رامتین جان این متن رو در انتقادی که به دوستانت کرده بودی از اینکه تو وبلاگ نمی شناسیشون نوشتم
بنظرم اول بيايم ببينيم وبلاگ چيه? مطمئنم مي دونی. يک صفحه شخصي که هر کسي ميتونه نوشته هاي خودشو و مطالبي که براش جالبه
رو توش بنويسه; بدون هيچگونه محدوديتي. قبلا خيلي ها افکار خودشون رو تو دفترچه خاطرات روزانه شون مي نوشتن که فقط مخاطبشون
خودشون بودن, در حال حاضر با توجه به اين پديده (وبلاگ)نوشته هاي هر شخص مخاطباي بعضا جالبي رو پيدا کرده مثلا کسي که تو
ايران مي نويسه با يه شخصي که تو سوئد زندگي ميکنه مي تونه ارتباط برقرار کنه در مورد يه موضوع با هم صحبت کنن و
نظرهاي همديگر رو بدونن; چيزي که شايد چند سال پيش بيشتر شبيه يک رويا بود تا واقعيت
حالا چي شد ما اين وبلاگ رو بوجود آورديم ؟هدفمون چي بود؟اگه يه سري به آرشيو مطالبمون بزني بعد از مطلبي که هادي نوشت (دعوتي
بود از دوستان براي نوشتن در اين وبلاگ)بنده حقير نوشته اي در مورد اينکه چگونه و چرا اين وبلاگ بوجود اومد نوشتم; که شما رو ارجاع
مي دم به همون نوشته. ولي در مورد اينکه هدفمون چيه از نظر من ار تباط و دوستي از نوع ديگه جايي خوندم
نوشته هاي انسانها نيمه پنهان شخصيت انسانهاست رامتين تو راست مي گي خيلي از اين آدمها به نظرمون غريبه ميان چون با اين قسمت
از شخصيتشون آشنا نبوديم. یاده فیلم نیمه پنهان افتادم زنی بعد از ده سال زندگی مشترک حرفهایی که نتونسته بود رو, در, رو به شوهرش بگه
تو قالب دفترچه خاطرات براش نوشت و درست آخرنوشته ها بود که شوهر به شناخت دقیقی از همسرش رسید
و دقیقا با نیمه پنهان زندگی همسرش که ده سال باهاش زندگی می کرد, آشنا شد; از مبارزات سیاسیش گرفته تا داستان عاشقانه اش با یک مرد
اگه یادت باشه تو همین وبلاگ خودمون مطلبی علی در مورد فاطمه نوشت از اینکه نوشته های خواهرش باعث شده روحیات اونوبیشتر بشناسه
کلام آخر رامتین جان باور کن همه خودشونن . واقعیتش من که ژست خاصی رو از کسی ندیدم
____________________________________________
دوستان این سلسله مطالبی که نوشتم و می خوام بنویسم به هیچ عنوان قصدم گله گذاری و یا پنبه زنی مطلب رامتین نیست
واقعیتش قصد من بیشتر اینه که با هم مروری به هدفمون داشته باشیم و ایرادهایی که به وبلاکمون وارد است رو بررسی کنیم
امیدوارم دوستان همراهی کنن
وحید 26/2/83
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر