کل نماهای صفحه

جمعه، مهر ۱۸، ۱۳۹۳

کار کاره انگلیس هاست !!!

در قرن بیستم – بخصوص – این اعتقاد که حتی کوچکترین رویدادهای کشور نیز نتیجه ی دسیسه و دخالت دست نامرئی بریتانیاست چنان گسترش پیدا کرد که تقریبا همه از شاه و وزیر گرفته تا آموزگار و راننده ی تاکسی احساس می کردند کشورشان چیزی بیشتر از بازیچه ای در دست انگلیسی ها نیست و آنان با مهارت – اگر نه با سحر – برخی از ریزترین جزئیات و کم اهمیت ترین وقایع جمعه ی ایرنی را برنامه ریزی و اجرا می کنند. تقی زاده در برخی از نامه های رسمی اش به عنوان سفیر ایران در لندن در دهه ی 1320به این موضوع اشاره می کند. در نامه می نویسد:
نمی دانم چرا یک مرض عمومیِ وَهم به بسیاری از مملکت ما دست داده که درست مثل وبای مالیخولیا شده که هیچ فرقی با مرض طب عمومی ندارد و آن این است که یک اعتقاد عمومی پیدا شده  که انگلیسی ها مثل جن و پری در همه امور دست دارند و مانند قضا و قدر کل امور جاریه از کوچک و بزرگ.و حتی مقدرات اشخاص و ترفیع رتبه ی مامورین تابع اراده آنهاست و به انگشت آنها می گردد... این جُزام مسری و طاعون مهلک یکی از بدترین بلاهایی ست که به ایران روی داده... و دلیل کمی رشد اجتماعی ست... و تا عافیت نپذیرد امید صلاح و فلاحی نیست

داستان طنز دایی جان ناپلئون هراس از قدرت ماوراء الطبیعه و دخالت های بریتانیا در ایران را استادانه تصویر می کند.اما چنانچه اشاره شددر حقیقت این موضوع در ایران ریشه دار و تاریخی است تنها در نتیجه ی ضعف ایران در برابر نیروهای خارجی در پند قرن گذشته به وجود نیامده و تنها به بریتانیا و یا کشورهای خارجی دیگر مرتبط نیست بسیاری از ایرانیانی که از انقلاب مشروطه حمایت کردند به زودی به این باور رسیدند که آن انقلاب حیله ی بزرگ بریتانیا برای کاستن از نفود روسیه ی  تزاری در ایران بوده است.

هیچ نظری موجود نیست: