کل نماهای صفحه

پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۳

جون من به وحید نگین که من گفتم

سلام خوبان
اول اینکه از فعال شدن تمام اعضا باند کاپوچینو خوشحالم و باز هم می گویم که هرچه دوست دارید بنویسید اما لطفا بنویسید
دوم اینکه رامتین جان شعرت خیلی جالب بود حتی اگر شاعرش جواد یساری باشد اما من مدعی العموم نبودم بلکه تنها خواستم که از ساختار بلاگمون دفاع کنم نه از اعضای آن بلاگ ما هم اکنون در ماه هزار بازدید کننده دارد و سیر صعودی آن همچنان ادامه دارد و بنظر من باز هم باید به نویسندگان بلاگ افزوده شود تا تنوع مطالب بیشتر شود راستی این را بگم که ما در اولین ماه تنها یکصد و چهل بازدید کننده داشتیم و من تنها میخواهم که تنوع مطالب را از دست ندهیم تا در نتیجه تنوع بازدید کننده را هم از دست ندهیم
سوم اینکه بابا بازی کلاغ پر که این همه دلخوری نداره خوب اگه دوست ندارین از این به بعد عمو زنجیر باف بازی می کنیم اما خدایی یه کاری کردم که همتون تو یه روز مطلب بزارین هادی سعید امیر رامتین سوزان وحید فاطمه همتون مجبور شدین مطلب بزارین خوب دیگه اینجوری گاهی میشه تعداد بازدید کننده هارا بالا برد
چهارم اینکه راستی وحید کجاست ؟ به همه گفته که رفته شمال اما من از یک منبع که خواست نامش فاش نشود آقای ه - م شنیدم که وحید امروز در چالوس مهمان یک خانواده اصیل ایرونی هستند و نکته جالب جنسیت و سن فرزندان این خانواده است این خانواده دارای دو فرزند هست به نامهای پرهام و پانیز پرهام 28 ساله و پانیز 25 ساله می باشد و پانیز لیسانس ادبیات دارد فکر کنم تا حدودی نکته را گرفته باشید که چرا وحید اینقدر به شعر علاقمند شده پس سعید جان بجنب که به عروسی داداشت برسی
حتما پیش خودتون میگین بی مزه لوس آخه وحید مگه زن میگیره باشه قبول نکنین حالا من را قبول ندارین ه - م را که همتون قبول دارین
بادا بادا مبارک بادا
ایشالاه مبارک بادا

به درود
علی پرشین 14/3/83

هیچ نظری موجود نیست: