کل نماهای صفحه

یکشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۷

سلام سعيد جان از محبت بي شائبه وناب تو سپاسگزارم.اين عكس بخوبي يادم هست اگر يادت باشه 2تا كاريكاتور از من كشيد.هنوز هم اونارو دارم.مريم هم به تو وسانازسلام ميرسونه.(اين نوشته را ساعت 8و5دقيقه خوندم بقول مريم نيم ساعت پس از تولد) پارسا رواز طرف ماببوس

برای هادی عزیز

هادی جان تولدت مبارک
از آنجایی که تقویم ایرونی درست و حسابی ندارم نمی دونم با تاخیر یا با تقدم تولدت را تبریک می گم اما به هر حال فرقی نمی کنه مهم اینه که بهانه ای شد که برات چند خطی بنویسم. اول از همه به مریم خانم سلام برسون! دون اینکه دلم براتون خیلی تنگ شده! پارسال تولدت دور هم بودیم وکلی حرف زدیم! باید برم اون فیلم رو پیدا کنم ببینم! الان که دارم برات اینو می نویسم باید برم کم کم آماده شم چون یکی از بچه ها دعوتمون کرده رستوران شمال. جای شما خالی میرزا قاسمی های خوبی داره. راستی این عکسو یادت میاد؟ پشتش نوشته ام: شهریور هفتاد و نه - بهزیستی. یاد تمام اون روزای خوش بخیر! یاد پارسال این موقع ها هم بخیر! اصلا می دونی چیه؟ یاد تمام اون لحظه های خوب و تکرار نشدنی خیال های دور و شادمانی های بی سببمان بخیر. به هر حال آرزوی بهترین ها را برات دارم و امید دارم در کنار همسر خوبت سالهای سال به سربلندی زندگی کنی. به قول سید از نو برایت می نویسم: حال همه ما خوب است اما تو باور مکن
سعید