کل نماهای صفحه

دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۹

ما ایرانی های نازنین



دست و پا زدن و فریاد زدن همیشه نشانه بیداری نیست گاهی نشانه خواب بودن، کابوس دیدن و هذیان گفتنه. ما ایرانی ها دیگه کاملا تبدیل شدیم به ملت زنده باد مرده باد !
ما وطن نداریم مگر اینکه کسی به کوروش توهین می کنه، یا اسم خلیج فارس رو عوض کنه یا آثارباستانی در حال نابود شدن باشن یا فیلم 300 ساخته باشه….

ما دین نداریم مگر اینکه یکی یه جایی کاریکاتور پیامبر رو بکشه، یا بخوان قرآن بسوزونن، یا تو حرم و اماکن مقدس بمب بذارن
یه روز مهران مدیری میشه قهرمان ملی و همه برای قهوه تلخش سینه چاک می کنن، فردا میشه مزدور حکومتی، یه روز حیثیت افتخاری رو میبریم یه روز لیلا اوتادی میشه فاحشه، یه روز فوتبالیست ها دست بند سبز می بندن میشن افتخار ملی یه روز میرن با احمدی نژاد فوتبال بازی می کنن فحش شون میدیم، قبل از هر سری اخراجی ها میگیم ما فیلم این چماق به دست رو نمی خریم اما باز هم میشه پر فروش ترین فیلم سینما، یه روز میگن می خوان موسوی و کروبی رو بگیرن همه فیس بوک و دنیای مجازی و حقیقی میشه لینک و مطلب.، خیلی از حر ف ها رو نمیشه زد فقط سر بسته میگم
ما همه از ظلم وستمی که بر ما رفته و میره بیقرار و بی تابیم، موج شدیم و عده ای هم از هر قشری، سیاستمدار و هنرمند و ورزشکار و خوب بلدن از این موج ما سواری بگیرن پشتک وارو بزنن و حالشو ببرن

یکی نیست داد بزنه :
گشت ارشاد از وقتی شروع شد که ما به خواهرامون گیر دادیم!
دیکتاتوری وقتی پا گرفت که به همسران مون و فرزندان مون زور گفتیم!
تقلب توی انتخابات از جایی آغاز شد که همه با برگه های توی جیب مون رفتیم سر جلسه امتحان!
دروغ از اونجا شروع شد هر کدوم توی هر شغل و هر جایی که هستیم واسه کوچکترین منفعت بزرگ ترین دروغ ها رو گفتیم !
پرونده سازی ازاونجا پا گرفت که هر دفعه سه نفر از ما دورهم جمع شد پشت سر سه نفر دیگه حرف زدیم و تهمت زدیم و غیبت کردیم
سانسور از جایی شروع شد که توی فامیل و دوست و آشنا تحمل کسی که مثل خودمون نباشه رو نداشتیم
ما کمی متوهم شدیم. همه 70 و چند میلیون این مملکت مثل ما نیستن که از صبح تا شب خبر و گزارش سیاسی می خونیم و می دونیم آخرین باری که فلان زندانی سیاسی با خانوادش حرف زده چه روزی بوده !
و دقیقه به دقیقه می دونیم تو این مملکت چه خبره! کی چی میگه و کی کجا میره !
چند نفر از اطرافیانتون می شناسید که اصلا نمی دونن نوری زاد و توکلی و زید آبادی و ستوده و... کی هستن؟! چند نفر رو می شناسین که به جای کسب آگاهی کردن نشستن “پای فارسی وان” و “من و تو” الیسا کجاست و بفرمایید شام می بینن؟!



مهر، 13 آبان، 16 آذر، عاشورا، هدفمندکردن یارانه ها  واسه هر کدوم از اینا هفته قبلش قرار بود این مملکت به هم بریزه اما کسی صداش درنیومد! من هم میدونم که نمیشه! اما انقدر با تبلیغات ساده لوحانه خودمون رو مسخره و مضحکه نکنیم !
چند نفر از خانواده، دوستان، همکاران آشنایان خودتون می شناسید که از صبح تا شب میگن: “اینا همه دستشون تو یه کاسه است آخرش هیچی نمیشه، اینا همش بازیه، بزار زندگی مون رو کنیم، و حتی گاهی همین حساسیت های ما به امور سیاسی مملکت رو مسخره هم می کنن
بیاین قبول کنیم اگه حتا30 میلیون از این جمعیت هم شور و شعور کافی رو داشت این وضعیت اینجوری نبود
ملتی که بنزین لیتری 700 بخرن لیتری 1000 تومن هم می خرن! ملتی که قیمت خودشو ندونه هر چیزی رو با هر قیمتی میخره
مگه این بولیوی نبود که یارانه سوخت رو برداشت بعد بااعتراض مردم دوباره برگردوند
ملتی که سه روز نمی تونه جلو شکمش رو بگیره و نره در نونوایی بربری و لواش بخره رو چی به آزادی و دموکراسی؟! در عوض واسه زندانی هایی که توی زندان اعتصاب غذا می کنن کمپین راه میندازن و پتیشن امضا می کنن
مگه اون بازار نبود که اعتصاب کرد و به خواسته اش رسید؟!
یه نگاه به مباحثه هایی که تو همین فیس بوک یا بقیه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اتفاق میفته بندازین، ببینید ملت سر هر اختلاف عقیده ای چه جوری به هم توهین میکنن و تهمت می زنن! فردا در یک فضای باز اینجوری می خوایم کنار هم زندگی کنیم؟!
من خسته ام از این همه شعار مرده باد زنده باد، هر کی زنده باشه و هر کی مرده باشه من می خوام تا زنده هستم زندگی کنم !
به جای بازی خوردن می خوام بازی کنم، فقط هم نقش خودم رو، زندگی خودم رو و نه چیز دیگه !
بزرگترین کاری هم که برای وطنم می تونم انجام بدم اینه که دروغ نگم، تهمت نزنم ،تقلب نکنم، زور نگم، تحمل مخالفم رو داشته باشم، آگاه باشم و آگاهی بدم و اینا رو به هم نسل های خودم و نسل بعدی هم منتقل کنم
من یقین دارم این اوضاع، نمی تونه اوضاع مملکتی باشه که 70 میلیون انسانی که دروغ نمیگن، تهمت نمیزنن، تقلب نمی کنن و زور نمیگن، توش زندگی کنن

منبع :  ؟ دریافت متن از طریق ایمیل 

جمعه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۹

MY TEHRAN FOR SALE



مدتی بود که  دنبال سی دی فیلم 127ساعت  بودم ; یه شب که از مترو اومدم بیرون , دیدم یه دستفروش سی دی اولین فیلمش همینیه  که من دنبالشم. هوا خیلی سرد بود , سریع رفتم پیشش گفتم : این فیلم رو می خوام. تعجب کرد که من چطوراونقدر سریع فیلمم رو انتخاب کردم گفت : چیزه دیگه نمی خوای فیلمهای خوبی دارما  .گفتم : نه فقط همین رو می خوام . گفتش :فیلم جدیدایرانی رو دیدی? توقیف شده تازه سی دی ش در اومده , خیلی سردم بود , خوشحال بودم از اینکه فیلم مورد علاقه ام رو پیدا کرده بودم , می خواستم هر چه زودتر از دست این پسره خلاص شم  گفتم : باشه یه دونه بهم بده کلی گشت تا پیداش کرد 2000 تومن بهش دادم و ... خلاص
دیشب فرصت شد که فیلم رو ببینم چند دقیقه اول فیلم فکر کردم باید اینم یه چیزی شبیه فیلم مزخرف سنگسار ثریا میم  باشه  بعدش یه شباهت هایی با  فیلم چند کیلو خرما برای تدفین تصور می کردم ولی بعد از چند دقیقه متوجه شدم هیچکدوم از اینا یی که من فکر می کردم نیست 
«تهران من حراج» داستان نسل جوان امروز ايران است.. فيلم داستان آشنايى و عشق مرضيه و سامان است. مرضيه دانشجوى جوانى است كه به‌دور از پدرى كه از خانه بيرونش‏ كرده و مادرى كه از ترس‏ پدر حتا جرئت گفتگوى تلفنى با او را هم ندارد به تنهايى زندگى مى‌كند و با خياطى و طراحى لباس‏ روزگار مى‌گذراند و در تئاتر بازى مى‌كند و هر از چند گاهى با دوستانش‏ درخانه‌اى جمع مى‌شوند و مشروبى مى‌خورند و پسربازى مى‌كنند. سامان شهروند استراليا است و به‌دنبال پول در‌آوردن دو سه ماهى است كه به ايران آمده است. اين دو در يك برنامه ديسكوى زيرزمينى كه در مزرعه‌اى خارج از شهر برگزار شده با هم آشنا مى‌شوند و قرار ازدواج مى‌گذارند. اما سرنوشت آن‌طور كه انتظار مى‌رود با آن‌ها همراهى نمى‌كند.
اینکه این فیلم اجازه پخش نگرفته که اصلا عجیب نیست وقتی با فیلم عصر جمعه خانم مونا زندی که خودشون تو جشنواره فجر بهش جایزه دادن 5 سال توقیفش می کنن اونوقت فقط در تهران اونهم به شکل محدود با کمترین تبلیغاتی اجازه پخش می دن دیگه اجازه اکران برای چنین فیلمی ازمحالاته چیزی که برای من خیلی عجیبه این فیلم چطوری تونسته اجازه ساخت در ایران رو بگیره بدونه مجوز ساخته شده که خیلی بعیده جعفر پناهی برای ساختن یک فیلم بدون اجازه این بلا رو سرش آوردن اونوقت یه نفر وسط میدن انقلاب جلوی دانشگاه تهران تو بزرگراه ها و ... تهران بیاد فیلم بسازه بدون مجوز !!!!؟؟؟؟ غیر ممکنه 
یکی از واقعیت هایی که تو فیلم نشون میده وقتی جوونها شاد هستن دوره هم جمع می شن میزنن میرقصن سریع میان به شکل تحقیر آمیزی  جمعشون می کنن میبرن شلاغشون میزنن دفعه بعد که این آدما  دوره هم جمع می شن دیگه شلوغ نمیکنن خیلی آروم میرن یه گوشه ای صدای غمگین یه ساز رو گوش می کنن و درنهایت رو به مواد مخدر میارن برای یه کم آرامش فقط یه کم آرامش 




فیلمنامه فوق العاده ست به‌نظر من صحنه پايانى فيلم بسيار قوى و تاثيرگذار است و از بهترين سكانس‏هاى فيلم به‌حساب مى‌آيد  ساختار داستان کلا بسيار محكم و بى‌نقص‏ است.بازیگر نقش مرضیه خیلی خوب بازی کرده ولی از بازی بازیگر نقش سامان خوشم نیومد  ترانه‌هايى از فرامرز اصلانى، محسن نامجو، گروه كيوسك، و ... خیلی به جا در فیلم استفاده شده  و در نهایت یه خسته نباشید به خانم  گرانازموسوی  کارگردان هنرمند فیلم  امیدوارم اولین فیلمش آخرین فیلمش نباشد 

شنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۹

تصاویر نقاشیهای سنگی با قدمت 12 هزار سال


تیمی از دانشمندان که در یک غار در جستجوی فسیل موشهای صحرایی غول پیکر ماقبل تاریخ بودند که موفق شدند یک گالری ویژه از آثار هنری سنگی با قدمت 12 هزار سال را کشف کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان استرالیایی سازمان تحقیقات صنعتی و علمی کشورهای مشترک المنافع (CSIRO) در کانبرا که با هدف کشف فسیل موشهای صحرایی غول پیکر ماقبل تاریخ وارد یک غار پهناور در شمال شرقی تیمور شرقی شده بودند تصادفاً موفق شدند یک ردیف از نقاشهای صورت انسان که 12 هزار سال قبل بر روی دیوار این غار تراشیده شده بودند را کشف کنند.
"کن آپلین" سرپرست این تیم تحقیقاتی در این خصوص توضیح داد: "من و یک همکار از کف غار مشغول کاوش لبه ها بودیم. من چراغ قوه ام را روشن کردم و یک تابلوی عظیم ماقبل تاریخ از صورتهای انسان را بر روی دیوار غار دیدم. مالکان غار که با ما آمده بودند از این کشف گیج شدند. آنها گفتند که این صورتها انتخاب کرده اند که چه روزی خود را نشان دهند چون آنها از کاری که ما انجام می دهیم خشنود هستند."

این تیم اکتشافی مشغول کار در غار "لن هارا" بودند. این غار یک گنجینه با ارزش از فسیلها و هنرهای سنگی به شمار می رود.
این سنگ تراشها صورتهایی دارای چشم، بینی و دهان هستند و سرهای آنها با یک سرپوش که تمام قاب صورت را احاطه کرده اند پوشیده شده است.
با استفاده از تکنیک تعیین تاریخ ایزوتوپ اورانیوم دانشمندان دانشگاه کوئینزلند و تیم CSIRO قدمت این صورتها را بین 10 هزار تا 12 هزار سال تخمین زدند.
براساس گزارش ساینس دیلی، نکته شگفت انگیز در کشف این صورتها این است که این غار از سال 1960 تاکنون مورد بازدید باستان شناسان و متخصصان هنرهای سنگی سراسر دنیا قرار گرفته است با وجود این، صورتهای سنگی هرگز کشف نشده بودند
پیش از این تیمهای باستان شناسی دیگر موفق شده بودند نقاشیهایی شامل قایقها، حیوانات، اشکال انسان و اشکال تزئینی خطی را در این غار کشف کنند که قدمت برخی از این آثار هنری به حدود 30 هزار سال می رسد
 منبع : خبرگزاری مهر

یکشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۹

127 ساعت


تازه ترین فیلم «دنی بویل» کارگردان برنده جایزه اسکار  فیلم «میلیونرزاغه نشین» ماجرای واقعی و شگفت انگیزشهامت و بقای انسانی و عشقی است که بشر به زنده ماندن دارد.
در وهله اول داستان فیلم تهوع آور به نظر میاد با خودم کلی کلنجار رفتم تا فیلم رو بگیرم و ببینم داستان آرون رالستون 26 ساله که در آوریل 2003 که به تنهایی در یکی از دره های دورافتاده کوهستان های پارک ملی «یوتا» یکی از ایالت های غرب آمریکا مشغول کوهنوردی بوده بر اثر یک حادثه به یک دره عمیق پرتاب میشه و یک سنگ بزرگ بر روی دست راستش می افته از اونجائیکه تلاش هایش برای آزادی دستش بی ثمر می مونه برای رهایی از مرگ مجبور به قطع دستش با یک چاقوی کند می شود
به نظرم کاملترین مطلب در مورد فیلم را سیمون بوفوی فیلمنامه نویس «١٢٧ ساعت»  که پیش از این نیز در فیلم برنده اسکار «میلیونرزاغه نشین» با «دنی بویل» همکاری داشته است بیان کرده ست: این فیلم فقط در باره یک حادثه زجرآور و خطرناک قطع عضو بدنی نیست. بلکه این تاثیرات روحی و دگرسازی و دگرگونی های روانی است که فیلم ١٢٧ ساعت را تبدیل به یک درام جذاب و پرکشش کرده است:«این فیلم فقط یک داستان ساده در باره مرد جوانی که اجبارا بازوی خودش را قطع می کند نیست. بلکه راجع به فردی است که از خانواده و دوستان خود روی برگردانده و خانواده و اجتماع را کنار گذاشته و حالا این واقعه باورنکردنی زندگی او را برای همیشه عوض  می کند. با وقوع این حادثه شخصیت اصلی داستان یک بار دیگر به خودش و زندگیش نگاه می اندازد. کجا اشتباه کرده است؟ چگونه می توانسته است تصمیمات درست تری در بسیاری از موارد بگیرد؟ با چه کسانی می توانسته است رفتار بهتری داشته باشد؟ به این صورت است که او از این کوهستان و وقایعی که در این مدت براو گذشته است به شکل مرد تازه متولد شده ای قدم بیرون می گذارد و ناگهان می  خواهد با تمام مردم و جامعه و جهانی که پشت سر گذاشته است آشتی کند.»


برای خوندن مطالب بیشتر درباره فیلم به این وبلاگ سر بزنید

جمعه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۹

خلاف در کشورهای مختلف

آمریکا:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر میکند. احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود. پلیس از مردم آمریکا عذرخواهی می کند. پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد. شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.


ایتالیا:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

فرانسه:
شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.. .

انگلیس:
شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

آلمان:
شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

سوئیس:
شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.


عراق:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می ترکید!!

چین:
شما خلاف می کنید. شما اعدام می شوید!

امارات:
شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس ، از کشور های همجوار دختر وارد می کنید!


هندوستان:
شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

هلند:
از آنجا که همه کار های خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما خواهر و مادر مردم را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان نمی کند!

روسیه:
شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

یه جای دور:
شما خلافی نمی کنید اما پلیس شما را دستگیر می کند. شما ناپدید می شوید. یک هفته می گذرد و خبری از شما نمیشود. دو هفته میگذرد و کسی خبری از شما ندارد. پلیس دستگیری شما را تکذیب می کند. اداره قضاوت نسبت به وجود شما ابراز بی اطلاعی می کند. بیمارستان ها و زندان ها و پزشکی قانونی هم از شما خبری ندارند. در پایان هفته سوم یک سایت محارب و معاند و فتنه گر و برانداز و اغتشاش گر و حرمت شکن مکان دقیق دستگیری ، همراه با فیلم ضرب و شتم تان را پخش می کند. پلیس از طریق 222 کانال خبری و سیاسی این اتفاق را تکذیب می کند و فیلمبردار این صحنه را تحت تعقیب قرار می دهد! شما هم بالاخره یه بلایی سرتان می آید. نگران نباشید...!