کل نماهای صفحه
پنجشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۹
چهارشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۹
دوشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۹
آپا شرپا، مشهورترین فاتح قله اورست
آپا شِرپا، کوهنورد بزرگ، در کشور نپال یک قهرمان است. او رکورد اورست را شکسته، زیرا تا به حال ۲۰ مرتبه به قلهی این بلندترین کوه زمین صعود کرده است.
مردمان بومی نپال را "شرپا" مینامند. آنها از ۵۰۰ سال پیش تا کنون در کوهها زندگی میکنند. واژهی "شرپا" به معنی "مردمان شرق" است. امروزه حدود ۱۸۰ هزار شرپا در قسمت مرکزی و جنوبی هیمالایا ساکن هستند. در اصطلاح کوهنوردی "شرپا" به افرادی اطلاق میشود که در ازای دستمزد به کوهنوردان اورست در حمل بارشان کمک میکنند.
ایستادن بر روی سقف دنیا برای "آپا شرپا" هنوز هیجانانگیز است
"آپا شرپا" نیز یکی از این افراد است. اما او نه تنها کوهنورد ماهری است، بلکه توانسته رکورد اورست را بشکند و ۲۰ بار به قلهی آن صعود کند. با وجود این، ایستادن بر روی سقف دنیا برای "آپا شرپا" هنوز بسیار جالب و هیجانانگیز است. او میگوید که در آن ارتفاع احساس میکند که در آسمان است. اما اگر کسی جثهی ظریف و یک متر و ۶۰ سانتی آپا شرپا را ببیند، گمان نمیکند که او در میان شرپاها به عنوان محبوبترین کوهنورد محسوب میشود.
آپا شرپا در دهی در یک منطقهی نزدیک قلهی اورست در ارتفاع ۳۸۰۰ متری به دنیا آمده است. اما او دقیقا تاریخ تولد خود را نمیداند، به احتمال زیاد او در سال ۱۹۶۰ میلادی به دنیا آمده است. زمانی که آپا شرپا ۱۲ سال داشت، پدرش در گذشت و او میبایست هزینهی زندگی مادر و ۵ خواهر و برادر خود را تامین کند
آپا شرپا قصد دارد تا زمانی که توانایی جسمانیاش اجازه دهد، به قلهی اورست صعود کند
"الهه اورست از من حفاظت میکند"
آپا شرپا پس از انجام کارهای مختلف، بالاخره تصمیم گرفت به عنوان یک "شرپا" فعالیت کند. آپا شرپا در سال ۱۹۹۰ برای اولین بار توانست به اورست صعود کند و پس از آن هر سال این صعود را تکرار کرد.
این کوهنورد بزرگ معتقد است که خدایی در قلهی اورست از او حفاظت میکند و میگوید: «چومولونگ ما، الهه اورست، در آنجا حافظ من هست. ما تقریبا مثل دو دوست هستیم. من زیاد آن بالا بودم و تا به حال مشکلی نداشتهام».
اما با اینکه آپا شرپا رکورد اورست را دارد، همواره تاکید میکند که بالا رفتن از اورست امری بدیهی نیست: «اورست به هیچ وجه آسان نیست. اما من اکنون اعتماد به نفس بیشتری دارم و هر سنگ و صخرهی اورست را میشناسم».
در حال حاضر آپا شرپا در "سالتلیکسیتی" در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند. فرزندان او در آنجا به مدرسه و دانشگاه میروند. او قصد دارد، پس از تحصیل فرزندانش بار دیگر به زادگاه خود بازگردد.
آپا شرپا موسسهای افتتاح کرده که از پروژههای تحصیلاتی منطقهی اورست حمایت میکند. این کوهنورد بزرگ قصد دارد، تا زمانی که توانایی جسمانیاش اجازه دهد، به قلهی اورست صعود کند
پنجشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۹
اگر یک ایرانی سرمربی تیم ملی اسپانیا بود !
تیم ملی اسپانیا مقابل سوئیس باخت، قطعاً دل بوسکه دلایلی برای این شکست دارد اگر یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم اسپانیا بود بعد از شکست چه می گفت:
* امیر قلعه نوئی: پازل تاکتیکی ما خوب بود، در نیمه دوم روی ساختار دفاعی کار کردم و کل یوم تیم را 360 درجه تغییر دادم بینی بین اللهی آنالیزرامون بازی اونا رو قبلاً آنالیزور کرده بودن، ولی اونا رو یه حمله نصفه نیمه گل زدن، فوتبال همینه دیگه! البته یه دستایی تو کار بود که ما شکست بخوریم ولی من همه رو واگذار می کنم به اون بالایی که جای حق نشسته!
* علی دائی: خیلی ببخشید...عذر می خوام شما به این می گید فوتبال؟! نه عزیزم... ببخشید ...خیلی عذر می خوام، ما نباختیم، سوئیس بُرد، به کسی هم ربطی نداره!
* فیروز کریمی: من امروز کت شانسم رو نپوشیدم، مربی سوئیس هم اسمش هیتسفیلده، میتسفیلده، این اصالتاً بچه محل ماست، با هم تیله بازی می کردیم تو بچگی، قبل از بازی گفت فیروز روت رو کم می کنم، بهش گفتم برو جلو بوق بزن! ولی به جاش دنده عقب اومد از رو ما رد شد باختیم، به نظرم باید فیفا ایشون رو بفرسته کلاس راهنمایی رانندگی! من حیث المجموع ما باختیم!
* غلامحسین پیروانی: بضاعت تیم ما در همین حده، بودجه نداریم، امکانات نداریم، مهرزاد معدنچی نداریم، تیم جوونه، من خواستم علیزاده رو بکنم تو، دیدم اصلاً تو لیست 18 نفره نیست! اما خدا وکیلی سوئیس هم خوب بازی کرد، ما هم می تونستیم ببریم، اونا هم می تونستن ببرن که بُردن، مبارکشون باشه! شاعر در این مورد می گوید:
سعدیا مرد نفوذ دار نمیرد هرگز مُرده آن است که حرفش به ریالی نخرند!
* افشین قطبی: ما محشر بودیم، با قلب شیر اومدیم تو زمین، چهار دقیقه بین المللی بازی کردیم. وقتی تورس از داگ هوس اومد بیرون من فکر می کردم می تونه نتیجه رو چینج کنه ولی نشد، من داشتم کریزی می شدم، شما چی بهش می گین؟ اوه! بله! دیوونه دیوونه! دیوونه شو، دیوونه!!
* اکبر میثاقیان: چیزی نمی گفت، به جایش با بطری آب معدنی کاسیاس و پیکه را توی زمین دنبال می کرد که کتکشان بزند و شوک وارد کند برای بازی های بعد!
منبع: مجله اینترنتی مبین
سهشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۹
اشتراک در:
پستها (Atom)




