
کل نماهای صفحه
شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۸
سهشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۸
بدون شرح
كميته امداد و نجات كوهستان هيئت كوهنوردي مازندران در سالجاري حدود هشت جنازه در كوههاي استان را جمعآوري كرده است._____________________________________________________________
شانس آوردیم هیچ حادثه ای رخ نداده اگر حادثه رخ می داد چی می شد!؟
زیباترن دعای بچه ها

آنها از کتاب سومین جشنواره بین المللی "دستهای کوچک دعا" انتخاب شده اند. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود و دعاهای بچه های دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می دهد. لطفاً آمین بگوئید:
آرزو دارم سر آمپول ها نرم باشد! (تاده نظر بیگیان / ۵ ساله)
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا میکنم. از تو میخواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می خواهم می گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره*گوی / 7 ساله)
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان در بیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی هایی را که من جمع می کنم از من می گیرند و به بچه آنهایی می دهند که به من عیدی می دهند! (سحر آذریان / ۹
ساله)
بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو میخواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می خورد و می گوید کی کارت پایان خدمت میگیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)
خدایا! کاری کن وقتی آدم ها می خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)
خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)
ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می خواهم که به پدر و مادر همه بچه های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه یمان مانند بچه های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم. (مهسا فرجی / 11 ساله)
دلم می خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله ای بزنم(روشنک روزبهانی / 8 ساله)
خدایا! شفای مریض ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)
خدایا! تمام بچه های کلاسمان زن داداش دارند از تو می خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)
ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)
ای خدایی که خانممون گفته از بابا و مامان هم مهربونتری! کاش دوباره آقای احمدی نژاد (!) به شهر ما می اومد و دستور میداد کوچه ما را آسفالت کنند تا مامانم مجبور نباشه هر روز کفشامو توی کوچه با آفتابه بشوره تا گلشون پاک بشه! (محدثه واحدیان / 7 ساله)
کاشکی من یه مغازه توپ فروشی داشتم تا دیگه مجبور نمیپ شدم به جای توپ هایی که همسایه مون پاره می کرد، توپ نو بخرم! (زهرا ایمانی / 12 ساله)
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)
خدیا! دعا می کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)
ای خدا! من بعضی وقت ها یادم می رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه ها را می زدیم و فرار می کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی کنم! (دلنیا عبدی پور / 10 ساله)
آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)
خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می خوان دعا می کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)
خدایا! می خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)
خدایا! من دعا می کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)
من دعا می کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)
خدای مهربان! من یک جفت کفش می خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)
خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمیکند فقط میخوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)
یکشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۸
آرایش شوم ابرها مردم روسیه را از یک حمله فضایی ترساند

اگر شما این چنین چیزی را بالا سرتان می دیدید چه فکری می کردید؟ فضایی ها آمده اند تا نابودمان کنند، یا عذاب الهی نازل شده؟ اما ظاهرا این ابر های عجیب که اخیرا در مسکو دیده شده اند فقط یک پدیده طبیعی هستند و به گفته یک کارشناس هواشناسی شهر مسکو در اثر برخورد توده های هوا ایجاد شده اند.
جریان دقیق از این قرار است که چند جبهه هوا با خیال راحت در حال عبور از آسمان مسکو بوده اند که یک جبهه هوای مربوط به قطب شمال بهشان حمله می کند پس از مدتی خورشید نیز وارد عمل می شود و میدان نبرد را گرم تر می کند، تمام این عوامل دست به دست هم می دهند و باعث ایجاد این پدیده طبیعی می شوند.
کارشناس هواشناسی تصریح کرد: "این یک پدیده کاملا بصری و در عین حال تاثیر برانگیز است."
پس بنابراین در دنیای واقعی این ها فقط ابر هستند، اما اگر در یک فیلم این ها را دیدید شک نکنید که این ابر یک کشتی فضایی است و از حفره وسط آن اشعه لیزر بیرون می آید.
وحید
شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۸
چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۸
بخشش
حكايت اين است :
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت. بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند. پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند. كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند. گرچه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد.
شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود، او همه ي كارگران را گرد آورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتنـد : آ« اين بي انصافي است. چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند. بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند. آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند آ».
مرد ثروتمند خنديد و گفت: «به ديگران كاري نداشته باشيد. آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است؟» كارگران يكصدا گفتند : آ« نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است. با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم آ». مرد دارا گفت : آ« من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم.. من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نمي شود. من از استغناي خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد. من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم.آ»
مسيح گفت : آ« بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند. بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند. بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشـان مي شـود. امـا همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند.آ» شما نمي دانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد. او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما. از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد. بايد هم اينگونه باشد. بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است. دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظـرها برپـا داشتـه اند. زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نمي توانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند.
داستان کوتاه
احتمالا باید پودر لباسشویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای
خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!
زندگی هم همینطور است.
وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم
آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که میبینیم، در پی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟
زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردن است.
دوشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۸
اندرو لاك هجدهمين فاتح تمامي 8000 متري
اندرو لاك كوه نورد 48 ساله استراليائي سر انجام موفق شد پس از 16 سال تلاش بر روي قلل 8000 متري نام خود را به عنوان هجدهمين فاتح تمامي 8000 متري ها به ثبت رساند.
اندرو 14 قله 8000 متري را 18 بار فتح كرد كه در اين ميان برخي را دوبار صعود نمود. وي صعودهاي خود را اغلب به صورت مستقل و بدون كمك شرپاي ارتفاع صورت مي داد، ضمن آنكه از اكسيژن كمكي هم استفاده نمي كرد.
اندرو صعودهاي 8000 متري خود را با كي دوآغاز نمود. او اين قله دشوار را در سال 1993 به همراه آناتولي بوكرايف قزاق صعود كرد و البته در همين صعود بود كه بدليل كمك به كوه نورد حادثه ديده سوئدي نام اندرو بر سر زبانها افتاد. البته اندرو پيش از اينهم سابقه كمك به همنوردانش در ارتفاعات را داشت. وي در سال 1991 در تلاش براي فتح اورست دوبار اقدام به امداد رساني به هم تيمي هاي خود نمود. كه در مورد اول سقوط بهمن و در مورد دوم بيماري هم طنابش او را از فتح قله بازداشت.
لاك بجز همراهي با بوكرايف در صعود به قله كي دو با كوه نوردان بزرگ ديگري نيز هم سفر شده بود، نظير: گوران گورپ سوئدي در صعود به قله برودپيك در سال 94، داگ اسكات و ويتك كورتيكا در صعود از يال ماژنوي نانگاپاربات در سال 95 همچنين صعود سال 2007 به آناپورنا به همراه اينوكي اوكوچاي استراليائي و ايوان والروي اكوادور.
البته اندرو لاك براي رسيدن به عنوان هجدهمين فاتح قلل 8000 متري راه دشواري را طي نمود. وي از بهمنهاي زيادي گريخت، بارها از خطر سقوط در شكافهاي يخي جان به در برد، چندين بار دچار سرمازدگي شد و البته در مواردي بدون در اختيار داشتن لوازم كافي مجبور به بيتوته در ارتفاعات بلند شد.
اما شايد براي اندرو دشوارترين صعودها مربوط به شيشاپانگما بود جايي كه او در دو تلاش خود تنها به قله مركزي رسيده بود و در پائيز 2009 مجبور شد براي سومين بار به آنجا برود و البته اينبار با صعود به قله اصلي آمار 8000 متريهاي خود را به عدد 14 برساند.
اندرو هم اكنون به عنوان راهنماي طبيعت گردي و عضو تيم هاي اكتشافي قطب جنوب فعاليت مي كند.
با هم صعودهاي موفق او بر روي قلل 8000 متري را مرور مي كنيم:
1993 كي دو
1997 دائولاگيري
1997 برودپيك - صعود انفرادي
1998 نانگاپاربات
1999 گاشربروم يك
1999 گاشربروم دو - به صورت آلپي
2000 اورست
2002 ماناسلو
2002 لوتسه - صعود آزاد (در اين روز 6 تن از اعضاي تيم ايران به همراه سه كوه نورد كره اي و سه شرپا نيز قله لوتسه را صعود كردند)
2003 شيشاپانگماي مركزي - صعود آزاد
2004 اورست
2004 چوآيو
2005 چوآيو
2005 شيشاپانگماي مركزي
2006 كانچن چونگا
2007 آناپورنا
2008 ماكالو
2009 شيشاپانگما - صعود به قله اصلي
اندرو پس از بازگشت از شيشاپانگما به كمپ اصلي در پاسخ به اين پرسش كه چه احساسي از پايان صعودهايش به 8000 متريها دارد گفت:
امروز خيلي خوشحالم كه اين پروژه به پايان رسيده هر چند بسيار خسته ام!
بررسي رياضي يك حديث
یکشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۸
ازدواج برفراز توچال

از قدیم گفتهاند ازدواج كه میكنی باید اوج بگیری. اصلا میگویند ازدواجهایی موفق است كه تو را یك قدم به آسمان نزدیكتر كند. یك گام به بالاتر. یك پله نزدیكتر به خدا.
شاید به همین خاطر باشد كه میگویند كه اگر ازدواج كردی مواظب باش تا زمینی نمانی.اما در ایران، تهران، این گوشه متفاوت از دنیا نیز عدهای از جوانان كه نمیخواهند مثل بقیه باشند، ازدواجی متفاوت را پایهگذاشتهاند تا نگاهی متفاوت به جشن ازدواج داشته باشند.مراسم ازدواج نمادین دو نفر از اعضای گروه كوهنوردی كوهسار كه روز گذشته برفراز قله توچال برگزار شد، با همین هدف شكل گرفته است.
شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۸
پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۸
طلاق به سبک هالیوودی

این روزها موضوع طلاق های هالیوودی مورد توجه مطبوعات سینمایی آمریکا قرار گرفته است احتمالا وودی آلن که خودش طعم طلاق از ((میا فارو)) را چشیده بهترین توصیف را از طلاق به سبک هالیوودی ارایه کرده است وودی آلن می گوید :((یه موقعی ما به این فکر می کردیم که آیا به تعطیلات برویم یا طلاق بگیریم عاقبت تصمیم گرفتیم سفری به برمودا داشته باشیم که طی دو هفته به پایان می رسید اما طلاق چیزی است که هیچ وقت به پایان نمی رسد)) و اما این هم فهرست کوتاهترین ازدواج های هالیوودی به نقل از مجله امپایر :
1.رودولف والنتینو و جولین آنکر : 6 ساعت
2.جین آرتور و جولین آنکر: 1 روز
3.شر و کرگ آلمن : 5 روز
4.رابرت واکر و باربارا فورد: 7 روز
5.دنیس هاپر ومیشله فیلیپش : 8روز
6.پتی دوک ومایکل تل : 13 روز
7. والاس بیری و گلوریا سوانسون : 21 روز
سهشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸
اعدام بهنود شجاعی از زبان وکیلش.

بهنود شجاعی، جوان ايرانی که به اتهام ارتکاب قتل، بیش از چهار سال پيش، در سن هفده سالگی، به اعدام محکوم شده بود، بامداد يکشنبه در زندان اوين به دار آويخته شد.بهنود شجاعی در مردادماه سال ۱۳۸۴، به اتهام قتل در يک نزاع دستهجمعی بازداشت و به کانون اصلاح و تربيت تهران منتقل شد. اما در بهمنماه همان سال شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران او را به اعدام محکوم کرد.حکم اعدام بهنود شجاعی پيش از اين چندین بار به او ابلاغ شده بود اما اجرای اين حکم هر بار به دلايلی، از جمله اعتراض مدافعان حقوق بشر، به تعويق افتاده بود. تا اینکه برای سهشنبه هفته گذشته محمد مصطفایی از وکلای وی از ابلاغ دوباره این حکم خبر داد.سازمانها و فعالان حقوق بشر بارها از مسئولين قضايی ايران خواسته بودند که در حکم صادره برای بهنود شجاعی تجديد نظر کند.دو معاهده بينالمللی ميثاق حقوق کودک و ميثاق حقوق مدنی و سياسی، که ايران از جمله کشورهای امضاکننده آن است، اجرای حکم اعدام برای افراد زير ۱۸ سال را ممنوع کرده است. ايران جزو معدود کشورهایی است که نوجوانان در آن در معرض خطر اعدام قرار دارند.حکم اعدام بهنود شجاعی در حالی امروز یکشنبه اجرا شد که روز شنبه ۱۸ مهر ماه به عنوان روز جهانی مبارزه با اعدام نامگذاری شده است.
محمد مصطفایی وکیل بهنود:
منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم. حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیائدم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست.
طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. تا چارپایه از زیر پای بهنود کشیده شد تمام اطراف سیاه شده بود.
امروز دیگر بهنود در زندان و بین دوستان خود نیست. جای خالی بهنود را احساس می کنند.
من تمام تلاش خودم را کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. باز هم عقیده دارم او مستحق مرگ نبود.
او نمی بایست اعدام شود.
ولی اعدام شد.
اعدام
اضافه وزن
بنا بر نتایج یک مطالعه جدید که توسط دانشمندان ژاپنی انجام گرفته است، داشتن اضافه وزن در سن 40 سالگی مفیدتر از لاغر بودن در این سن است.
بنا بر نتایج این مطالعه، افرادی که در این سن دارای اضافه وزن هستند احتمالاً نسبت به افراد لاغر عمر بیشتری خواهند داشت.
دانشمندان ژاپنی در جریان تحقیقات حود متوجه شدند که امید به زندگی در افراد 40 سالهای که اضافه وزن دارند، 6 سال از همتایان لاغر آنها بیشتر است. این در حالی است که تصور رایج در میان عموم مردم آن است که افراد لاغر سالمترند.

این مطالعه مهم که در طول مدت زمان 10 سال و در دانشگاه «توهوکو» ژاپن صورت پذیرفته است همچنین حکایت از آن دارد که احتمال ابتلای افراد لاغر به بیماریهای قلبی بیشتر است.
محققان در طول پژوهشهای خود حدود 44,000 فرد 40 تا 79 ساله را مورد بررسی قرار دادند. آنها در طول بررسیهای خود، مواردی نظیر سلامت، وزن و امید به زندگی را در افراد مورد نظر آزمایش کردند.
افراد فوق در طول تحقیقات بر اساس شاخص BMI و به صورت روبرو تقسیمبندی شدند: کمبود وزن، عادی، اضافه وزن و چاق.
مطالعه نشان داد که در میان افراد 40 ساله، گروهی که دارای اضافه وزن بودند بیشترین میزان امید به زندگی را دارند. این در حالی است که افراد دارای کمبود وزن از نظر امید به زندگی در انتهای جدول قرار گرفتند.
نکته جالب توجه در جریان این تحقیقات آن بود که افراد لاغرتر با افزایش سن، شانس بیشتری را در ابتلا به بیماریهای قلبی – نسبت به افراد دارای اضافه وزن – داشتند.
یکی از دانشجویان فعال در این تحقیق میگوید: «افرادی که بسیار لاغر هستند با خطر بیشتری از جانب بیماریهای قلبی مواجهاند و احتمال ابتلا به ذات الریه در آنها بیشتر است، چرا که کمبود مواد غذایی سیستم دفاعی بدنشان را تضعیف میکند».
وحید
دوشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۸
خبری از یک ژورنالیست فوق حرفه ای

یکشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۸
جنبش سبز

و سبزینه ی رودخانه که به سنگ ها می چسبد
سبز سبز
و چشم های تو و اندیشه های من
و آنچه می دانیم که مثل برگ های درختان
سبز هستند
و سراب و تنهائی و خورشید سبز
و ماهتاب که سبزه ها را سبزتر می کند
و رفتن ما سبز خواهد بود
و مردن ما سبزتر
و به دست های آسمان می اندیشم
و آب رودخانه
و آنچه سبز است و همچنان سبز خواهند ماند
سبز سبز
سهشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۸
پاسخ به شبهات انتخاباتي؛ 17 شبهه 17 پاسخ

انتخابات دهم رياست جمهوري در حالي برگزار شد که پس از آن، عليرغم حضور 40 ميليوني مردم و رأي قاطع حدود 25 ميليوني به رئيسجمهور منتخبف جريان ناکام در انتخابات با وجود فاصله 11 ميليوني، اقدام به تشکيک در سلامت انتخابات کرد.شبهات مطرح شده توسط اين جريان که تحت عنوان کميته موسوم به صيانت از آرا عنوان ميشد و در بيانيههاي 3 نامزدي که از رياست جمهوري بازمانده بودند نيز بازتوليد ميشد، به قبل، حين و پس از برگزاري انتخابات بازميگشت.
اين در حالي است که به اين شبهات از سوي مقامات مسئول در وزارت کشور و شوراي نگهبان پاسخ داده شد. مجموعه اين شبهات و پاسخهاي آنها به صورت يکجا منتشر ميشود:
1- با وجود تصريح قانون صندوق ها بدون حضور نمايندگان کانديداها پلمپ شده است.
- به تمام نامزدها کتباً ابلاغ شد که بايد نمايندگان شما ساعت 7 ( يک ساعت قبل از رأي گيري) سر صندوق باشند.
- تأخير يا غيبت نمايندگان نامزدها به عهده خودشان است و نمي توان به دليل بي نظمي نماينده نامزد، رأي گيري را متوقف نمود.
- مطلقاً وجود نماينده کانديداها در زمان پلمپ صندوق، الزام قانوني نداشته واين الزام صرفاً درخصوص ناظر شوراي نگهبان است (ماده 29 قانون انتخابات) پس حضور نماينده در هنگام پلمپ اشکالي ندارد ليکن الزامي نيست.
- القاء شبهه هماهنگي غير قانوني بين 11 تا 15 نفر اعضا هر شعبه (بيش از 600هزارنفر در کل کشور) براي نوشتن تعرفه ها، داخل صندوق انداختن، جعل هويت و جعل اثر انگشت و جعل کد ملي آن هم در فرصت غيبت نماينده نامزد در درصد محدودي از شعب، اتهامي طنزآلود است.
- حتي يک گزارش (اعلام شعبه و به صورت مستند) به شوراي نگهبان مبني بر عدم حضور نمايندگان نامزدها در زمان پلمپ ارائه نشده است و صرفاً به صورت کلي به اين ادعا پرداخته شده است.
2- افزايش شعب سيار
- تعداد شعب سيار در کل کشور صرفاً 148 شعبه افزايش يافته است ليکن درصد تعداد شعب سيار نسبت به شعب ثابت در اين دوره از انتخابات نسبت به دوره نهم 3% کاهش داشته است.
- کاهش يا افزايش شعب سيار تأثيري بر روند صحت انتخابات ندارد و کليه قواعد قانوني، تعداد ناظران و مجريان و مأموران انتظامي نيز در آن با شعب قابت برابر است والقاء شبهه "شعب سيار= تقلب در انتخابات" اتهامي ناروا و بي اساس است.
3- مهلت رأي گيري تمديد نشد
- مدت زمان رأي گيري طبق قانون 10 ساعت است (در اين دوره از انتخابات از ساعت 8 تا 18) و در 4 مرحله تا ساعت 22 تمديد شد (4 ساعت اضافي) وضمناًبه تمام شعب از رسانه ملي تصريح شد که تمامي رأي دهندگان را بپذيرند و حتي در برخي شعب پس از ساعت 24 نيز (بعضاً تا ساعت 30:1 بامداد) رأي گيري وجود داشته است؛ با وجو اينکه حسب قانوني از ساعت 24 (روز بعد) "تمديد غيرقانوني" است.
4- در روز 21 خرداد (يک روز به اخذ رأي)تعرفه اضافي بي حساب چاپ شد.
- روز قبل از انتخابات مطلقاً تعرفه چاپ نشده است و چنين مطلبي کذب محض است.
- تا قبل از انتخايبات عدد تعرفه چاپ شده برابر 58.875.000 بود،در حالي که با وجود افزايش تعداد واجدين شرايط در اين دوره، در انتخابات دولت نهم (که توسط دولت اطلاحات انجام شد)نيز 58 ميليون تعرفه چاپ شده بود.
- ليکن در روزه انتخابات به خواست نماينده آقاي ميرحسين موسوي وبا توجه به استقبال فوق العاده مردم، 2 ميليون تعرفه اضافي با ناظرت شوراي نگهبان چاپ شد و عدد کلي تعرفه ها از 58.875.000 به 60.875.000 تعرفه سريال دار رسيد.
- 2 ميليون تعرفه چاپ شده در روز اخذ رأي اينگونه توزيع شد.
حدود 1ميليون و صد هزار تعرفه: استان تهران 50هزار تعرفه: استان قم 100 هزار تعرفه: استان اصفهان
200 هزار: آذربايجان شرقي 550هزار :در مخزن بانک ملي باقي ماند.
5- تعرفه هاي اضافي بدون سريال بوده
- حتي يگ برگ تعرفه بدون سريال چاپ نشده است.
- تمام تعرفه ها داراي سريال منحصر به فرد و براي اولين بار پس از انقلاب با "کد مشخصه استاني" بوده که حتي جابجايي آن را در سطح کشور (بين استانها) غيرممکن مي کند.
6- تعرفه هاي اضافي سفيد به صندوقيها ريخته شده
- الف) تمام تعرفه هايي که به شعب تحويل داده شده و سفيد مانده (يعني در شعبه مورد مصرف قرار نگرفته) در صورتجلسات هر صندوق (فرم 22) قيد شده است و جزء آرا محاسبه نشده است.
ب) تمامي تعرفه هاي چاپي تحويلي به حوزه هاي اخذ رأي نيز مشخصاً محاسبه و صورتجلسه شده و در مخازن موجود است و جزء آرا محاسبه نشده است.
ج) تعرفه هاي توزيع نشده نيز در مخزن بانک ملي موجود است و تماماً صورتجلسه شده.
- شوراي نگهبان در بررسي مستقل تعرفه ها با لحاظ صورتجلسه ناظرين و ساير قرائن، تطبيق دقيق موارد فوق را در 1/4/88 اعلام اعلام نمود.
7- براي نمايندگان کانديداها کارت کافي صادر نشده
- وزارت کشور به صورت کتبي بهکايه کانديداها اعلام کرده بود که تا تاريخ 13/3/88 مدارک نظارت (نمايندگان) خود را از طريق سايت مربوط به وزارت کشور معرفي کنند، عليرغم پذيرش مدارک به صورت اينترنتي (سايت) و دستي، حتي پس از موعد قانوني و تا روز انتخابات نيز براي درخواست هاي جديد کارت صادر شد.
- از 45713 صندوق در کل کشور، کارتهاي صادر دشه نمايندگان عبارت است از:
موسوي: 40676 صندوق (حدود 90% شعب)- احمدي نژاد 33000 (حدود 72% شعب)- بقيه نامزدها به دليل معرفي کمتر در مراتب بعدي.
8- مشارکت بيش از 100% در برخي حوزه هاي انتخابيه نشانه تقلب است.
- سازمان ثبت احوال کشور براساس تعداد شناسنامه هاي صادره متولدين، هر ساله تعداد واجدين شرابط شرکت در انتخ ابات هر منطقه را مشخص مي کند. با وجود ارزش اين امر،مشخص نمودن عدد "واجدين شرايط"، نه مبناي قانوني دارد و نه الزام قانوني و نه در قوانين انتخاباتي معياري جهت بررسي ها به شمار مي آيد. ارزش اين عدد صرفاً جهت تخمين نيازمنديها، تعداد شعب مورد نياز، پشتيباني وتدارکات مستقر در هر حوزه انتخابيه و امثالهم مي باشد.
- طبيعي است که عوامل زيادي مؤثر بر صحت و دقت اين عدد ميباشد.
از اين دست ميتوان به: جابجايي به دلايل مختلف از جمله: سفرهاي تفريحي، زيارتي،کاري و يا نقل و انتقال و مهاجرت به دليل شغل،مسکن، تحصيل و کار اشاره نمود.
از ديگر عوامل عدم دقت اين عدد تعيين حدود جغرافيايي مختلف در بررسي ان است مثلاً از نظر مرکز آمار منطقه 20 تهران جزء شهر ري نيست و جزء تهران است و حال آنکه از نظر رأي گيري شهرستان ري با توابع مربوطه يکجا محاسبه مي شود و يا محاسبه شميرات جزء منطقه يک تهران و امثالهم .
- در انتخابات اخير، در سطح استاني "صرفاً در دو استان" در کل کشور، آمار زايد بر واجدين شرايط داشته ايم: استان يزد (0.08%) (هشت صدم درصد) و استان مازندران (0.24%) (24 صدم درصد) در استان بزد 70 هزار دانشجو مشغول به تحصيل است و حدود 16000 سرباز در پادگانهاي آن مشغول خدمتند و ما زندران نيز از جمله استانهاي توريستي و مقصد بسياري از مسافران است. حال آنکه دراستان يزد 515 نفر و در استان مازندران هم 4598 نفر بيشتر از واجدين شرايط، رأي داده اند.
- در 50 شهر در کل کشور آمار رأي دهندگان بيشتر از تعداد واجدين شرايط است. جالب اينجاست که جمع آرا زائد بر واجدين شرايط در 48 شهرستان (غير از شهرستانهاي تهران) برابر با 184734 نفر و جمع آراء زائد بر واجدين شرايط شهرستان شميرانات- به تنهايي- 295799 نفر مي باشد و اکثريت آراء ريخته شده در صندوق هاي شميرانات به صورت قاطع به نفع آقاي موسوي بوده است (در حالي که حتي در برخي از آن 48 شهرستان نيز آراء آقاي موسوي بيشتر است)
- شهر ري 218% مشارکت داشته و مورد اعتراض آقايان واقع شده حال آنکه شميرانات 800% مشارکت داشته و مورد اعتراض واقع نشده! (گرچه علاوه بر تمام علتهاي اشاره شده سفرهاي زيارتي به روي و سفرهاي سياحتي به فشم، ميگون و لواسان از عوامل اين موضوع است)، "اين افزايش مشارکت در دوره هاي قبل نيز سابقه داشته است."
- اگر ضريب افزايش مشارکت در انتخابات (از 60درصد به 85 درصد) به مقياس انتخابات دوره نهم مورد محاسبه قرار گيرد بايد در اين دوره در بيش از 100 شهر افزايش مشارکت داشته باشيم که اينطور نيست.
- جالب آنکه حتي يک شکايت رسمي در اين رابطه از کانديداها واصل نشده است، گرچه از باب احتياط کليه موارد مورد بررسي شوراي نگهبان قرار گرفته است.
9- طبق قانوني شعب سيار مخصوص نواحي صعب العبور و کوهستان ياست، مگر اين نواحي در اين دوره افزايش داشته است، که صندوق هاي سيار افزايش يافته؟
- اين موضوع با قانون مطابقت ندارد، حسب ماده 50 قانون انتخابات رياست جمهوري علاوه بر نواحي صعب العبور و کوهستاني، در نقاطي که تشکيل شعب اخذ رأي و ثبت نام مقدور نيست و همچنين در جاهايي که هيأت اجرايي تشخيص دهد، مي توان شعب سيار تشکيل داد. فلذا در مناطقي مانند "پادگان ها"، "بيمارستانها"، "زندانها" و يا اماکني که تشکيل صندوق ثابت در آن مقدور نيست، مي توان صندوق سيار ايجاد نود. ضمن اينکه بسياري از صندوق هاي سيار به عنوان "صندوق کمکي جهت کاهش حجم صندوق هاي ثابت" استفاده مي شود؛ فلذا اينکه گفته اند: صندوق سيار مخصوص مناطق بد آب و هوا يا کوهستاني است، فقط اشاره به بخشي از قانون است و نه همه آن.
10- نتايج اوليه انتخابات خيلي سريع اعلام شد و پس از اعلام اوليه، يک وقفه طولاني در اعلام نتايج نهايي به وجود آمد.
- گرچه عمليات تجميع به صورت رايانه اي انجام مي شد، معهذا حسب نظر شوراي نگهبان ملاک، "شمارش دستي" بود.
- مرحله اول اعلام نتايج بوسيله اعلام آنلاين نتايج شعب از سر صندوق ها (فرم 22) به وزارت کشور بود که از زماني که تعداد آراء به حدود 5 ميليون رأي رسيد آغاز شد و تا حدود صبح ادامه داشت، اما مرحله دوم با استفاده از نتايج تجميع در شهرستانها (فرم 28) بود که با توجه به لزوم تأييد هيأت نظارت و فرمانداري ها طبعاً کندي ملايمي را نسبت به مرحله قبل ايجاد نمود که حدوداً تا ساعت 16 ادامه داشت.
11- افزايش يکنواخت درصد آراء نامزدها از زمان اعلام اوليه تا اعلام نتايج قطعي
- در اين دوره با توجه به انتقال آنلاين فرم هاي 22 از سر صندوق ها به وزارت کشور، بدون لحاظ مرزهاي جغرافياي استاني، هر صندوقي که شمارش آراء در آنجا خاتمه مي يافت (از بندرعباس يا تبريز يا مشهد يا يزد...)، آمار خود را مستقيماً به وزارت کشور ارسال مي نمود و چون اين روال از همه شهرها و شهرستانها به صورت متمرکز انجام مي شد،نتيجتاً آمار اعلامي ميانگين و برآوردي از کل کشور بود و گرايشات سياسي استاني در آن تأثير نداشت و اين روال تا پايان شمارش ادامه داشت.
12- يک دست بودن کادر اجرا و نظارت
- کادر نظارت واجرا (مأموريت شوراي نگهبان و وزارت کشور) کسر بسيار کوچکي از جمعيت انبوه مجري انتخابات در سراسر کشور مي باشند. هيأت هاي اجرايي، کادر اجرايي مدارس با تغييرهاي اندک نسبت به کل، از ابتداي انقلاب در صندوق ها حاضر بوده اند. اين افراد از گرايش هاي مختلف سياسي مي باشند که تنها وجه مشترک آنها معتمد محلي بودن، مي باشد فلذا اتهام يکدستي اولاً) صحت ندارد (حتي در شوراي نگهبان نيز گرايشات متفاوت وجود دارد) ثانياً ساز و کارهاي مؤثر بر روند انتخابات، مانع از تخلفات احتمالي مي باشد، ثالثاً چرا در شکايت کانديداهاي معترض، مصاديق تخلف در صندوق ها اين قدر کم است؟ (کمتر از 10%)
13- با توجه به کامپيوتري بودن جريان رأي گيري به راحتي با دستکاري در نرم افزارها امکان تقلب ميسر بوده است.
- با وجود آنکه در اين دوره از انتخابات براي اولين بار در کشور در 3 مرحله شامل (1) ثبت نام نامزدها، (2) ثبت نام رأي دهندگان و چک کد ملي آنها (3) تجميع آراء و فرستادن نتايج صندوق مستقيماً به ستاد انتخابات وزارت کشور، از سيستم رايانه اي استفاده شد، معهذا شوراي نگهبان با توجه به برخي ضعفهاو عدم وجود بستر فني و قانون کافي، ملاک سنجش انتخابات را "شيوه دستي" تشخيص داده و در تمام مراحل پا به پاي سيستم رايانه اي مراحل دستي نيز صورت پذيرفت و اتفاقاً اين تدبير نظارت دوگانه و مضاعفي را بر صحت جريان انتخابات در کشور حاکم ساخت.
14- پرداخت سود سهام عدالت، افزايش حقوق بازنشسته ها، سفرهاي استاني و... تخلفاتي است که بايد براساس آن انتخابات باطل شود.
- موارد ياد شده جزء برنامه کاري دولت بوده و براساس وظائف ذاتي دولت انجام شده است که اتفاقاً عدم انجام آنها مي تواند تخلف محسوب شود و نه انجام آنها.
- بر فرض (محال) صحت اين شبهات، چطور اين موارد تا روز انتخابات مؤثر نبود و مانع حضور رقيبان در انتخابات نشد؟ تا بعد از ظهر انتخابات که آقاي خاتمي به آقاي موسوي تبريک گفت، مؤثر نبود؟ و تا 11 شب روز جمعه که آقاي موسوي خبر از پيروزي موهوم خود و اعلام روز جشن نمود، مؤثر نبود؟ اما پس از مشخص شدن نتايج دليل فساد و ابطال انتخابات شد؟!
- چنانچه آقاي موسوي و غائلين به اين تخلف، به اين روند اعتراض دارند، بايد با پيگيري از نهادهاي قانوني، قانوني را بگذارند که براساس آن دولت مثلاً از يک سال قبل از انتخابات نبايد به ارائه خدمات خاص( مانند افزايش حقوق، پاداش، افتتاح پروژه هاي استاني و ...)مبادرت ورزد.
15- به شکايت ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي معترض رسيدگي نشده است ودر صورت رسيدگي نتيجه انتخابات معکوس ميشد
- اگر همه استدلالهاي مطرح شده درخصوص صحت انتخابات را کنار بگذاريم، کليه شکايات واصل شده از سوي نامزد دوم انتخابات (آقاي موسوي)بالغ بر 390 مورد مي گردد، حال اگر هر مورد شکايت را يک شعبه يا صندوق تعبير کنيم (درحالي که 390 صندوق با 390 مورد فرق دارد)، اعتراضات وارده حتي 1% کل صندوق ها هم نمي شود (کل صندوق هاي اخذ رأي بالغ بر 45713 مي شود که 1درصد آن برابر با 457 صندوق خواهد شد)که با توجه به ميانگين تعداد رأي 861 براي هر صندوق، برض اثبات همه مدعا تعداد آرائ صرفاً حدود 335 هزار رأي خواهد شد که مطلقاً در نتيجه آراء با فاصله 11 ميليوني دو نامزد اول مؤثر نخواهد بود.
16- اکثر نمايندگان کانديداها در سراسر کشور از شعب اخراج شدهاند.
- جمع کل شکايات آقايان موسوي، رضايي و کروبي در خصوص اخراج نمايندگان خود 90 مورد بوده است (رضايي: 3 موسوي: 73 کروبي: 14) که به تمام اين شکايت ها در همان روز به صورت ميداني رسيدگي شد و مشخص شد تمام موارد- بدون استثناء- گزارش شده مربوط به مواردي است که نماينده کانديدا برخلاف قانون فاقد کارت و معرفينامه از فرمانداري است.
- در تمام کشور صرفاً با 5 نماينده کانديدا متخلف که موارد مندرج در قانون حضور نمايندگان کانديداها را رعايت نکرده بودند تذکر و برخورد قانوني صورت گرفته است.
17- به صندوقها تعرفه داده نشده است و رأي دهندگان نتوانستند رأي خود را به صندوق بياندازند.
- اين ادعا با ادعاي چاپ و توزيع بيش از حد تعرفه در شعب مغايرت است، با اين حال با توجه به گزارشات دقيق واصله، در هيچ شعبه اي در سرتاسر کشور، روند اخذ رأي تعطيل نشده است و صرفاً در چند صدوق معدود در کل کشور، رأي دهندگان براي دقايقي با توقف اخذ رأي روبرو شده اند که به محض انتقال از تعرفه جديد روند اخذ رأي در آن شعب ادامه يافته است. که اين ميزان با توجه به وسعت سرزميني کشور کاملاً قابل قبول است.
- همه شکايات مطروحه از سوي آقايان (موسوي، رضايي و کروبي) صرفاً 51 صندوق بوده است که بررسي انجام شده حاکي از تأييد موارد مورد اشاره در قسمت نخست مي باشد.
__________________________________________________________________
چندوقت پیش تومغازه نشسته بودم یه مشتری اومد می خواست یه فلش بخره روزناه اعتماد رو روی میزم دیدبحث انتخابات به میون اومد می گفت اهل رفسنجانه تو ستاد آقای موسوی بوده اونجا اکثریت آرا با احمدی نژاد بوده باجناقش تو رفسنجان هم از پیروزی احمدی نژاد می گفته و اینکه تو اکثر صندوق ها آرای کروبی به اندازه انگشتان یه دست هم نبوده
چند وقت پیش داشتم سخنرانی جناب مخملباف تو مقر اتحادیه اروپا رو می دیدم با اعتماد به نفس کامل به نقل ازمنبع موثق از رای 19 میلیونی موسوی 13 میلیونی کروبی صحبت می کرد
بدون شک جنبش سبز بزرگترین ضربه رو به نظام جمهوری اسلامی ایران زد ولی تا اونجائیکه تو این توهم باشه که تو انتخابات پیروز شده و 65 درصد مردم با اونها هستش قطعا به جایی نمی رسه
دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۸
موجودی عجیب از ساحل ولز سر درآورد!
كودكان افسانهها میآورند
درج در افسانهشان بس سر و پند(فردوسی)
به نظر میرسد این بار نه افسانهای در كار است نه چیزی شبیه به آن بلكه واقعیت ملموستر از آن است كه بشود انكارش كرد. دیگر نمیتوان وجود موجودی مانند گودزیلا را از بیخ و بن منكر شد چرا كه حتی اگر دانشمندان هم به دنبال كشف این حقیقت نباشند خودش سر از آب بیرون میآورد. اینبار حتی كودكی از راه نرسیده و قصهای سرهم نكرده است.
این حقیقت سر از آب بیرون آورده باعث بهت و حیرت زیستشناسان و دانشمندان شده و هنوز هیچ كسی نمیداند این غول بیشاخ و دم نامش چیست، در كدام ردهبندی موجودات قرار دارد و اینكه چند سالش است. فقط میتوان گفت شبیه یك نهنگ است كه با هشتپا پیوند خورده است!
توریستهای وحشتزده ساحل "گوین پنینسول" در ولز با دیدن موجودی كه مانند یك هزارپای بزرگ است یا گودزیلایی تغییر چهره داده، قیل و قالی راه انداختند و به این ترتیب ماموران ساحلی برای رسیدگی به این مساله وارد كارزار شدند اما چیزی كه دستگیرشان شد نه دعوا بود نه جنازه یا حتی به ساحل افتادن نهنگها. اینبار موجودی را یافتهاند كه هزاران بازو از بدنش آویزان است. احتمالا او از این بازوها برای حركت یا صید استفاده میكند. این شاخكها یا بازوها تمام بدن موجود وهمانگیز ما را پوشانده و طول هر یك از آنها به دو متر میرسد.
هزاران نفر در منطقه "سوئِنزی" در ولز بودند و كنار دریا لحظات خوبی داشتند كه این موجود از آب بیرون آمد و بدون حركت روی ساحل افتاد.
دانشمندان همانقدر كه از دیدن یك یوفو- سفینه فضایی- به وجود میآیند از دیدن این موجود هم شوكه شدهاند. آنها بر این باورند كه شرایط بد آب و هوایی آن را به سطح آب كشانده است. نوك تمام بازوهای این موجود را نوعی صدف شاخیشكل پوشانده كه یا برای راه رفتن زیر آب از آن استفاده میكرده یا برای شكار.
پروفسور "پل برین" از دانشگاه سوئنزی ماجرا را اینگونه شرح میدهد:"صدای كودكی را شنیدیم كه جیغ میزد. همه به دنبالش دویدیم و در نهایت به آن موجودی عجیب رسیدیم كه تكانهای وحشتناكی میخورد."
كسانی كه این موجود را از نزدیك دیدهاند میگویند به آنچه در برنامه Dr.who گفته میشود خیلی شباهت دارد؛ برنامهای كه علمی- تخیلی است و از شبكه بیبیسی پخش میشود. پروفسور برین در ادامه میگوید:"در واقع این بزرگترین موجود فضایی است كه تا حالا دیدهام! طول هر یك از بازوهای این موجود را نمیتوانم تخمین بزنم اما به نظرم اندازه یك تیر چراغ برق است."
"ربهكا پورتر" كه یك توریست است درباره این موجود میگوید:"به نظرم آنقدر بزرگ است كه میشود آن را هیولای دریا نام داد." این توریست تصریح میكند كه موجود مورد نظر بدنی پوشیده از بازوان حلزونی دارد و مانند مار روی ساحل میخزد. او در ادامه میگوید:"به بدن این موجود چند تكه چوب هم چسبیده بود اما تمام بدنش را صدفها پوشانده بودند. چنان این بافت متراكم بود كه انگار سرخس روی آن است."
اظهارنظرهای اولیه درباره این نوع پوشش حاكی از آن است كه موجود مورد نظر از این بازوها برای تغذیه از پلانكتونها استفاده میكند. البته دانشمندان نقشی هم برای برقراری تعادل متصور هستند اما به دلیل نبود اطلاعات كافی قادر به ارائه تحلیل نیستند. آنها میگویند به طور معمول این موجود باید در اعماق دریاها زندگی كند اما به دلیل شرایط بد جوی در آن مناطق به ناچار روی شنها آمده است.
پروفسور برین چنین تحلیل میكند: "من فكر میكنم وجود یك توفان دریایی موجب شده این موجود نتواند برای خود غذایی تهیه كند. از این رو برای استراحت یا تهیه غذا خود را به این منطقه كشانده است."
او البته شوخی را هم چاشنی تحلیل خود میكند:"مردم اسپانیا علاقه زیادی به خوردن این موجودات دارند اما فكر میكنم از این یكی دیگر صرفنظر میكنند."
برگی از تاریخ ولز نشان میدهد یك راهب تارك دنیا به نام "جیرالدوس گامبرنیسیز" اولین بار در قرن دوازدهم تصاویری مبهم از غازهای دریایی كشید كه در پسزمینه آن موجودی هولناك دیده میشود. شاید همان موجود هولناك یا نوادگانش، امروز دوباره سر از آب بیرون آوردهاند.
تاریخنگاری یك رویداد مشابه
سال گذشته، در یكی از دریاچههای منطقه سیچوان چین كه اتفاقا حال و هوایی توریستی هم دارد، موجودی خوفناك سر از آب بیرون آورد. توریستها هنگام دیدن این موجود پا به فرار گذاشتند اما یك نفر با موبایل عكسی از آن گرفت. خبرگزاری شینهوا آن خبر را منتشر كرد اما به دلیل واضح نبودن عكس، دانشمندان نتوانستند صحت آن را تایید كنند. به رغم ادعای تمام توریستها مبنی بر دیدن چنین موجودی، آن خبر هرگز از سوی دیگر خبرگزاریهای معتبر تایید و مخابره نشد.
وحید
یکشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۸
کرونولوژی مذاکره با آمریکا

1360، یک عضو نهضت آزادی که توی دلش به مذاکره با آمریکا فکر می کرد به سه بار حبس ابد محکوم شد.
1365، عطاء الله مهاجرانی بخاطر نوشتن مقاله مذاکره مستقیم به یک بار توبه محکوم شد.
1370، یکی از نویسندگانی که کتاب یک آمریکایی را ویرایش کرده بود، محو شد.
1375، هاشمی رفسنجانی برای صدمین بار اعلام کرد ماجرای ایران گیت دروغ است.
1378، خاتمی به دلیل اینکه درباره تاریخ آمریکا با احترام حرف زده بود، محکوم شد.
1380، کلینتون برای مذاکره با خاتمی نیم ساعت پشت در توالت نشست.
1383، ده اصلاح طلب بخاطر نظرسنجی در مورد آمریکا به سالها زندان محکوم شدند.
1385، احمدی نژاد گفت آمریکا در حال نابود شدن است.
1386، احمدی نژاد گفت من که در نیویورک بودم آمریکا نابود شده بود و تمام شد.
1387، احمدی نژاد گفت با وجود اینکه آمریکا نابود شده است ولی ما نمی دانیم اوباما کیست؟
1388، احمدی نژاد برای مذاکره با اوباما یک ساعت توالت های نیویورک را شست
بهانه ای برای رابطه جنسی چندنفره مسلمانان در مکه

می گویند یک آخوند داشت با ماده الاغی اختلاط می کرد که یک آدم فضول سر رسید. آخوند که در وضع بدی گیر افتاده بود، با دستپاچگی گفت: الاغم حرکت نمی کند دارم از پشت هلش می دهم. رهگذر مزاحم گفت: حالا چرا شلوارت را درآورده ای؟ آخوند جواب داد: به خاطر اینکه در تماس با الاغ نجس نشود! فشار حکومت اسلامی، از مسلمانان آدمهایی مبتکر و حاضر جواب می سازد!












