کل نماهای صفحه

جمعه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۴

ما متمدنها

یادتون باشه شش هفت ماه پیش تیم ملی آلمان به ایران آمد و ملت فوتبال دوست گوش تا گوش استادیوم را پر کردند تا چشمشان به جمال سوپر استارهای بوندس لیگا روشن گردد پس از این بازی جنجال بزرگی در روزنامه های اروپایی برپاشد و حتی کار به جایی رسید که مطبوعات آلمانی خواستار شکایت مسئولین کشورشان به فیفا شدند و اما موضوع شکایت چه بود خیلی ساده طرفداران ایرانی تیم آلمان هنگام پخش سرود ملی این کشور دستشان را به سبک دوران نازیسم بالا برده بودند و ملت آلمان این مساله را توهین به خود قلمداد کرده بود القصه از سفارت ایران در برلین تا هاشمیان و مهدوی کیا همه دست به دست یکدیگر دادند تا به رسانه های آلمانی بفهمانند که عمل مردم ما ناشی از نا آگاهی آنها بوده و قصد توهین نداشته اند این خاطره را آوردم تا آنرا مقدمه بر مبحث نژادپرستی قرار دهم وقتی که پای صحبت ملت ایران مینشینی و بزرگترها از جنگ دول دوم سخن می گویند یکجورایی دلت برای عمو هیتلر میسوزه و فکر می کنی حقش این وسط پایمال شده بابا خبری نبوده که یک سری جهود این وسط مردن و همه هم متفق القولیم که جهود کمتر زندگی بهتر اما اگر از یک آلمانی راجع به جنگ بپرسی سعی می کند یک جورهایی موضوع را عوض کند زیرا در دنیای متمدن همه می دانند که نژاد مایه مباهات نیست البته وقتی که من می گویم همه دوستان این اجازه را به من بدهند که یک استثنا هم قائل بشوم و آنهم ملت ظفرنمون ایران است با خون پاک آریایی که البته این خون پاک آریایی هم مشکلی شده برایمان زیرا طبق آنچه پدرمان گفته اند ما نژادمان همسان ژرمنهاست حالا این که چرا کمی رنگمان برگشته حتما این بخشش تقصیر اعراب است بحث که به اینجا کشید بگذارید یک خاطره ای را برایتان نقل کنم سه چهار سال پیش بود که داشتم از ماهواره به برنامه علی پورتاش موسوم به ننه سلیمه نگاه می کردم مهمان برنامه هم احمد نبی زاده خواننده پاپ بود در حین برنامه ننه سلیمه گیرداد که آقای نبی زاده شما چرا موهات بوره و چشماتم آبیه ؟و اضافه کرد که معلوم نیست این حاصل حمله پرتغالیها بوده یا روسها بنده خدا نبی زاده هم برای اینکه قافیه را نبازد جواب داد که ننه سلیمه ایرانیهای اصیل همه چشم روشن و مو بور بوده اند و ما بعد از حمله عربها بود که رنگ پوستمان تیره شده و اما تیر خلاص جواب آخر ننه بود که گفت مادر به خاطر توجیه یک میلیون نفر شصت و نه میلیون نفر را ...نکن همگی به این صحبت خندیدیم هرچند که در پشت آن باورهای اکثریت مردمان ایران زمین قرار داشت باوری که می گوید ما قوم برتریم عرب را سوسمار خور می دانیم ترک را خر و افغان را عقب مانده و دزد واین باور آنچنان در وجودمان رسوخ کرده است که حتی زمانی که به خارج از ایران هم میاییم بازهم خودمان را تافته جدابافته میدانیم و سعی می کنیم به غربیها بقبولانیم که ما فرق می کنیم بدمان می آید که بگوییم نزدیک ترین زبان به زبان ما هندی است نه آلمانی نفرت داریم که بدانند خطمان عربی است و نژادمان از تیره و تبار ملت خاورمیانه است راستی خداوکیلی ابراهیم الجعفری عراقی بیشتر شبیه ماست یا گرهاد شرودر آلمانی؟ از رو هم نمی رویم و زمانی که آمریکاییها و کاناداییها می گویند که تفاوتی میان شما و دیگر ملتهای خاورمیانه نیست شروع می کنیم به تحقیر میزبانانمان و صد البته چون جراتش را نداریم که جلوی خودشان بگوییم در محافل ایرانی نطقمان باز می شود که اینها فرهنگ ندارند و احمقند و ایرانی فلان و بهمان است و هیچ وقت هم از خودمان نمی پرسیم که معنای فرهنگ چیست و زمانی که فرهنگ را معنا می کنیم نمی پرسیم که مصداقش در رفتارهای اجتماعی ما ایرانیان کجاست بحث میزبان را مطرح کردم یادم رفت که بگویم میزبانانمان در مقایسه با دیگر همشهریان خوش شانس هستند زیرا که خدا آن روز را نیاورد که ما در یک جمع ایرانی میهمانی از آسیای شرقی و یا میهمانی رنگین پوست داشته باشیم و آن هنگام است که تمام توانمان را به کار می گیریم تا شخصیت همشهری عرب یا هندیمان را در زیر سایه نژاد آریا له کنیم برایمان سخت است که باور کنیم آدمهای باهوشی نیستیم- برایم کامنت نگذارید که ما توی المپیاد مدال می آوریم زیرا آن مدالها به دلیل محدود بودن ماست جوان در دنیای خارج از ایران آنقدر دلبستگی به زندگی دارد تا مجبور نشود روزی دوازده ساعت درس بخواند وبه همین دلیل همان مدال آوران جوان در سنین بزرگسالی به دانشمندانی معمولی تبدیل می شوند و از طرف دیگر مگر چند درصد از هفتاد میلیون نفر ما قابلیت اینچنینی دارند- و اما امروز می بینم کهبدتر از بد شده ایم و این مرض نژاد پرستی در داخل مرزهای ایران نیز رخنه کرده و از چهار گوشه مملکت فریاد قومیت به گوش میرسد و صد البته این راهم اضافه کنم که حرف اکراد و اعراب را می فهمم که از نبود امکانات می نالند اما داستان آذریها که شصت درصد از کابینه را در اختیار دارند و نبض اقتصاد مملکت در دستشان است برایم کمی قریب است این سوژه قطعا بحث بیشتری را می طلبد و امیدورام که دوستان ما را از قلمشان بی بهره نگذارند رامتین

هیچ نظری موجود نیست: