بگو ای مرد من ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
بگو ای سوخته ای بی رمق ای کوه خسته
بگو ای با تو داغ عاشقهای دل شکسته
بگو با من بگو از درد و ناله
بذار مرهم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشک من بشوره
غبار غصه هارو از سر ا پات
بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه مرد عاشق
رها از خستگی های همیشه باورم کن
بذار تا خالی سینم برات آغوش باشه
برهنه از لباس غصه های دور و دیرین
بذار تا بوسه های من برات تن پوش باشه
تو با شعر اومدی عاشقتر از عشق
چه راهی با تو بود از جنس خورشید
کدوم طوفان تو را برد از روی سنگ
کتاب شعر و از تخت تو دزدید
بگو ای مرد من ای مرد عاشق
کدوم چله از این کوچه گذر کرد
هنوز باغچه برامون گل نداده
کدوم پاییز زمستون و خبر کرد
بذار سر روی شونم گریه سر کن
از اون شب گریه های تلخ هق هق
بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غرتب یه مرد عاشق
سیمین غانم
این شعر بسیار بسیار زیبا را تقدیم میکنم به تمام مردهای خوب وبلاگمون بخصوص برادران
عزیزم سعید / وحید/ احمد / رامتین و در آخر همسر عزیزم آرش که از خواننده های هر شب
وبلاگ است.اگر امکانش هست وحید خود شعر را با صدای سیمین غانم در وبلاگ بگذارد حال
و هوای دیگری دارد چون من بلد نیستم ممنون
اینهم سورپریز من
ناهید 23 آذر 1384
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر