بازم که تو خودتی -
گهگاهم را بجوی و تحمل کن -
... شاعر که می شوی -
به دنیا که آمدی در گوش راستت اذان می خوانند -
خوب -
بزرگتر که می شوی بی خیال سمت و سوی قبله به تقلید پدر یا مادر سجده می کنی -
خوب -
زنجیر می خری و در دسته مسجد محله آن آخرای صفی که به ترتیب قد است احساس می کنی که بزرگ شده ای
خوب -
کمی که بزرگتر می شوی ظهر عاشورا به جای پلوی امام حسین، قرمه سبزی که مامان رفیقت درست کرده را دو لپی می خوری و کریستی برگ گوش میدی
خوب -
سالها می گذرد و از بخت خوب یا بد نمی دانم اما گذرت به ینگه دنیا می رسد و می بینی که جهود و مسیحی و بودایی آنجورایی هم که فکر می کردی در خسران نیستند
چی چی می خوای بگی؟ -
گهگاهم را بجوی و تحمل کن -
... شاعر که می شوی -
به دنیا که آمدی در گوش راستت اذان می خوانند -
خوب -
بزرگتر که می شوی بی خیال سمت و سوی قبله به تقلید پدر یا مادر سجده می کنی -
خوب -
زنجیر می خری و در دسته مسجد محله آن آخرای صفی که به ترتیب قد است احساس می کنی که بزرگ شده ای
خوب -
کمی که بزرگتر می شوی ظهر عاشورا به جای پلوی امام حسین، قرمه سبزی که مامان رفیقت درست کرده را دو لپی می خوری و کریستی برگ گوش میدی
خوب -
سالها می گذرد و از بخت خوب یا بد نمی دانم اما گذرت به ینگه دنیا می رسد و می بینی که جهود و مسیحی و بودایی آنجورایی هم که فکر می کردی در خسران نیستند
چی چی می خوای بگی؟ -
چه عجب نگفتی خوب -
خوب -
حالا شد! چند کتاب می خوانی و به چالش می کشانندت -
آها -
: هیچی ! فقط آخرش به یقین می رسی که -
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
سعید
خوب -
حالا شد! چند کتاب می خوانی و به چالش می کشانندت -
آها -
: هیچی ! فقط آخرش به یقین می رسی که -
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
سعید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر