کل نماهای صفحه

دوشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۳

سوتی داستان الاغ پیامبر مسلمانان و طوفان نوح

 (کتاب اصول کافي، کتاب الحجه، باب ما عندالامه من رسول اله و متاعه); امير المومنين عليه السلام گويد: ساعتي که پيغمبر در گذشت، خر ایشان(عفیر) نيز افسارش را پاره کرد و تاخت تا در محله قبا بر سر چاه بني خطمه رسيد. خود را در آن افکند و همان چاه گورش گشت.
همچنین فرمود: اين الاغ با پيغمبر بسخن در آمد و گفت: پدر و مادرم به قربانت، پدرم از پدرش، و او از جدّ بزرگوارش، و او از پدرش نقل کرد که او با جناب نوح در کشتي بوده و نوح برخاسته و دست به کفل او کشيده و گفته: از پشت اين الاغ، الاغي آيد که سيد پيغمبران بر آن سوار شود. خدا را شکر که مرا همان الاغ قرار داد.
یه مومن وقتی این حدیث رو میشنوه کِیف میکنه و به ایمانش افزوده میشه ولی ٣٠ ثانیه نمیشینه فکر کنه و با خودش دو دوتا چهارتا کنه که اگه بر فرض داستان کشتی نوح درست باشه و فقط یه جفت خر توی کشتی نوح بوده و بعد اون یه جفت خر زاد و ولد کردن پس هر خری که تو این دنیا هست از نسل همون خر کشتی نوحه و این موضوع رو هر خری میدونه که محمد سوار هر خری که می شد از نسل همون خر کشتی نوحه.

اینکه نوح پیامبر همچین سوتی داده، و امیرالمومنین هم با اون همه علم لدنی متوجه سوتی این حرف نشده و حالا شیخ کلینی چرا این چریندیات رو نوشته جای خود، ایرانی های قرن ٢١ چرا باور میکنن فاجعه است.

هیچ نظری موجود نیست: