صبح زود شاهنشاه تلفنی احضار فرمودند. عرض کردم الان دوش میگیرم شرفیاب میشوم. فرمودند نمیخواهد دوش بگیری. بیا. عرض کردم آدم صبح زود و هنگام سحر که دوش میگیرد غم و غصه اش با آب دوش شسته میشود
دوش ِ وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
شعر را که خواندم شاهنشاه فرمودند بسیار خوب. دوش بگیر و بیاهروقت برای اعلیحصرت همایونی شعر میخوانم قانع میشوند. البته من سعی میکنم شعر مناسب بخوانم یا لااقل شعری بخوانم که مناسب به نظر برسد. شاهنشاه بلند نظر ما هم زیاد سخت نمیگیرند. یک بار که در روز مادر یک کاسه نقره زیبا برای علیاحضرت ملکه مادر هدیه تهیه فرموده بودند به من فرمودند یک خط شعر رویش بنویس که هم به کاسه مربوط باشد هم به مادر. نوشتم « ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم.» شاهنشاه خیلی لذت بردند از این مصراع. فرمودند آفرین. بعد از من پرسیدند « مادر پیاله» فحش که نیست؟ عرض کردم خیر قربان. فرمودند احمق جان. یک بار دیگر اگر الکی شعر به ما قالب کنی میدهم تیمسار مبصر سرت را از گردن بتراشد!بنابراین علیرغم بیتی که خوانده بودم دوش نگرفته شرفیاب شدم چون حدس میزدم که شاهنشاه حواس مبارکشان جمع است. فرمودند میدانی که امروز رئیس جمهور ایرلند جنوبی میخواهد شرفیاب شود. عرض کردم بله قربان. فرمودند اگر شهبانو اینطرف ها نباشد مذاکرات ما بهتر پیش میرود. عرض کردم یک برنامه بازدید از آثار پرویز تناولی برای علیاحضرت ترتیب میدهیم. فرمودند ضمناً به ایشان بگو امروز پادشاه عربستان شرفیاب میشود. عرض کردم ولیعهد قطر را هم اضافه میکنم! فرمودند خدا خیرت بدهد. (توضیح عالیخانی: اگرچه علم در این یادداشت های مشکوک تاریخ ها را قاطی میکند، اما به نظر میرسد مهمان آن روز شاه خانم مک آلیس بوده. وی زیباترین رئیس جمهوری است که از روزگار افلاتون تا زمان احمدی نژاد عکسش موجود است
سعید
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر