کل نماهای صفحه

جمعه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۸۴

خنده کودک



ممکن است همه زنگ های بهشت به صدا درآیند
شاید همه پرندگان بهشت نغمه سر دهند
چه بسا تمام چا ه های روی زمین فوران کنند
ممکن است تمام بادهای روی زمین , همه صداهای شیرین و
دلپذیر را گرد آوردند ; صداهای که از آنچه تاکنون شنیده اید
شیرین تر است
دست چنگ, نغمه پرنده, صدای جنگل و غروب آفتاب
صدای دل انگیز آب چاه
و صدای وزش باد در هوای گرم و گرفته
اما هنوز یک چیز باقی است
این که صدای زنگ آن را پیش از این کسی نشنیده
کسی به راستی نمی داند آیا تا به حال صدایی شیرین تر از آن
شنیده شده است
صدایی که انسان امیدوار است پس از این در بهشت بشنود
آن صدای نیرومند, بلند و نرم وسبک را
در صبحدم روشنایی
وقتی روح لذت و دلخوشی, از خنده پاک و بی آلایش کودک
موج می زند , تمام ارواح انسانی تحت تاثیر آن شاد می شوند
زنگ های طلایی با خوش آمد گویی غرش می کنند
هرگز در گذشته چنین نوای مهربان و جسارت آمیزی نداشته اند
همچون دهانه نورانی طلا
که در اینجا پیش از بهشت نغمه سرایی می کنند
اگر آن پرنده , تاج طلایی یک بلبل بود
پس چرا چیزی که توسط انسان دیده و شنیده می شود, نیمی از
شیرینی خنده یک کودک هفت ساله را ندارد

شعر از چالز سوین برن شاعر و ادیب انگلیسی

وحید 9/2/84

هیچ نظری موجود نیست: