کل نماهای صفحه

چهارشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۴

گردش علمی

در دوران دانشجویی یکی از برنامه های جالب، گردش های علمی یک روزه بود که البته در دانشکده شیمی که بنده مشغول خدمت بودم این سنت حسنه خیلی رواج نداشت و کلا در دوره ما یکبار و آنهم به همت این بنده حقیر اتفاق افتاد. گردش علمی یک روزه ما به مجتمع فولاد مبارکه اصفهان بود که رئیس روابط عمومی آن نسبت خویشاوندی با ما دارد و هم ایشان بود که مقدمات آن را جور کرد. در مجموع روز خوبی بود و بسیار چیزها دیدیم و شنیدیم که برایمان جالب بود. از نکاتی که هنوز نمی توانم آن را فراموش کنم این بود که یکی از راهنماها به این موضوع اشاره کرد که این مجتمع ابتدا قرار بود که در بندرعباس ساخته بشود اما بعد از انقلاب و با توجه به نفوذ سیاسیون اصفهانی در هرم قدرت، تصمیم بر این گرفته شد که این کارخانه به اصفهان منتقل بشود. علت انتخاب بندر عباس این بود که انتقال قطعات کارخانه در هنگام ساخت و راه اندازی و انتقال محصولات آن بعد از راه اندازی از طریق دریا ساده تر و اقتصادی تر از هر راه دیگری است. هیچ کس به این واقعیت ها توجهی نکرد و جاده مخصوصی ساخته شد تا قطعات غول پیکرکارخانه که حملشان به اصفهان از طریق راه های موجود امکان پذیرنبود را به آنجا ببرند. این جابجایی باعث شد که هزینه ساخت این مجتمع تقریبا سه برابر آنچه برآورد شده بود تمام شود. خوب مهم نیست چرا که کسی از جیب باباش که برای مجتمع خرج نمی کرد وهمه این پول از جیب مردم همیشه در صحنه رفت. به هر حال مجتمع راه افتاد و سالها بعد که ما به دیدن آن رفتیم هنوز سود ده نبود چرا که می گفتند با توجه به هزینه های ساخت و نگهداری بهتر بود که نیازمان را وارد می کردیم. دیروز داشتم به گزارش مستقیم و زنده از فرود فضاپیمای دیسکاوری در شمال لس آنجلس گوش می کردم که یک دفعه یاد فولاد مبارکه افتادم. حالا شما فکر می کنید که اصلا ربطی به هم ندارند اما به نظر من چندان هم بی ربط نیستند چرا که فقط تلاش مدیریت ناسا در حفظ این فضا پیما و تلاش دربه درجه رفیع شهادت نرسیدن پرسنل آن، در مقایسه با پروژه فولاد مبارکه و دور ریختن پول یک کمی ایده به من میدهد که چرا بعضی ها دارند می روند مریخ و ما هنوزهم در عبور از کندوان مشکل داریم

سعید

هیچ نظری موجود نیست: