با سلام به همه دوستان وآرزوي تندرستي و شادكامي براي همگي،راستشو بخواين مدتي بود كه ميخواستم اشاره ئي به طنز
مطالب سياسي وبعضي از علايق دوستان كه با شناخت قبلي كه از اونا دارم نظرمو بگم.با نوشته تازه وحيد اين مسئله برام پيش اومد كه حتما منم يه چيزائي بگم.واقعيت اينه كه در كشور ما بدليل تحولات بسياري كه در 50سال اخير رخداده وبر زندگي مردم تاثير فراواني گذاشته،يه جورائي مردم وارد بسياري از حوزه ها شدند كه در ساير كشورا اينقدر عموميت نداره.يعني براي وارد شدن در اون به يه دانشي احتياجه،سياست و طنزدو مقوله ئي كه هر انساني حق داره واردش بشه ولي يه نكته باريكي وجود داره كه اكه دانش لازمو نداشته باشيم حتما به ساده سازي دچار ميشيم.من خودم از جمله كساني بود م كه از طنز سالهاي 75و76ابراهيم نبوي خوشم ميومد،چرا كه با شناخت نسبتا دقيقي از اوضاع واحوال دور و برش برخودار بودواز طرف ديگه بخاطر محدوديتهائي كه وجود داشت ميبايست از نوعي پيچيدگي ومهارت زباني وكلامي استفاده كنه كه تلاش خواننده در فهم مطلب خودش بخش مهمي از روند طنز نبوي بود.اساسا شرايط دشوار باعث ميشه كه خلاقيتها آشكار بشه.اينكه يه راست بري سر اصل مطلب شبيه نوعي ديكته كردنه كه ديگران فقط بايد بنويسن.بخاطر همين موضوعه كه مهاجرت براي نويسندگان وهنرمندان ميتونه به پسرفت اونا منجر بشه ولي براي حوزه هاي ديگه دانش بشري اينطور نيست.چرا كه اونا وارد يه شرايط بازتري ميشن كه بدون فشار ميتونن هر آنچه كه به ذهنشون ميرسه بنويسن وبجاي گفتگودر يك اثر هنري با گفتار يكسويه اونا مواجه ميشيم.يعني حذف مخاطب از پروسه هنر!امروزه حتي فيلمسازان نيز فيلمها ئي ميسازن كه به تماشاچ حق انتخاب در تمامي مراحلشو ميده.براي همين من از طنز علي پرشين ورامتين بيشتر لذت ميبرم تا نوشته در طنز نبوي حالا فقط تكنيك وجود داره ولي چيزائي كه علي ورامتين مينويسن در اون شركت دارن وباهاش زندگي كردن وخودشون در توليدش حضور دارن.همينجا از هردوتاشون بخاطرچيزاي قشنگي كه نوشتن تشكر ميكنم وبخاطر اينكه بيشتر از اينا به طنز نمي پردازن گله ميكنم.اما سياست هم دانشه همونطوري كه ما هممون باشوخي كردن ميتونيم ديگرانو شاد كنيم(استعدادطنز در هر آدمي وجود داره ولي بعضيا كشفش كرده وپرورشش ميدن)هر آدمي هم ميتونه سياسي باشه.كدوممون هر جارسيديم شوخي ميكنيم؟ويا ايقدر شوخي ميكنيم كه دوستامونو دلخور كنيم،اين همون آگاهي ودانشي كه ما از تك تك دوستامون پيدا كرديم.سياست هم درست به همين چيزا نياز داره براي ما كه دانش زيادي در اين حوزه نداريم وبايستي يه علامتي وجود داشته باشه كه مثلا همانطور كه ميدونيم ظرفيت شوخي علي ووحيد بالاتر از بقيه هست بدونيم گنجايشمون در مسايل سياسي چقدره.شايد من با وحيد در تنهائي خيلي شوخي بكنم كه در جمع دوستان 10درصدش رو انجام ميدم،شايد با امير يا وحيد در باره بسياري از مسايل سياسي حرف بزنم كه با دوستاي ديگه عملي نباشه.رامتين جان منم طرفدار مطالب سياسي هستم ولي معتقدم وقتي تو وبلاگ ميشه به اين مسايل وارد شد كه از پايه هاي فكري ونگرشي دوستان آگاه باشيم.بحثهائي كه تا به حال تو وبلاگ شده خيلي كمك ميكنه تا با روحيات، نگرش وبرداشتهاي همديگه آ شنا بشيم.هم بايستي به گونه ئي بنويسيم كه براي ديگران فضاي مشاركت وجود داشته باشه(مثال طنز را كه بالا گفتم،نيازي نيست كه همه سياسي بنويسن ولي خيلي خوبه كه همه بخونن)وبا اين عمل همه در اين روند حضور دارن.سرتونو درد آوردم.يه موضوعيه كه سالها در باره اش فكر ميكردم،مايلم نظر دوستانو بدونم.{آرايش يا خودآرائي،لزوم وكاركردش،در جانداران وانسانها،مرزهائي كه به رسميت ميشناسيم وسقف پذيرشمون،آمادگي ما براي استفاده كردن از آرايش وخلاصه هر چه كه از آرايش در ذهنتون هست ودوستش دارين}قربان همگي شما
هادي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر