کل نماهای صفحه

جمعه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۵

هفتاد و دو ملت

یه مطلب رو سعید چند وقت پیش نوشت به اسم جنگ هفتاد دو ملت منو یاد داستان اون چهارتا فقیری که یه پولی بهشون می رسه وفکر می کنن چی بخرن بخورن انداخت هر کدومشون به زبان خودشون پیشنهاد انگور رو می دادن آخرش دعواشون میشه یه عاقلی بدادشون میرسه و میگه بی خودی دعوا نکنین شما چهارتاتون دنبال یه چیز هستین

این متن پایینی رو از کتاب قرار دادهای اجتماعی ژان ژاک روسو انتخاب کردم فصل هشتم کتاب در باره جایگاه مذهبه فهم بقیه فصول کتاب قدری مشکله ولی این فصلش خیلی جالبه در هر صورت سعید جان فکر کنم این کتاب تو کتابخونه ایرانی تورنتو پیدا بشه با توجه به علاقه ای که به این موضوعات داری خوندنش فکر کنم برات جذاب باشه

ازهمین مسئله که هر جامعه سیاسی خدایی را در راس خود قرار می داد بر می آید که به تعداد جوامع خدا وجود داشت دو ملت بیگانه نسبت به یکدیگر, و تقریبا همیشه دشمن هم ,مدت زمان درازی نمی توانستند ارباب واحدی را بپذیرند دو ارتشی که با هم می جنگیدند نمی توانستند از فرمانده واحدی اطاعت کنند گوناگونی و جدایی ملت ها از هم سبب پیدایش چند خدایی شد; نتیجه قهری آن تعصب دینی و فقدان مدارا در تمام امور بود:در زیر خواهیم دید که این دو از یک سرچشمه آب می خورند
بوالهوسی یونانی ها در انتخاب خدایان ملت های وحشی به عنوان خدایان خود از آن جا ناشی می شد که آنها خودشان را ارباب طبیعی این ملت ها فرض می کردند اما آن چه در حال حاضر دانش خنده داری به نظر می آید کوشش بعضی از دانشمندان در پی بردن به هویت خدایان ملت های مختلف است و اعلام این مطلب که مولوک کنعانیان, ساتورن رومی ها و کرونوس یونانی ها نام های خدای واحدی اند هم چنان که بعل فنیقی ها, زئوس یو نانی ها و ژوپیتر رومی ها نام خدای واحدی بودند یعنی بین این موجودات موهوم خالق ذهن با نام های گوناگون وجه اشتراکی وجود داشت


وحید 26/3/85

هیچ نظری موجود نیست: