کل نماهای صفحه

دوشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۳

غمنامه

سلام خوبان
چه روزگار غمباریست
آنگاه که جوانان تپلمان در پی یافتن راهی در تجارت رایانه هفته ای یکبار راهی چین می شوند
وآنگاه که پدرخواندهها دستشان به قلم نمی رود چراکه با دست خود گوشی تلفن را گرفته و با ما صحبت می کنند
و آنگاه که آن شاعران مسیح خوی تنها به اشکال گیری از شعر دوستان می پردازند
و آنگاه که همسر محبوب من در زیر گریه ها و شیونهای کوچکترین عضو خانواده لیست جهیزیه تهیه میکند و کسی در باره آن لیست کامنت نمی دهد جز یک سفر کرده
و آنگاه که آن سفر کردهها به آمریکا در موطن کاپوچینو گم می شوند
و آنگاه که آن شاعره که ما با او در یک خانه هستیم احساساتش پایان می یابد
و آنگاه که جوانان بانکی ما دست از پول و اقتصاد بر نمی دارند
و آنگاه که جوانان عشق اچ پی و پرینتر حتی فرصت یک زحمت دادن به ما را ندارند تا چه رسد به مهمان کردن ما
و آنگاه که مریم ها به یکباره در سکوت فرو روند
و آنگاه که سوزان بر خلاف اسمش خیلی خاموش و بی صدا راهی فرانسه می شود و نداند که کلاغه خبر می آورد و باید سوغاتی بدهد حالا که کیک تولد نداد

می دانید چه می شود

می شود حال و روز وبلاگ ما

بابا چرا همتون خوابتون برده

به درود
علی پرشین 21/2/83

هیچ نظری موجود نیست: