نمی دانم در سالهای میانی دهه هشتاد تا چه اندازه درگیر سیاست بودید سالهایی که اسراییل جنوب لبنان را اشغال کرد و حزب الله از دل امل بیرون آمد حزب الله در سالهای میانی دهه هشتاد تبدیل به اهرم نیرومند جمهوری اسلامی برای امتیاز گیری از دول غربی شد گروگانگیریهای پیاپی و بمب گذاریهای انتحاری تبدیل به عاملی گشت که در بحبوحه جنگ هشت ساله عراق بسیاری از مشکلات تجهیزاتی و نظامی ایران را حل می کرد امروز نزدیک به دو دهه از آن روزها می گذرد اما تجربه شیرین آن سالها سران جمهوری اسلامی را به میدان دیگری کشاند میدانی به نام عراق نظام می دانست که اگر آمریکا موفق شود جنگ عراق را به سرعت خاتمه بدهد موجودیتش به شدت به خطر می افتد پس کمر همت بست که آمریکا را در داخل عراق مشغول سازد البته این بازی وجه دیگری نیز داشت و آن ماجرا جویی اتمی ایران بود که درگیری آمریکا و متحدانش در عراق این فرصت را به نظام می داد که با طیب خاطر به دنبال جاه طلبیهای اتمی خویش باشد مثل همیشه خیلی ساده شروع کردیم و اولین کشوری بودیم که دولت موقت عراق را به رسمیت شناختیم در دومین گام بازی پشت پرده را آغازشد شروع به یارگیری کردیم -نمی دانم چرا همیشه از میان بازنده ها یار می گیریم چایشسکونخست وزیر رومانی را که به یاد دارید- شیعه یا سنی تفاوتی نمی کرد مذهبی یا سکولار فرقی نداشت دامنه رفقای ما گستره ای از احمد چلبی تا مقتدا الصدر داشت این رفقای عراقی ما یک وجه مشترک دارند و آن این است که ملت عراق از آنها متنفرند با گذر زمان کم کم این نتیجه حاصل شد که دوستان عراقی ما کم کم دارد تاریخ مصرفشان می گذردو بعلاوه از برش عوامل وهابیهای سعودی نظیر زرقاوی برخوردار نیستند پس سپاه راسا وارد عمل شد تا ماجرا را سرو سامانی بدهد قضیه لو رفت و داستان به اینجایی رسید که امروز میبینیم .
به نظر نگارنده ایران چند اشتباه بزرگ داشت نخست آنکه دستگاه دیپلماسی و اطلاعاتی ما هنوز به این درک نرسیده که پس از یازده سپتامبر این شلوغ بازیها امتیازی برای مسببانش ندارد دوم اینکه عراق در اشغال آمریکا است و امریکا به هیچ وجه اجازه ایجاد یک جمهوری اسلامی را در عراق نمی دهد ضمن اینکه دوستان سکولار ما آدمهای سالمی نیستند که بتوان روی آنها حساب کرد بر اساس این سیاست غلط که روابط ایران و عراق را بشدت متشنج ساخت ما بزرگترین فرصت اقتصادی در دو دهه اخیر را از دست دادیم و از طرف دیگر تهدید های آمریکاییها و اروپا آنقدر جدی شد که مجبور شدیم به ترکها و آذریها کلی امتیاز بدهیم-تاو ترک سل تاسیس سفارت آذربایجان در تبریز-تا در مقابل به ما اطمینان بدهند که اجازه استفاده از مرزهایشان را به آمریکاییها ندهند غم انگیز است ولی متاسفانه حقیقت دارد و این حقیقت داستان ملت من است-امیدوارم که خیلی از خط قرمز رد نشده باشم- قربان همگی رامتین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر