کل نماهای صفحه

چهارشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۸

یک شانس برای تغییر زندگی

مانع
در زمانهای قدیم ، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند ، خودش را در جایی مخفی کرد .
بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمندان پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند ، بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد ، حاکم شهر عجب مرد بی عرضه ای است . با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت .
نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، به سنگ نزدیک شد . بارهایش را روی زمین گذاشت و با زحمت و مشقتی بود ، تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد .
ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده و زیر تخته سنگ قرار داده شده بود .کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد . پادشاه در آن یادداشت نوشته بود :
هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی باشد .
نکته : در جایی خوانده ام که : « قطعه سنگی که مانع راه اشخاص ضعیف و درمانده است ، در راه انسانهای توانمند و صاحبان اراده به منزله پله ای می شود که آنها را به طرف ترقی و تعالی سوق می دهد » . خیلی خوبه که انسان بتونه به این نکته های ریز توجه ویژه ای داشته باشه ...


۱ نظر:

ناشناس گفت...

are khube vali na inke moshkelate riz riz kam kam adam ra az pa byandazad!!!!!
nahid