شطرنج بازی قدرتمندان سده های امپراتوریهای کهن به یکی از اندیشمندانه ترین ورزشهای دهه های اخیر تبدیل شده است.باور همگانی آنست که خاستگاه نخست آن در هندوستان بوده است وبعدها به ایران راه یافت
منطق تاریخ بر جریان زندگی استوار است،یعنی هر کنش ویا فعالیتی که در طول تاریخ از سوی بشر انجام گرفته است در صورتیکه منطبق بر نیازها،توانمندیها،استعداد وامکانات نسل بشر باشد،پس از مدتی به عرصه
زندگی انسان راه می یابد.شطرنج نیز همانند موسیقی،تئاتر،نقاشی از انحصار طبقه مسلط اجتماعی خارج شد وتوسط طبقه متوسط قانونمند شد،رشد وگسترش یافت.چرا که سودمندی اش در زندگی فردی به اندازه ای
هست که در دوره انباشت سرمایه وتکثر تولید سرمایه داری به کالای مورد نیاز روشنفکران تبدیل شود.رسانه های ارتباطی فراگیر نیز در معرفی شطرنج نقش عمده ای داشته اند.اما در این بازی چه چیزی نهفته است که
برای عموم مردم قابل اعتناست وبرای عده ای جذاب یا برای شماری دیگرپیگیریش جالبست.برای اینکه کسی شطرنج باز خوبی تبدیل شود،تمرکز،قدرت استدلال به همراه ذهن ریاضی لازمه چون مغز درگیر فعالیت
گسترده میشود پس اکسیژن گیری وگردش خون مفید ،بسیار مهم است.ورزشهای چون کوهنوردی،شنا وراهپیمایی وتکنیکهای ذهنی ان ال پی ،تی ام ویوگا باعث میشود که فرد در موقعیت خوبی قرار بگیرد و به
اصطلاح روی فرم باشد.در این بازی هرکسی که نتواند چهار حرکت بعدی حریفش را پیش بینی کند شانس زیادی برای برد نداردواستراتژی بازی بستگی زیادی به خلق وخو ومقتضیات بازیگر دارد.اینکه استراتژی
دفاعی یا هجومی ویا ترکیبی(جنگ وگریز)باشد،تاکتیکهای گشایش وگسترش فرق میکند.با این وجود با توجه به اینکه حرکتهای مهره هامعین وتعریف شده است تنها جابجائی مهره هاست که برتری یکی بر دیگری رارقم
میزند.اولی از پیاده ها برای گشایش ومهیا کردن طرح اصلیش سود جسته،دومی پیاد ه ها را ابزاری مناسب برای آرایش دفاعی یافته وسومی نیز پیاده ها را به مثابه نخستین مهره های درگیر می بیند.یکی دراستفاده
از وزیر دیگری از اسب آن یکی از فیل یا رخ مهارت دارد.در سطح بالاتر بازیگر حرفه با توجه به قدرت وکارآمدی حریف به منظور تحت فشار قرار دادن وی در یک حرکت حذفی با قربانی کردن یک مهره که در
استراتژی بازیش جایگاه ارزنده ای ندارد یکی از مهره های اصلی او را از جریان بازی خارج کرده ویا حداقل قدرت مانورش را سلب میکند.اگر دو رقیب هم زور باشند واز پیش نتیجه نامعلوم باشد.بازی بیش از یک
دور داردوآن کسی برنده است که در زمان مناسب عقب نشینی کرده وبا آرایش دفاعی مناسب منتظر فاصله افتادن بین مهره های طرف مقابل در کنشی هدفمندانه بازی کند(همانطوری که در موسیقی اصیل پیش درآمد
وجود دارد،شنوندگان حرفه ای منتظر میمانند تا قطعه اصلی اجرا شود)در اینجا میگویند بازی تازه شروع شده است.به نظرم جامعه شناس میتواند همچون شطرنج باز باشد اگر بتواند خوب ببیند،توازن قوای واقعا
موجود جامعه را شناسائی کرده،مطالبات متراکم وپاسخ نیافته مردمش را،موضعگیریهای بین المللی ومنطقه ای وتاکتیکهای احزاب را باتوجه به خاستگاه فکری وآبشخور مادیشان را دنبال کند.توانائی پیش بینی کنشهای
عام اجتماعی نظیر انتخابات را پیدا کند(ارادت ویژه ای به زنده یاد دکتر امیر حسین آریانپور دارم که در همین مرداد دومین سالگشت خاموشی این جامعه شناس برجسته مردمی وآزاده بوده است).پیر بوردیو جامعه شناس اثر گذار وبرجسته فرانسوی که دو سه سالی اخیربا مرگش علاقمندان به دانش جامعه شناسی را متاسف کرد کتابی نوشته است که توسط مرتضی مردیها(نظريه کنش) ترجمه شده است.در این کتاب که بر اساس تحقیقات چندین ساله در فرانسه صورت گرفته ،از گذران اوقات فراغت طبقات اجتماعی ورابطه آن با فعالیتهای اجتماعی انتخاباتی وحتی نحوه انتخابگری چهره به چهره،همسر گزینی ودوست یابی میگوید.او توانست
روشن کند که چرا در یک دوره نامزد سوسالیستها و در دوره دیگر نامزد گلیستها رای میاورد(البته سیستم انتخابگری شهروند فرانسوی نه همه ساز وکارهای انتخابگری جامعه فرانسه)ما هم نیاز به آن داریم که با بررسی
علمی معلوم شود که شهروند ایرانی با چه سیستم انتخابگری رفسنجانی،خاتمی وااحمدي نژاد را برگزیده است.تاثیر قطبهای مسلط اجتماعی دراین انتخابها چقدر بوده است وآیا در همه این سه انتخاب حضور داشته یا نه؟
میدانید که برخی از مطالب در گفتگوها بیشتر وبهتر ارائه میشود .امیدوارم که دوستان عزیز با نوشتن نظر خودشان و اشاره به نکات مبهم این نوشته فرصت دوباره ای برای مطرح شدن این بحث فراهم بکنند
قربان شما هادی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر