کل نماهای صفحه

جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۳

آنچه من بدانبالش بودم

شاید بتوان گفت هر وقتی که پای اینترنت هستم باید اول سری به کاپوچینو بزنم چرا که برایم فرصتی به وجود آورده که بیش از پیش از حال دوستان با خبر شوم اما چندی است که دست و دلم به نوشتن نمی رود چرا که نامهایی که در وبلاگ می بینم با آدمهایی که من می شناختم تطبیق نمی کند من شاید هر دو ماه یک بار با سعید تلفنی صحبت می کنم که معمولا کوتاه ترین آن حدود یک ساعت است اما جدا نمی توانم با سعید کاپو چینویی ارتباط بر قرار کنم چرا که این سعید واقعی نیست یک هشت کتاب اینترنتی است شعر نو جالب است اما نقل شعر گذشتگان آن هم بصورت هر روزه خسته کننده می شود و این که چرا به سعید گیر دادم چون هم قلم خوبی دارد هم سوژه های خوبیچرا باید از شاملو و سپهری بخونیم اما خود سعید برامون کمتر بنویسه بابا رفقا شما ها که بچه های خوبی بودید چرا روشنفکر بازی در میارید؟حداقل باز هم جای شکرش باقی است که سعید گه گاهی با قلم خودش مینویسه وحید در طول دو ماه گذشته فقط از شعرای انقلاب فرانسه مطلب می نویسه حالا هم به موج نو در ادبیات چین گیر داده آخه به چه زبونی بگم من از انقلاب و انقلابی و مدرنیسم و سانتیمانتالیسم متنفرم چیزی که من تو این وبلاگ دنبالش بودم این بود که از خودمون بگیم مثلا از انواع رژیمهای غذایی بنویسیم و اونهایی که تجربه رژیم گرفتن را دارن از تجارب خودبنویسند می خواهید در جواب بگید مبتذله باشه اما واقعیه چی میشد اگه آقا وحید از چین برامون بگه سعید پشتش را بگیره و از اوضاع چینیها در کانادا بنویسه ساناز از خاطره برخورد با یک چینی در مدرسه بگه منم دندم نرم میرم براتون از چاینا تاون در نیو یورک یک گزارش باحال میارم تا بدونیم چشم تنگها چی داشتن که اینقدر پیشزفت کردن مثلا چرا نباید علی بیاد و یک نکته درباره زندگی مشترک بگه راستی آقایون چرا یک بار از خانوما نمی پرسید که چجوری فکر می کنن ؟نغمه چرا نباید از خاطرات سفرهاش بنویسه شاید که ما تا آخر عمرمون هم نتوانیم به گوام برویم اگه دوست داشتین میتونیم از مسائل روز بگیم بابا چرا چشمامون را باز نکنیم و ببینیم که بغل گوشمون تو عراق چه خبره این عراق خراب شده میتو نه رو زندگی همه تاثیر بذاره اگراز سیاست بدتون میاد از ورزش بگیم مثلا علی آقا چرا پرسپولیس علیرغم داشتن تمامی ابزارها قهرمان نشد؟ در یک کلام بیایین خودمون باشیم همونطور بنویسیم که صحبت می کنیم و در باب مطالبی بنویسیم که اگر روزی دور هم جمع شدیم موضوع صحبتمان باشد من اینمطب را نوشتم چون پس از مدتها ساناز مطلبی در باب مرحومه خانوم سوسن نوشت که بشدت برایم ملموس بود و با خودم گفتم چه خوب بود که همه ایگونه می نوشتند راستی خانوما وآقایونی که مطلب نمیدن یک کمی از وحید و خانواده وحید و دوستاش یاد بگیرید فقط این نکته را میگم که من و سعید هر کدوممون 75 ساعت در هفته کار می کنیم و هر دو متاهلیم پس لطفا در جواب نگویید گرفتاریم به هر حال این آنچیزی بود که من دنبالش بو دم تا نظر دوستان چه باشد

خاله غرغرو رامتین سابق

هیچ نظری موجود نیست: