کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۳

چرا باهم دوست نباشیم

روز اولی که وبلاگ تشکیل شد از اینکه چنین فضایی بوجود اومده تا دوستانی که
خارج از ایران هستن رو در کنار خودمون احساس کنیم خوشحال بودم
باور کنید یکی از دلایل بوجود اومدن وبلاگ همین بود خب واقعیتش از مشکلات کاری رامتین
و سعید خبر داشتم رامتین همون روزی که وبلاگ تشکیل شد به من زنگ زد من هم موضوع رو
براش توضیح دادم سریع قبول کرد اگر اشتباه نکنم سومین یا چهارمین نفری بود که تو وبلاگ مطلب
گذاشت در مورد سعید هم خب باید دست به عصا عمل می کردم برایه همین براش تو یاهو پیغام فرستادم
که خبری هم نشد تا شب عید ,ایندفعه با هم تلفنی داشتیم صحبت می کردیم دوباره پیشنهاد دادم که استقبال کرد
و شروع به نوشتن کرد .باور کنید من خودم از چنین استقبالی که سعید کرد تعجب کرده بودم
ساناز رو هم که تو چین بودم که با هم چت کردیم, ازش سوال کردم که چرا تو وبلاگ نمی نویسی
گفت سعید جایه من هم داره می نویسه. گفتم هر کسی جایه خودشو داره دوست دارم مطالب خودتو بخونم
ساناز هم لطف کردو به جمع ما اضافه شد
در هر صورت تمام دوستان اولی که وبلاگ تشکیل شد استقبال کردن بجز یک نفر اونهم آریا بود
شنیدم که گفته این فضاها باعث سوتفاهم و احیانا اختلاف بین بچه ها میشه
خب من که تا حالا چنین فضاهایی رو تجربه نکرده بودم فکر می کردم آریا اشتباه می کنه ولی واقعیتش من تازه
فرق بین فضای گفتگو و نوشتن رو فهمیدم تو فضای گفتگو خیلی راحت می تونی سو تفاهمات رو سریع برطرف
کنی ولی تو فضای نوشتن فقط کافی ,یه جا, یه جمله و حتی یه کلمه رو جابجا کنی اونوقت باید برای
یه خط ده ها خط بنویسی, تو ضیح بدی تازه اگر بازم مشکل پیش نیاد من اشتباه کرده بودم آریا راست می گفت
در هر صورت در مورد موضوعی که پیش اومد من ترجیح دادم ادامه صحبتهامو با رامتین خصوصی انجام بدم
منتظر فرصتی هستم که رامتین به هم زنگ بزنه تا در موردش با هم صحبت کنیم فقط یه توضیح کوچولو
رامتین جان من هم معتقدم باید دموکراسی وجود داشته باشه پس باید هر کسی هر جور دوست داشت بنویسه
باور کن کسی قیم این وبلاگ نیست و....با هم صحبت می کنیم
چند روز پیش قو چانی سردبیر روزنامه شرق مطلبی رو در جواب اعتراض مردم به اینکه روزنامه شما چقدر
مطلب داره ما فرصت نمی کنیم همش رو بخونیم نوشته بود
قرار نیست یه نفر تمام مطالب روزنامه رو بخونه و اصلا نمیشه یکی از تمام مطالب روزنامه خوشش بیاد
مهم اینکه هر شخص با هر تفکر و دیدگاهی مطالبشو رو تو روزنامه ببینه
مطمئنا ما ادعای اینکه می خوایم مثله شرق باشیم رو نداریم ولی دوست داریم یه فضایی باشه که هرکس با دیدگاه خودش
مطالبشو بنویسه و خوشبختانه این اتفاق افتاده و ما الان با نگارشها و سبکها متفاوتی مواجه هستیم که این خیلی خوبه
یه صحبت کوچولو هم با فاطمه درمورد اینکه گفته بود بعضی ها خوششون نمیاد من شعر بنویسم
خب نیاد .شما فکر می کنید همه از مطالبی که من می نویسم خوششون میاد مطمئنا اینطور نیست
بزرگترین نویسنده ها و شعرا دنیا هم چنین ادعایی رو نداشتن که مخالف ندارن فکر می کنی به هادی کم اعتراض شد
ولی می بینی که داره کاره خودشو می کنه باید هم همین کارو بکنه چون اگه قرار باشه برای خوش اومدن بقیه هادی
مثله علی بنویسه علی مثله رامتین بنویسه رامتین مثله سعید بنویسه و الی آخر می دونی چه چیزه هجوی پیش میاد
نتیجه گیری اخلاقی: اول اینکه قول بدیم هر وقت وارد وبلاگ شدیم اون نوشته بالاش رو هم یه نگاه بکنیم بد نیست
دوم اینکه انتظار نداشته باشیم هر بار که وارد میشیم با انبوهی از مطالب دلخواهمون مواجه بشیم
سوم اینکه مطئن باشید مطالبتون خونده میشه تا اونجائیکه من تو آمار میبینم وبلاگمون تقریبا روزی 40 تا بازدید کننده داره
پس لزومی نداره نگران مخاطب برای نوشته هامون باشیم
بعدش هم بیان با هم دوست باشیم اختلافا رو کنار بذاریم و به اشتراکامون فکر کنیم
راستی برای پارسا کوچولو هم دعا کنید امروز بعد از عمل چشماش خوب شه
اینم یه شعر از خانوم مارگوت بیگل امیدوارم خانوم مریم آ گیر نده

ما باید کامل کنیم یکدیگر را
نه آن که همانند شویم
تو جبران می کنی
کم بودهای مرا
و آنجا که تو تند می روی
من قدم آهسته می کنم

ما باید کامل کنیم یکدیگر را
نه آنکه همانند شویم
تفاوتها
زندگی را پر بار می کند
عشق را
افسون

راستی وقت کردین یه بار دیگه اون شعر قبلی که نوشته بودم رو بخونید بد نیست
یکدیگر را می آزاریم
بی آنکه بخواهیم


وحید 12/3/83

هیچ نظری موجود نیست: