کل نماهای صفحه

چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۸

 
این بنا در ونزوئلا  است سال گذشته میلادی بر اثر بالا اومدن آب رودخانه زیر آب رفته بود اما امسال بر اثر خشکسالی دوباره نمایان شده  
برای دیدن عکسهای بیشتر به خبرگزاری رویترز بروید


چهارشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۸

اپرای مولوی


دوشنبه فرصتی پیش اومد بعد از سفر به استان خوزستان با جمعی از دوستان به دیدن نمایش عروسکی اپرای مولوی برویم کاری بسیار زیبا از بهروز غریب پور کارگردان برجسته تاتر ایران" سعید و ساناز باید تاتر بینوایان یادشون باشه کاره همین کارگردان بود " یادم میاد چند سال پیش که از کنار تالار وحدت می گذشتم تبلیغات نمایش عروسکی رستم و سهراب نظرم رو جلب کرد, فکر می کردم کاره جالبی نباشه حتما حوصله مو سر می بره, یکی از دوستانم که کارو دیده بود بهم گفت از بالام رفته ,جدی نگرفتم ,بعد از دیدن اپرای مولوی افسوس ندیدن رستم و سهراب رو خوردم
اولین باری بود که نمایش عروسکی می دیدم واقعیتش من تا حالا خیلی درگیر داستان مولوی و شمس نبودم ,  تو این نمایش هم داستان  نمایش منو جذب نکرده بود; تصاویرفوق العاده , عروسک گردانی حرفه ای , طراحی صحنه  زیبا ودر مجموع کارگردانی استادانه جناب غریب پور بود, که باعث لذت بردن من از این نمایش شده بود
از نکات جالب این نمایش این بود که تمامی کارها از جمله ساخت عروسکها,  بجز ضبط اپرا ,تماما در ایران انجام شده بود
پیشنهاد: بعید می دونم این نمایش سر از آمریکا و کانادا دربیاره ولی با توجه به ارتباط فرهنگی که بین ایران و فرانسه وجود داره از اونجائیکه قراره خارج از ایران , این نمایش اجرا بشه , به ناهید و آرش پیشنهاد می کنم در صورت اومدن اپرای مولوی به پاریس , از دستش ندن

چهارشنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۸

پایان (خوش) قصه تساوی ها







 رامتین خدا خیلی بهتون رحم کرد داشتیم رکورد 6 تایی رو می شکوندیما
از بس که تیمتون شانس داره
ایشالله بازی بعدی رکوردمون رو می شکونیم

کلمه های گرته برداری شده


زِ پرتي: واژة روسي
Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.
                    
هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي
(
I shall have به معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

چُسان فُسان: از واژة روسي
Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي
Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون
Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس: از واژة روسي
Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني: از واژة روسي
Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند
Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

سه‌شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۸

جایزه نوبرانه

گلشیفته مثله همه انتظار داشت جایزه بهترین بازیگر جشنواره رو به خاطر فیلم علی سنتوری بگیره دوست داشت جایزه رو به پدرش تقدیم کنه هنرمند برجسته ای که هیچ گاه جایزه نبرده ; اونشب  انتظارات برآورده نشد , در میان ناباوری جایزه رو به کسی دیگه دادن
 دو روز پیش در اختتامیه جشنواره تاترفجر جایزه بهترین بازیگر مرد رو به بهزاد فرهانی اهدا کردن برای نمایش "خدا در آلتونا حرف می زند" اینم سخنان جناب فرهانی بعد از گرفتن جایزه
"پس از 48 سال نخستین بار است که برای گرفتن جایزه روی صحنه می‌آیم و می‌خواهم اعلام کنم که پس از این، نوشتن و کارگردانی را کنار می‌گذارم و تنها به دعوت دوستان برای بازی در تئاتر حضور خواهم داشت".
ـ وی در پایان گفت: "این جایزه را به سه بانو اهدا می‌کنم: نخست همسرم، سپس دختر بزرگم که چه در تئاتر و چه در سینما در حق او اجحاف شده و دختر کوچکم که غم دوریش از وطن بر قلبم سنگینی می‌کند. "

عکس

 

  

 

دوشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۸

سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب





روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس به یاد موندنی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .

استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "

شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "

پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .

استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "

پیر هندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .



مونولوگی از فیلم Masculim Feminin اثر کارگردان شهیر فرانسوی Jean-Luc Godard

اگر یک نفر را بکشی قاتلی،اگر 1000 نفر را بکشی فاتحی،اگر همه را بکشی خدایی!