کل نماهای صفحه

شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۴

اگر باقر خان زنده بود

خانم کدیور مطلبی دارد درباره گنجی با عنوان هوا بس ناجوانمردانه سرد است که بد نیست بخوانید. نکته ای که به نظر من جالب آمد کامنتی است که فردی به نام" سپاسی" گذاشته است و الحق یکی از بزرگترین معضلات امروز جامع ایرانی را به درستی نشانه رفته است. از آنجایی که امکان گذاشتن لینکش نبود مجبور شدم مطلب را عینا اینجا نقل کنم
سرکار خانم دکتر کدیور عزیز، سلام،انقلاب مشروطیت سزارین بچه ی ناقص الخلقه ای بود که آش تولدش را در سفارتخانه های روس و انگلیس می دادند و میهمانان آش شله قلمکار، روسوفیل ها و آنگلوفیل ها و ... بودند. چندتا از شگفت انگیزترین عکس های این انقلاب مربوط به همین آشخوران ها هستند. و اما در قرن بیست و یکم که هرلحظه معجزه ای علمی و فنی تازه ای دارد، همان به که عدو سبب خیر شود و کرور کرور از این علامه ها را بریزند دور.در روزگار ما علامه کسی است که سرم و واکس می سازد و قرص تب بر و بال هواپیما و همین کامپیوتر که وسیله ی ارتباط میان من و شما و دیگر مردم جهان است...و لاغیر!! از قرن نوزدهم برخی از سوء تفاهم ها به انقلاب مشهور شدند و هنوز سوء تفاهمی نداریم که بار مثبت داشته بوده باشد. از نمونه های غربی می توان از مرحوم علامه ناپلئون یاد کرد و از خاطرات سفر مسکو او. هیچ فکر کرده ایم که اگر انقلاب مشروطیت را نمی داشتیم چه چیزی کمتر از امروز می داشتیم؟ از نخستی دستاوردهای انقلاب مشروطیت تاسیس عدالتخانه بود و پیدایش مطبوعات و تاسیس زندان های قانونی. ادبیات دوران انقلاب مشروطیت را اگر بار هزاران الاغ بکنیم باز انبوهی چرند و پرند می ماند روی دستمان. مگر آنچه که پس از مشروطیت اتفاق افتاد برای اثبات نظر من کفایت نمی کند؟ دیروز موزه ای را در کنار آرامگاه مرحوم جنت مکان باقرخان افتتاح کردند. به خدا اگر این مرحوم امروز زنده می بود، اگر خود دست به خودکشی نمی زد، رسم بودن را به او می آموختند! من نخستین کسی بودم که در وجود آن یکی کاوه ی آهنگر هم تردید کردم و داستان را خوابی تعبیر شده پنداشتم. من مایوس نیستم و ترویج یاس نمی کنم. برعکس، امیدوارم و نهال امید می کارم. فقط می گویم برای کاشتن نهال فراموش کنیم علامه ها ی ملال آور را و رستاخیزها را.به رستاخیز کوچکی در درون خودمان بسنده کنیم که صد روزگار را کفایت می کند. اگر دست از طواف نمی توانیم کشیدن، کعبه ی درونمان هم نزدیک است و هم به باورمان نزدیک تر صاحب خانه هم که خودمان هستیم
با فروتنی
سپاسی

سعید

هیچ نظری موجود نیست: