کل نماهای صفحه

جمعه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۳

تقدیم به خواهر عزیزم نغمه به مناسبت افتتاح گالری نقاشی خودش و دوستاش

برای کشیدن پرنده

اول باید یه قفس کشید با در واز
بعد باید یه چیز خوشگل کشید
یه چیز ساده یه چیز ملوس
یه چیز بدرد خور واسه پرنده
بعد باید پرده رو برد گذاشت پای یه درخت
تو باغی ,بیشه یی, جنگلی ,چیزی
پشت درخت قایم شد
بی جیک زدنی
بی جم خوردنی

گاه پرنده زود میاد
اما ممکنم هس که سالهای سال بگذره
تا تصمیم شو بگیره
نباید سرخورد باید حوصله کرد و
اگه لازم باشه باید سالای دراز صبر نشون داد
دیر و زود اومدن پرنده
دخلی به خوب و بد پرده نداره

وقتی پرنده اومد ___ البته اگه بیاد
باید نفسو ,تو سینه حبس کرد و
سر صبر گذاشت پرنده بره تو قفس و
اون تو که رفت
در قفسو آروم با نک قلم مو بست و
بعدش
میله های قفسو از دم ,دونه به دونه پاک کرد و
خیلی هم مواظب بود قلم مو به هیچ کدوم از پرای پرنده نگیره
بعدش باید درختو کشید و
خوشگلترین شاخه شو واسه پرنده انتخاب کرد

باید سبز برگا و
خنکای باد و
غبار آفتاب و
هیاهوی جونورای علف تو هرم تابسونم کشید و
اون وخ باید حوصله کرد تا پرنده تصمیم به خوندن بگیره
اگه پرنده نخونه
نشونه ی بدیه
نشونه ی اینه که پرده بده
اما اگه خوند نشونه ی خوبیه
نشونه ی اینه که دیگه می تونین امضاش کنین

پس ,خیلی با ملاحظه
یکی از پرای پرنده رو می کنین و
اسم تو نو با اون یه گوشه پرده می نویسین

ژاک پره ور
jacques prever

وحید 1/3/83

هیچ نظری موجود نیست: