کل نماهای صفحه

پنجشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۹

زندگی در پیش رو

 چاپ یازدهمِ «زندگی در پیشِ رو» را خوندم  عالی بود.  سرگذشت پسربچّه‌ای  به نام محمّد که ده ساله است و مسلمان و روسپی‌زاده که «مومو» صداش می‌کنند و در یک شبه‌پرورش‌گاهِ غیررسمی با پیرزنی جهود، به نام رزا خانوم زندگی می‌کند و ….

با این‌که محور اصلی داستان درباره‌ی رنج و درد، مشقّت و سختیِ زندگی محمّد، رزا خانوم و اوضاع و احوال روسپی‌ها است امّا بیش‌تر از هر چیزی، زندگی و عشق را ستایش می‌کند. طوری‌که کتاب با این حرفِ محمّد تمام می‌شود که «باید دوست داشت».


زندگی در پیش رو این جمله رو همه شنیدیم زندگی چه خوب و چه بد باید به بهترین نحوی بتونیم سپریش کنیم
رومن گاری این مفهوم که ; در مفلوکترین نقاط دنیا هم زندگی جریان داره رو تو این کتاب به زیباترین صورت بیان کرده  


چهارشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۹

CHAMPS_ELYSEES

inh ham namaee digar az khyaban e champs- elysees dar paris ke modat e 2 rooz in khyaban ra be asl ash dar 100 sal e gozashte bargardandand!!!champs dar zaban e france be mani mazrae.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۹

ارغوان رضایی


پیروزی بزرگ ارغوان رضایی ( تنیسور ایرانی تبار فرانسه) بر ونوس ویلیامز آمریکایی( نفر دوم رنکینک جهانی) در فینال مستبقات مسترز مادرید;  تو صدر اخبار تنیس این روزهای سایت های خارجی و خصوصا فرانسوی ست.
با توجه به موفقیت های جدید خانم رضایی امیدوارم بزودی  شاهد قهرمانی این بازیکن در گرند اسلمهای بزرگ دنیا باشیم 
امروز تو خبرها خوندم :سرپرست فدراسیون تنیس ایران پیام تبریک  برای خانم رضایی فرستاده که تا اینجاش اشکالی نداره و قابل تقدیره  فقط این صحبتهایی که جناب سرپرست فدراسیون با خبرگزاری ها داشته یه کمی قابل تامله
« ما توانستيم پوششي مناسب را براي تيم بانوان مان به تائيد فدراسيون جهاني برسانيم و اين پوشش را خانم رضايي هم قبول دارند و پذيرفته اند با اين پوشش و به نام سرزمين پدري شان در رقابت هاي مختلف و اردوهاي تيم ملي شرکت کنند و افتخار آفريني شان را تداوم ببخشند>>
یکی نیست به اینا بگه جونه امواتتون دست از سر این خانوم بردارین این بابا بعد از چند سال زحمت بالاخره تونسته خودشو تو سطح اول جهانی مطرح کنه آخه به شما ها چه ربطی داره ; حتما فکر می کنین بایه شلوار و پیرهن آستین بلند و یه کلاه خیلی راحت میشه تو مسابقات شرکت کرد ; خدا شفاتون بده
از نکات جالب عدم پوشش خبری سایت های ایرانی بود اونم به خاطر دلخوری ازآخرين سفرسال گذشته  خانم رضايي به تهران و همين روزها بر مي گرده  که ایشون به دعوت سازمان گردشگري ايران به تهران دعوت شد تا در اجلاس ايرانيان مقيم خارج از کشور شرکت کند.سفري که تصاويري از آن در فيلم انتخاباتي محمود احمدي نژاد در آستانه انتخابات به نمايش در اومد
یکی نوشته بود :"برای جبران مافات هم که شده  "... " حداقل یه دست بند سبز می بستی"!!!!!؟؟






یکشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۹

شهر دریایی خلیج فارس

ماکت طرح شهر دریایی خلیج فارس در جزیره کیش در حضور رئیس جمهوررونمایی شد.
متن کامل خبر رو بخونین جالبه
به گزارش خبرنگار مانا ،در این طرح نام خلیج فارس به دو زبان فارسی و انگلیسی به شکل مهر و از طریق ایجاد خشکی در آب ساخته خواهد شد .
شهر دریایی خلیج فارس درمدت 5 تا 7 سال و در سه مرحله در شمال غربی جزیره کیش ساخته می شود و شامل مراکز اداری ، سه هتل ، شهرک دریایی ، دهکده دانش و پارک است .
هـزینه ساخت این شهر دریایی 2 میلیارد و 100 میلیون دلار بـرآورد شده است که 20 درصد آن را سرمـایه گـذاران بخش خصوصی داخلی تامین می کنند و 80 درصد نیز از طریق فاینانس تامین می شود
جالبه شیخ نشین های امارات با پروژه نخل تنها ساحل مرجانی شناخته شده در  کشورشون را نابود کردند،  آب های در محدوده این جزایررا به لجن زاری تبدیل کردند ... حالا ما اینا رو الگو قرار دادیم که گند بزنیم به ساحلمون 
گفتن پروژه 5 الی 7 سال طول می کشه فکر کنم غلط چاپی باشه ! چون حداقل یه صفر کم داره وقتی بعد از 15 سال برج میلاد هنوز راه نیفتاده  به نظر شماهمچین پروژه عظیمی کمتر از 50 تا 70 سال طول می کشه؟
خنده اونجاست که عرب ها برای اینکه کم نیارن برن یه جزیره بسازن به شکل "خلیج عرب" اصلا یه فکری هر کشوری در محدوده مرزی خودش بره جزیره بسازه یه کاری کنیم خلیج فارس خشک بشه خوبش اینه که هم کشورامون بزرگ می شن هم اینکه سره فارس بودن عرب بودن خلیج فارس دیگه با هم دعوا نمی کنیم!!

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۹

یک روز قشنگ بارانی




پشت جلد کتاب:

پنج داستان کوتاهی که در این کتاب گرد آمده است ٬هریک حکایت زنی را بازگو میکند .زنانی با خصوصیات و خلق و خوی متفاوت ٬اما همگی در جستجوی حقیقت خود و معنای زندگی.
اریک امانوئل اشمیت در این داستان ها با سبکی ساده و بی پیرایه اما پر کشش٬ترانه سرای امید و شور زندگی می شود تا بار دیگر با خواننده اش به تماشای معنای پر رمز و راز هستی بنشیند.



نوشته های امانوئل اشمیت رو خیلی دوست دارم نمایشنامه هاش فوق العاده ست از خصوصیات نوشته هاش  غیر قابلی پیش بینی بودن روند داستانهاشه که باعث جذابیت کارهایش می شود 5 داستانی که تو کتاب هست جالبه ولی اولی یه چیزه دیگه ست داستان هلن زنی که دیدگاه منفی نسبت به اطراف و محیط زندگی خودش داره در موقعیتی که همسرش آنتوان نگاهش کاملا متضاده با اونه
اینم یه قسمت کوتاه از داستان


هلن از او پرسید چطور یک روز بارانی می تواند زیبا باشد. آنتوان هم برایش تعریف کرد؛ از رنگ های گوناگونی که آسمان، درختان و سقف خانه ها به خود می گیرد و آنها عنقریب وقت گردش خواهند دید، از نیروی وحشی اقیانوس. از چتری که آنها را هنگام قدم زدن به هم نزدیک تر می کند. از شادی پناه بردن به اتاق برای صرف یک چای داغ. از لباس هایی که کنار آتش خشک می شوند؛ از رخوتی که به همراه دارد. از بچه هایی که از ترس طبیعت سراسیمه به چادری پناه می برند...



هلن گوش می داد. سعادتی که آنتوان حس می کرد از نظر هلن فردی و انتزاعی می نمود. حسش نمی کرد. با این حال خوشبختی انتزاعی بهتر از نبودن خوشبختی است. سعی کرد حرف های آنتوان را باور کند. آن روز هلن تصمیم گرفت که دنیا را از نگاه آنتوان ببیند