کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۳

با سلام
خدمت علی آقای گل عرض شود که
اول
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
دوم
هنوز یادمان نرفته که همین جنابعالی بودی که شکایت می کردی کسی به شما زنگ نمی زنه حالا داری یه جورایی اقرار می کنی که اینجوری ها هم نیست که می گفتی
سوم
آن شاعر مسیح خوی * اگرچه مدعی العموم نیست اما نمی تونه همین طوری ساکت بنشینه و بگذاره بقیه فکر کنند که تاریخ شعر نو بر می گرده به زمانهای خیلی دور
چهارم
این مورد را واقعا اعتراض دارم. آقا جان این تنها وظیفه سارا نیست که شازده را آرام یا سرگرم کنه بلکه شما هم گهگاهی باید یه تکانی بخورید تا سارا هم یه کاری غیر بچه داری بتونه انجام بده
پنجم
آن یار آمریکایی ما آخرین کسی است که می شه ازش گله کرد چرا که گاهی حتی فرصت نداره خودشو توی آینه ببینه و به خودش بگه "حال سرکار چطوره؟" چه برسه به اینکه هر روز مطلب بنویسه
ششم
آن شاعره محترمه هم خانه شما، احساساتش ته نکشیده فقط آنقدر کامنت های ضد شعر خوانده که دیگه روش نمی شه چیزی بنویسه
هفتم
یا عرض پوزش من این جوان بانکی شما را به جا نیاوردم
هشتم
با نظر شما درباره آقای اچ پی زادگان کارتریج اصل موافقم چرا که سالهاست که از او خبری نیست و دلمان برایش تنگ است
نهم
مریم ها در سکوت نیستند که در اعتصابند چرا که تا سر و کله شان پیدا می شود شما می فرمایید پس کیک چی شد
دهم
خودمانیم این سوزان خانم با این سفرش خوب سوژه ای دست جنابعالی داد. از فردا شاهد جمله نغز" پس سوغاتی چی شد؟" خواهیم بود
آخر آنکه
علی جان لطفا تغییری در سبک نوشتنت نده که در غیر این صورت من یکی حالم گرفته می شه

* یکی از قشنگترین صفت هایی که کسی به من نسبت داده و من واقعا دوستش دارم ممنون از رامتین

سعید

هیچ نظری موجود نیست: