بیگانهای
است، که گرچه درک میکند بیهوده زنده است ولی در عین حال به زیباییهای
این جهان و به لذاتی که نا منتظر در هر قدم سر راه آدمی است سخت دلبسته، و
با همینها است که سعی میکند خودش را گول بزند و کردار و رفتار خود را به
وسیلهای و به دليلی موجه جلوه دهد.
مردی است از همه چیز دیگران بیگانه. از عادات و رسوم مردم، از نفرت و شادی آنان و آرزوها و دل افسردگیهاشان، و سرانجام مردی است که در برابر مرگ، چه آنجا که آدم میکشد و مرگ دیگری را شاهد است و چه آنجا که خودش محکوم به مرگ می شود, رفتاری غیر از آدمهای معمولی دارد.
آلبر کامو | بیگانه
مردی است از همه چیز دیگران بیگانه. از عادات و رسوم مردم، از نفرت و شادی آنان و آرزوها و دل افسردگیهاشان، و سرانجام مردی است که در برابر مرگ، چه آنجا که آدم میکشد و مرگ دیگری را شاهد است و چه آنجا که خودش محکوم به مرگ می شود, رفتاری غیر از آدمهای معمولی دارد.
آلبر کامو | بیگانه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر