانه ای در سیاره نپتون

برای جواب لطفا اینجا کلیک کنید


سعید

فقط متری 4 میلیارد تومان


سلام
من که دارم پولامو جمع می کنم
شما چطور
علی

حامد حدادی



مطلب رامتین منو یاد خاطره کوچولویی از المپیک انداخت بعد از بازی ایران و آرژانتین تلویزیون ایران نشون داد که یه خبرنگار خارجی داره از حامد حدادی در مورد مذاکرتش برای پیوستن به تیمهای آمریکایی سوال می کنه
نکته جالب اینجا بود که یه خبرنگار ایرانی به شکل دست و پا شکسته ای نقش یه مترجم رو داشت ایفا می کرد بعد از 2 تا سوال حدادی یه نگاهی به خبرنگار ایرانی کرد و بعدش هم براحتی شروع کردبا خبرنگار خارجی انگلیسی صحبت کردن
تصور کنین من با سعید خارج از ایران هستیم بعد یه نفر به زبان انگلیسی یه سوالی ازسعید بکنه بعد من سریع سیر بیام حرف طرف رو ترجمه کنم بعدش منتظر جواب سعید بمونم تا برای طرف ترجمه کنم یه کم به وضعیت سعید فکر کنین حالا باید چی کار کنه حامد حدادی دقیقا همین وضعیت رو داشت
یه اتفاق جالب دیگه هم که تو ایام المپیک افتاد بعد از این که خبر مذاکره حدادی با تیمهای آمریکایی فاش شد مسئولین بسکتبال آمریکا باشگاه ها رو از انجام هر گونه مذاکره با بازیکنان ایرانی منع کردن رئیس فدراسیون بسکتبال ایران هم بلافاصله طی یک حرکت شجاعانه اعلام کرد ما هم تمام بازیکنان آمریکایی شاغل در باشگاهامون رو اخراج می کنیم
حضور بسکتبالیست های آمریکایی در ایران از اونجایی شروع شد که تیم های لبنانی از این بازیکنان استفاده کردن بررسی هایی که در مورد این بازیکنان صورت گرفت معلوم شد اینها بازیکنهای خیلی خوبی هستن ولی در سطح و اندازه های لیگ های آمریکایی نیستن یه خوبی هم که دارن مبلغ قرارداداشون بعضا از بازیکنان ایرانی هم کمتره برای همین باشگاه ها استقبال خوبی برای جذب این بازیکنها کردن چیزی که مشخصه این بازیکنها سطحشون از لیگ ما بالاتره بدون شک حضور این بازیکنها درباشگاه ها تو پیشرفتی که بسکتبال ما تو این چند وقت داشته بی تاثیر نبوده حالا مسئله اینه که از اخراج این افراد از ایران کی ضرر می کنه؟
معلومه دیگه آمریکایی ها !!! من تا اونجائیکه شنیدم بعد از تهدیدی که آقای مشحون کرد کنگره آمریکا جلسه فوق العاده تشکیل داد و طی یک حکم حکومتی از آقای بوش خواست که برای جلوگیری از اخراج بازیکنان آمریکایی هر چه سریعتر شرایط حضور حامد حدادی رو در تیمهای آمریکایی فراهم کنه آقای بوش هم از ترس اینکه تو این شرایط بد اقتصادی خدای نکرده 10 نفربه جمع بیکارهای آمریکایی اضافه نشن خودش پارتی آقا حامد شد تا به یکی از تیمهای آمریکایی بره یه باریکلا به آقای مشحون به خاطر اینکه طی یک عملیات دلاورانه و سلحشورانه پوزه این آمریکایی ها رو به خاک مالید
از مدیر احمقی که بعد المپیک از پیروزی های بزرگ کاروان ورزشی ایران ومدیریت موفق جناب علی آبادی تمجید می کنه چه انتظاری میشه داشت
برای این مطلبم می خواستم یه عکس از حامد حدادی بذارم رفتم سایت گوگل جستجو کردم اون عکس بالایی که تو نیویورک تایمز چاپ شده بود رو انتخاب کردم ولی به یه نکته جالبی برخورد کردم سایتهای زیادی تیتر عکسشون حامد حدادی و همسرش بود بعضی هاشون از تیتر عکس داغ استفاده کرده بودن به سایت ها که سر زدم دیدمبعضی هاشون تا عضو نباشم نمی تونم عکس رو ببینم چند تایی هم فیلتر شده بودن داشتم قاطی می کردم با خودم گفتم نکنه این دیوونه پاش به آمریکا نرسیده رفته لب دریا با زنش عکس ... گرفته بالاخره یه سایتی رو پیدا کردم عکس رو بدون هیچگونه دردسری در دسترس قرار داده بود قضاوتش با شما



وحید 9/7/87

دوشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۷

Where are you from?

Sorry , I did not have Farsi keyboard on this PC, but look at what I copy last from Memphis Grizzilies website , on Hamed Hadddi past courier it looks like he comes from no where land, welcome to U.S.A 2008. Ramtin


NUM PLAYER POS HT WT DOB FROM YRS
00 Darrell Arthur F 6-9 225 03/25/1988 Kansas R
44 Andre Brown (FA) F 6-9 245 05/12/1981 DePaul 2

Greg Buckner G-F 6-4 210 09/16/1976 Clemson 9
11 Mike Conley G 6-1 180 10/11/1987 Ohio State 1
3 Javaris Crittenton G 6-5 200 12/31/1987 Georgia Tech 1
33 Marc Gasol C 7-1 265 01/29/1985 Spain R
22 Rudy Gay F 6-8 222 08/17/1986 Connecticut 2

Hamed Haddadi C 7-2 254 05/19/1985
R
23 Casey Jacobsen (FA) G 6-6 215 03/19/1981 Stanford 4
55 Marko Jaric G 6-7 224 10/12/1978 Serbia 6
1 Kyle Lowry G 6-0 175 03/25/1986 Villanova 2
32 O.J. Mayo G 6-4 210 11/05/1987 USC R
31 Darko Milicic C-F 7-0 275 06/20/1985 Serbia & Montenegro 5
8 Antoine Walker F 6-9 245 08/12/1976 Kentucky 12
21 Hakim Warrick F 6-9 215 07/08/1982 Syracuse 3

یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۷

نمایشنامه هنر

امروز روزنامه کارگزارن یه نقدی در مورد نمایشنامه هنر نوشته بود خوندنش خالی از لطف نیست
این نمایشنامه چند سال پیش به کارگردانی داوود رشیدی رو صحنه رفت ماه پیش که من رفتم نمایشنامه رو بخرم پای صندوق متوجه شدم کتاب سی درصد تخفیف خورده دلیل اصلیش قطعا اینه که دیگه این کتاب فروش نمیره چیزی که برام جالب بود اینه که بعد از این همه وقت تو وبلاگمون یه یادی از این نمایشنامه کردیم بعدش بلافاصله نقدش تو روزنامه چاپ شد البته قطعا چاپ این مطلب هیچ ربطی به نوشته نا نداره برام حسن تصادفش جالب بود
وحید 7/7/87

چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۷

نقاشی

تو مدرسه هیچ وقت نمره خوبی از نقاشی نگرفتم اصلا حوصله نقاشی کشیدن رو نداشتم البته واضح و مبرهن که بنده هیچ استعدادی درهنرهای هفت گانه ندارم ولی چیزی که هست اینه که اگه آهنگساز نیستم حداقل می تونم بین موسیقی خوب و بد فرق قائل بشم اگه نویسنده نیستم می تونم نوشته خوب رو از بد تشخیص بدم (البته با دیدگاه خودم) ولی مشکل اینه که من از نقاشی هیچی سر در نمیارم
چند وقت پیش رضاصفایی من رو به نمایشگاه نقاشی خانومش دعوت کرد تو گالری تقریبا سی تا تابلو بود که اغلب از مناظر طبیعی بود نقاشی ها رو که نگاه کردم یه گوشه ای ایستاده بودم روز افتتاحیه بود سر رضا و خانومش هم شلوغ بود من کسی رو نمیشناختم یه جورایی بد بود بیرون میومدم برای گذروندن وقت هم که شده از فاصله دور دوباره نقاشی ها رو نگاه کردم چیزی که توجه منو جلب کرد این بود که نقاشی ها رو داشتم بهتر می دیدم موضوع رو با آقای جوونی که کنارم بود(از قضا وضعیت منو داشت کسی رو خیلی نمی شناخت) در میون گذاشتم کاملا تایید کرد طرف خودش نقاش بود در مورد نقاشی کلی با هم گپ زدیم تو راه برگشت به خونه داشتم خودمو سرزنش می کردم به خودم گفتم داداش نقاشی بلد نیستی بکشی خب خیلی ها بلد نیستن, بینشون نمی تونی فرق بذاری حالاخیلی مهم نیست این مشکل هم خیلی ها دارن;ولی خدایش اینجوری نگاه کردن به تابلو نقاشی یه کم نه ,خیلی ضایع ست; مثل این می مونه که آدم یه کتاب رو برعکس دستش بگیره به زحمت بخونش آخرشم در موردش نظر هم بده ,خداییش بد نیست؟
چند وقت پیش یه نمایشنامه خوندم بنام "هنر " اثربرجسته نمایشنامه نویس معروف فرانسوی یاسمینا رضا که تا حالا کلی بخاطرش جایزه برده
داستان در مورد روابط سه تا دوسته که یکی شون رفته تو حراجی به قیمت گزافی یه تابلو نقاشی خریده اون دو تای دیگه شاخ در آوردن چون که کل تابلو یه پرده سفیده اگه به دقت بهش نگاه کنی چند تا خط خاکستری رنگ رو توش میبینی !!! همین
این همه وراجی فقط به خاطر این لینک کوچولویی بود که برام فرستاده بودن ده تاازگرونترین تابلونقاشی ها در دنیا
من که چیزی سر در نیاوردم که چرا اینا گرونترین هستن ولی خب حتما یه چیزی هست دیگه یه اصلی هست که میگه : بی خودی کسی پولشو خرج نمی کنه
وحید 3/7/87

فرقی هست؟


فرقی هست در خلقت کسی که در مغازه ای چند میلیاردی اجناسی چند صد میلیونی را می فروشد ، با کسی که
اجناس چند صد تومانی را در گوشه ی از پیاده رو ؟
منبع:وبلاگ محمد نیکو حرف
وحید 3/7/87

سه‌شنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۷

hads bezanid



shotor gusfand

ایران از بولیوی 'شترگوسفند' وارد می کند

ایران برای تامین گوشت قرمز لاما وارد می کند
سازمان دامپزشکی ایران در صدد است تا حیوانی از خانواده شترسانان به اسم "لاما" را از کشور بولیوی وارد کند.
خبرگزاری کار به نقل از مجتبی نوروزی رئیس سازمان دامپزشکی ایران گزارش داده که این سازمان به دنبال ایجاد تنوع در صادرات و واردات دام و فرآورده های دامی کشور است.
بر همین اساس، سازمان دامپزشکی به دنبال وارد کردن "لاما" از کشور بولیوی است. این حیوان که از خانواده شترسانان است جثه ای کوچکتر از شتر دارد و دارای رشد سریعی است.
این حیوان کوهان ندارد و در آمریکای جنوبی برای بارکشی، تولید پشم و گوشت از آن استفاده می شود.
B B C albaghi ra dar in site bekhanid
nahid

پنجشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۷

مردانه ها

:خانم یکی از دوستان این را برام فرستاده
وخداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد
سوره سکته، آیه دق
سعید

کفش های میرزا نوروز

هفته پیش ساناز یک جفت کفش از آلدو برام خریده بود که کمی تا قسمتی تنگ بود. دیروز رفته بود پسش بده که فروشنده گفته بود چرا یک سایز بزرگتر را امتحان نمی کنید؟ البته ما باید از فروشگاه دیگه بخواهیم که برامون بفرستند اینجا. ساناز میگه که راهش دوره و با بچه کوچک زیاد ساده نیست این رفت و برگشت ها! فروشنده میگه خانم اصلا نگران نباشید ما کفش را می فرستیم دم خانه تان شما امتحان کنید اگر دوست نداشتید برش گردانید. ضمنا ما راننده مان را چندبار می فرستیم پس اگر خانه نبودید نگران نباشید ما بر می گردیم. راستی شما اسم اینو چی می گذارید؟ سرویس؟ من که نمی دونم شاید شما بدونید
سعید

دختر بزرگه بابا لنگ دراز

این عکس در میدان ترافالگار لندن برای جدیدترین کتاب رکوردهای گینس گرفته شده
خانم سوتلانا پاکراتو*ا سی و شش ساله، اهل روسیه اگرچه بلند قدترین آدم روی زمین نیست اما با پاهایی به اندازه صد و سی و دو سانتیمترصاحب بلندترین پاهای روی زمین است
آقای هی پینگ پینگ** اهل مغولستان بیست ساله، فقط هفتاد و چهار سانتیمتر است و دارای عنوان کوتاهترین انسان روی زمین است
*Svetlana Pakratova
**He Pingping
سعید

دوشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۷

اختراع انزوا

يک روز، زندگي هست. مردي مثلاً، در سلامت کامل، نه حتي پير؛ بي هيچ سابقه يي از بيماري. همه چيز همان طور است که بود، همان طور که خواهد بود. هر روزش را مي گذراند، سرش به کار خودش است و رويايش منحصر به همان زندگي است که پيش رو دارد و بعد ناگهان مرگ از راه مي رسد.آدمی آه کوچکی سر می دهد فرو می رود توی صندلی اش و مرگ ظاهر می شود یک بارگی آن جایی برای اندیشیدن باقی نمی گذارد به ذهن فرصتی برای یافتن کلامی تسلی بخش نمی دهد هیچ چیز برایمان باقی نمی ماند مگر مرگ مگر حقیقت تحلیل ناپذیر میرایی مان مرگ پس از یک بیماری طولانی را می توانیم رضا دهیم حتی مرگ تصادفی را می توانیم به تقدیر نسبت دهیم اما مرگ آدمی بی هیچ دلیل آشکار مرگ آدمی صرفا چون آدم است چنان به مرز نامرئی میان زندگی و مرگ نزدیکمان می کند که دیگر نمی فهمیم در کدام سویش هستیم زندگی بدل می شود به مرگ و انکار این مرگ تمام مدت مالک این زندگی بوده است مرگ بی اخطار که معنایش این است : توقف زندگی توقفی که هر آن ممکن است پیش بیاید
... خبر مرگ پدرم سه هفته پیش به من رسید
این شروع کتاب اختراع انزوا اثر پل استر هست این نویسنده تو ایران خیلی معروفه و کلی طرفدار هم داره این آخرین کتابی که ازش ترجمه شده و اولین کتابی که من از این نویسنده خوندم پاراگراف اول کتاب منو ناخود آگاه یاد مورسو شخصیت رمان بیگانه اثر آلبر کامو انداخت مورسو شخصیت خوبی نیست بد هم نیست آدم ارزشی نیست ضد ارزش هم نیست یه آدم خیلی ساده ایی یه آدم پوچ و بیهوده که با اجتماعی که باهاش زندگی می کنه کاملا بیگانه ست داستان از اونجا یی شروع میشه که مورسو بی تفاوت بالای جنازه مادرش ایستاده ست تو تشییع جنازه از شیون کردن دیگران خیلی تعجب می کنه روزه بعدش می ره سینما یه فیلم کمیک می بینه شب ماری دوست دخترش بهش پیشنهاد ازدواج می ده مورسو با بی تفاوتی کامل جواب مثبت می ده بعدش تو یه اتفاق یه عرب رو می کشه می ره دادگاه هاج و واج قاضی و هیات منصفه رو نگاه می کنه آخرش هم محکوم به اعدام میشه و میمیره
اختراع انزوا اولین اثر پل استر هست که به تازگی توسط بابک تبرایی ترجمه شده کتاب شامل دو قسمته نویسنده قسمت اول رو در سال 1979 میلادی بعد از مرگ پدرش نوشته که داستان هم درباره مرگ پدرشه قسمت دوم رو در سال 1981 بعد از جدا شدن از همسرش و زندگی کردن در تنهایی نوشته در نهایت هم سال 1982 کتاب تو آمریکا به چاپ رسیده
مترجم اثر تو مقدمه کتاب می گه : استر در <<اختراع انزوا>> به مفاهیمی چون تنهایی ، انزوا ، شانس و تفاوت این مفاهیم می‌پردازد . این کتاب در حقیقت در خصوص پروسه نوشتن است. نه مقاله است ،‌نه رمان و نه پرداختن به زندگی. بلکه پرداختن به مفاهیم متعارف ، توام با تاملات نویسنده است. همچنین در پشت جلد این کتاب جملاتی با این مضمون نقش بسته است: « در اختراع انزوا می‌توان ردپای بسیاری از حوادث و شخصیت‌های رمان‌های استر را پی گرفت. نویسنده در اثر مرگ ناگهانی پدرش، خاطراتش از او را با نگاهی عصبی و گره خورده با مشکلات در دنیای ذهنی و عینی‌اش روایت می‌کند و نتیجه آن کتابی می‌شود که نه رمان است و نه مقاله. چیزی است بینابین با شبکه‌ای از مفاهیمی چون تنهایی، هویت، فرآیند نوشتن و برجسته‌تر از همه اینها: انزوا
وحید 25/6/87

دوشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۷

ها کردن


پیمان هوشمند زاده نویسنده کتاب ها کردن از شاگردهای هوشنگ گلشیری ست شغل اصلیشم عکاسیه عکاسی مطبوعات این کتاب شامل 4 داستان کوتاه ست که خیلی به هم ربطی ندارن ولی در مجموع یه بار خوندنش می ارزه
اگه دوست داشتین می تونین برین اینجا کتاب رو دانلود کنین
اینم یه پاراگراف از داستان که من خیلی خوشم اومد
در آسانسور باز میشود و من عقب عقب میروم تو.دبه دستم است،پس همین جاهاست.همان اوایلی
که گیاه خوار شده بود.کلی پول داده بودم از شهرستان برایم روغن محلی بیاورند.درش را که باز کرد
شروع شد.اول که قیافه اش چفت وچیل شد،بعد بند کرد به بهداشتی نبودنش و بعد یک خروار ایراد دیگرکه اصلا توی مخم نمیرفت
گفتم: بذار باشه، من باهاش نیمرو می‌زنم
گفت: من که لب نمی‌زنم
می‌خواستم بگویم: حالا کی گفته تو بخوری؟
گفتم: یه کم بخوری خوشت می‌آد
گفت: امکان نداره
می‌خواستم بگویم: به درک
گفتم: بوش که بلند بشه، هوس می‌کنی
گفت: بوی گند می‌ده
می‌خواستم بگویم: اصلن ریدن توش، منم می‌خورم
گفتم: سخت نگیر، روغن روغنه دیگه
گفت: میگم بهداشتی نیست
می‌خواستم بگویم: از کی تا حالا آزمایشگاه شدی؟
گفتم: عوضش بخوری یه کم جون می‌گیری
گفت: گفتم که، من نمی‌خورم
می‌خواستم بگویم: خب بهتر
از دهنم پرید: خب بهتر
وحید 18/6/87