با سلام
هنوز از کسی خبری نیست . ظاهرا عده ای از دوستان هنوز یا در شوک هستند و یا موافق تغییر روند در سبک نوشتن در وبلاگ نیستند. در هر حال من قبلا هم گفتم که در نوشتن خسیس نباشید. من وقتی وحید گفت که یک همچین وبلاگی وجود داره و گفت که اگر دوست داشته باشم می تونم در آن مطلب بنویسم بهش گفتم که با این وقت کمی که من دارم فکر نمی کنم که بتوانم بنویسم اما الان می بینید که از بسیاری از شما ها فعال ترم. البته ادعا نمی کنم که خوب و یا خیلی مفید می نویسم اما سعی می کنم که ارتباطم را با شما حفظ کنم
من هفته ای دو روز در یک داروخانه یک کار پاره وقت دارم. در این داروخانه دو دکتر دارو ساز داریم که هر دو مصری هستند و مسیحی. از آنجایی که شیفت من از ساعت پنج تا دوازده شبه بنابراین خیلی شلوغ نیست و گاهگاهی* با هم درباره مذهب صحبت می کنیم. این صحبتها تقریبا از تابستان پارسال شروع شده و هنوز ادامه داره. در این بین من دوبار هم به کلیسا شون رفته ام که جدا برام جالب بود. یک انجیل و تورات به زبان فارسی هم به من هدیه داده اند که واقعا خواندنش برام جالب بود و دیدم را کلا درباره مسیحیت عوض کرد. چیزی که می خواهم مطرح کنم اینه که اعتقادات ما آیا بر اساس مطالعه است یا موروثی است؟ من هیچ تفاوت عمده ای بین این ادیان ندیدم. من فکر می کنم تمام این ادیان بوجود آمدند تا انسانها را در وقت استیصال کمک کنند و به آنها آرامش ببخشند اما قرایت غلط (به باور من) باعث شده که هر کس فکر کند که تنها اوست که در مسیر درست حرکت می کند. شاید آن داستان مولوی را شنیده باشید که می گوید در شهری فیلی آورده بودند برای نمایش و آن را در اطاقی تاریک نگه داشته بودند و چند نفر از اهالی رفتند که آن را ببینند . از آنجایی که اطاق تاریک بود هر کسی با لمس کردن فیل سعی کرد آن را توصیف کند. کسی که پای فیل را لمس کرد گفت که فیل مثل یک ستونه وآن دیگری که بدن فیل را لمس کرد گفت که مثل یک تخته سنگ بزرگه و همین طور تا آخر. هرکسی بخشی از واقعیت را لمس کرد و فکر کرد که آن را به تمامی درک کرده است
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد آن الف
در کف هرکس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
سعید
هروقت این کلمه گاهگاهی را به کار می برم یاد داستان آن کسی می افتم که ازش پرسیدند هر چند وقت یکبار می ری سینما در جواب گفت بگاه بگاه ازش پرسیدند چرا نمی گی گاه گاه در جواب گفت شوخی دارید؟ گاه گاه که مال خنده است *
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر