کل نماهای صفحه

جمعه، مهر ۰۳، ۱۳۸۳

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
* * *
ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
بیدادگری شیوه دیرینه تست
ای خاک اگر سینه تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه تست
* * *
ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
* * *
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق نسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
ز آنروی که هست کس نمیداند گفت
* * *
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردن او می‌بینی
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست
* * *
این کوزه که آبخواره مزدوری است
از دیده شاهست و دل دستوری است
هر کاسه می که بر کف مخموری است
از عارض مستی و لب مستوری است
* * *
این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است
قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است
* * *
این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب بجویبار و چون باد بدشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزیکه نیامده‌ست و روزیکه گذشت
* * *
بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
* * *
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم‌نگاری بوده است


من هرچقدر از شعر نو متنفرم به اشعار کلاسیک علاقه دارم-اشعار کوچه باغی تو مایه عباس قادری در کتگوری کلاسیک اینجانب می باشد- و اگر بخواهم در شعر کلاسیک بر اساس سلیقه خودم انتخاب بکنم خیام یکی از اولین گزینه های من است دیدم کمی شعر وبلاگمان کم شده و بعلاوه خواستم اطاعت امر کرده باشم و کمی یواشتر بروم کمی از خیام نقل قول کردم امید که دوستان نیز از دست چین من لذت ببرند قربان همگی رامتین

هیچ نظری موجود نیست: