سلام عزیزان
الان که دست به قلم شدم و این چند خط را می نویسم سعید در حال چرت البته نه در تخت خواب بلکه روی کاناپه می باشد پارسا هم حدود نیم ساعتی است که خواب را به بازی ترجیه داده و لالا کرده. روز دوشنبه در کانادا تعطیل رسمی بود و مناسبت آن نیز تولد ملکه ویکتوریا است و یکی از آن روزهائ است که مردم آتش بازی می کنند و صدای ترقه و فشفشه از هر جا شنیده می شه. به هر صورت امروز فرصتی دست داد تاهمگی به اتفاق یکی از بستگان بیرون برویم و به تفریح بپردازیم البته این گردش با کمی بارندگی همراه بود ولی در مجموع خیلی خوب بود و بالاخره بعد از نزدیک به 8 ماه سرما و زمستان کم کم سر و کله فصل خوب و البته کوتاه تابستان پیدا می شه.جالبه که با بهتر شدن هوا روحیات ما نیز خیلی تغییر می کنه و احساس شادابی و سرزندگی می کنیم. ( خوب این هم یکی
دیگه از مزایای آب و هوای خوب). دوستان
عزیز در ایران باید توجه داشته باشند و قدر چهار فصل زیبای کشور عزیزمان را بدانند چرا که ما در اینجا 2 فصل بیشتر نداریم یکی تابستان و دیگری زمستان. یا اینجا هوا خیلی سرد شست و یا اینکه یه مرتبه خیلی گرم می شه و در حقیقت عمر پاییز و بهار خیلی کوتاه است.
خوب سخنم به درازا کشید . بیش از این وقت دوستانم را نمی گیرم.
سرفراز و پاینده باشید
ساناز
می خواهم به بوی ریواس و رازیانه بیندیشم
به بوی نان/ به لحن الکن فتیله و فانوس
به رنگ پونه و پسین کوه
می خواهم به باران/ به بوی خاک
به اشکال کنار جاده بیندیشم
به سنگچین دوداندود اجاق ترنج
ترانه/ لچک/ کودری/ چلواری سپید
بخار نفسهای استکان
طعم غلیظ قند/ رنگ عقیق چای
نی/ نافله/نای
و دق الباب باد
بر چارچوب رسواترین رویاها
سید علی صالحی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر