کل نماهای صفحه

شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۳

با سلام به همه دوستان ميخوام درباره شانس ،تصادف،يا اتفاق ونقش آن در زندگي انسانها بنويسم .در تاريخ 15هم ارديبهشت سرساعت 6عصرمحمد براي بر گرداندن اسباب بازي دوستش از خونه بيرون رفت.علي واميد با هم بازي (شايد دعوا) مي كردند.علي ميله آهني روبسوي اميد پرت ميكنه ، اميد سرشو ميدزده،محمدكه همين لحظه پشت سرعلي رسيده بود،ضربه اي رو ي چشمش احساس ميكنه.نه علي ميدونست كه محمد پشت سراميد قرار گرفته،نه اميد كه براي دفاع از خود واكنش نشون داد ميدونست كه باجاخالي دادن به كس ديگه اي ضربه ميخوره ونه محمد كه بدليل نداشتن ديد كافي فرصت واكنش پيدا نكرده بود در جريان بازي ايندو بود.تنهاميشه گفت يه بدشانسي محض بوده.با اين پيش زمينه حالا ميخوام به موضوع بپردازم.
خياطي رودرنظر بگيريم كه سي چهل سال قبل با تقاضاي مستقيم مشتري
برايش لباس ميدوخته يعني با شناخت قبلي از مشتري واطمينان از بفروش رفتن كارش روزگارشو ميگذرونه،از طرف ديگه مشتري هم با اطمينان از
مهارت خياط بهش سفارش ميده.سي چهل سالو عبور كنيم مي بينيم همين خياط به روش گذشته كاركنه لنگ ميمونه،بخاطر اينكه حالا ديگه كمتر كسي تك دوزي ميكنه وسفارشها ديگه مانند قبل چهره به چهره نيست.رقباي قدربا سري دوزي نبض كارو تودستشون گرفتند.از يكطرف سليقه آدمارو
باتبليغ گسترده به سمت مورد نظر خودشون كشوندن واز طرف ديگه براي
همكارانشون تعيين تكليف كردند.خياط فرضي ما كه درجامعه صنعتي محاصره شده بايستي درذهنش ريسك بكنه ودرزندگي عيني اش خطرتغييروبپذيره.ديگه بايستي قيد مشتري دايمي رو بزنه وبا توليد انبوه بدون اينكه شناخت از مشتريش داشته باشه خطر ورشكستگي ياشانس پولدار شدنوبپذيره.منظورم اينه كه درجوامع صنعتي(كلا نشهر) ريسك كليد اصلي نا اطميناني است.آنقدركه در گذشته كنشهاي آدمي ناشي از تجربيات ومهارتهاي فردي بوده امروز اينگونه نيست.هرجايي كه نقش كمتري داشته باشيم اطمينان كمتري داريم .در مقام مقايسه حجم ريسك وخطر براي افراد به اندازه غيرقابل مشاهده اي رسيده است،بطوريكه نمي تونيم درك مستقيمي از اون داشته باشيم .ريسك وعدم قطعيت دوشكل مختلف نا امني يا نااطميناني هست.هر ريسكي شكل خاصي از عدم قطعيته ولي هرعدم قطعيتي بعنوان ريسك شناخته نميشه.
پيرسيمون لاپلاس فيلسوف جبرگراي (طرفدار قطعيت) قرن 18فرانسه گفته {اگردر يك زمان موقعيت وحركت همه ذرات جهان را بدانيم آنگاه ميتوانيم رفتارآنهارا در هرزمان ومكان ديگر(گذشته يا آينده) محاسبه كنيم} دانش فيزيك خلا ف اين قطعيت رو نشون داده،كه به آن اصل عدم قطعيت مي گويند.به زبان ساده عدم قطعيت همان نا اطميناني ونا امنيه،نمي تونيم از آينده به اعتبارگذشته مطمين باشيم. هر فرهنگي نسبت به اين مقوله نگرشي داره،متاسفانه در كشورما اين مساله بهانه براي توجيه انفعال ياعدم تلاش شده ،در صورتي كه جامعه شناس با دسته بندي انواع ريسك وفيزيكدان به ياري اصل عدم قطعيت هايزنبرگ مرزهاي تصادف رابيش از پيش روشن ميكنه.براي نمونه از دو نوع ريسك(تكاملي و معمولي) نام برده ميشود.در
ريسك تكاملي در بافت سوژه ريسك روي ميدهد،كه همزمان موجب دگرگوني آن بافت ميشود.اينگونه ريسكها بيشترمنشابيروني دارد(هم از طريق نهادهاوبنيادهاي اجتماعي وهم از طرف انسانها) خياطي كه در بالا
در باره اش نوشتم وواقعه غمباري كه براي محمد پيش اومده رو ميشه جزو اين ريسك قرارداد.لازمه بدونيم ريسك تكاملي هردوجهت روميتونه داشته باشه .اگردر هواي باروني بدون چتر ازخونه بيرون بريم،در وضع هوا تغييري بوجود نمياد.اماباتكنولوژي ابرهاي باران زايي رو بوجودآوردندكه سبب تغييروضع هواميشه.
مشخصات ريسك تكاملي : ـ ناامني تنها به اين مربوط نميگرده كه آياخسارتي وارد ميشه يا نه؟بلكه مربوط به اينه كه كجا ناامني وجودداره(يعني عدم قطعيت عدم قطعيت)؟ درباره اندازه وكيفيت ناامني اطميناني وجود نداره.
ـ نشا نگرنوعي جابجايي است .اينجا ديگه كسي كه كاري ميكنه ريسك نكرده،بلكه يك نفرديگه (محمد) تاوان آن كارراميدهد.يا امروز تصميمي گرفته ميشه كه براي نسلهاي آينده خطرآوراست(جنگ عراق وايران).
پايان:اعتقاد شخصيم اينه كه هر كسي يه جايي درزند گيش شانس داره(من درمساله زندگي شانس آوردم ودوسه باربه سوي زندگي برگشتم).كسي كه سعي كنه با عدم قطعيت مقابله بكنه تااونو به قطعيت (امن واطمينان) تبديل بكنه،درك درستي ازعدم قطعيت نداره.باناامني يا عدم قطعيت نبايستي به قصد تبديل اون به قطعيت مقابله كرد،بلكه بايداونودرخود مفهوم عدم قطعيت پذيرفت.درحاليكه براي منطق صوري قطعيت تنها شكل درست استدلال و
استنتاجه ، براي منطق كوانتمي وغيرشفاف(احتمالات) پذيرش وبه حساب
آوردن ناامني تنهاشيوه ممكن براي رسيدن به استنتاج درسته!!
{هوراشيودر زمين وآسمان بيش از آنچه كه تو وفلسفه ات تصوركرده اي وجود دارد}به نقل از هملت.8/3/83 هادي

هیچ نظری موجود نیست: