کل نماهای صفحه

سه‌شنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۴

ما ایرانی ها

تکه هایی از کتاب سازگاری ایرانی نوشته مهندس بازرگان
تاریخ نگارش ؟133
ضمنا نباید فراموش کرد که روح ایرانی چندان خالص الهی و استوار بر پایه های
محکم تقوی و حق پرستی نبوده است در اشعار فارسی اسم خدا را زیاد می بینیم
و همین طور در همان ادبیات اسم می و معشوق را...در شدیدترین دورانهای تقدس
و تشیع و در دربارهای صفویه و قاجاریه به حداکثر شرابخواری و زن بازی و عیاشی
بر می خوریم سفاکی ای که صفویه به مردم و حتی به افراد خاندان خود می کردند
بی سابقه بوده است ... و البته خود را مروج تشیع و مخلص آستان ولایت می دانستند
پیاده از اصفهان تا مشهد می رفتند گنبد و بارگاه تعمیر می کردند مرحوم مجلسی را وسیله
دادند که آن دریای عظیم مجموعه روایات و اخبار را جمع کند ... ولی در مجلسشان به
نوشته مورخین و به شهادت گچ بری ها و نقاشی های موجود به جای گیلاس قدح شراب
خورانده می شد و شبهای جشن یک بازر قیصریه را با چراغانی و شراب و شیرینی پر از
زنهای مطرب و غیر مطرب طناز اختصاصا برای شاه قرق می کردند این دو گانگی روح
ایرانی یا جمع بین دیانت و معصیت شاید در هیچ ملتی اینچنین رایج نبوده
:وقتی صحبت از سر بقای سه هزار ساله ایران می شود میگوید
وقتی بنا نباشد ملتی به طور جدی با دشمن روبرو نشود تا آخرین نفس نجنگد و بعد از
مغلوب شدن سرسختی و مخالفت نکند بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی را بپذیرد
اعراب که می آیند در زبان عربی کاسه گرمتر از آش شده صرف و نحو بنویسد یا کمر خدمت
برای خلفای عباسی بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند در مدح سلاطین
ترک چون سلطان محمد غزنوی آبدارترین قصائد را بگوید غلام حلقه بگوش چنگیز و تیمور
و خدمتگذار و وزیر فرزندانش گردد یعنی هر زمان به رنگ تازه وارد در آمده به هر کس و ناکس
تعظیم و خدمت کند دلیل ندارد که نقش و نام چنین مردم از صفحه روزگار برداشته شود
سرسخت های یک دنده و اصولی ها هستند که در برابر مخالف و متجاوز می ایستند و به
جنگش می روند یا پیروز می شوند و یا احیانا شکست می خورند و وقتی شکست خوردند حریف
چون زمینه سازگاری نمی بیند و با مزاحمت و عدم اطاعت روبرو می شود از پا درشان
می آورد و نابودشان می کند
در حمله مغول دیدیم که شرق و شمال به علت مختصر مقاومت با خاک یکسان شد ولی
امرای فارس تسلیم شدند و سالم ماندند

کتاب خلقیات ما ایرانیان نوشته مرحوم جمالزاده
با همه قیافه که به خود می گیرند هیچ کاری دنیا را به جد نمی گیرند مگر در سه مورد مخصوص
یکی شکم و یکی کیسه و یکی تنبان وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی وخدا
را به خرمایی می فروشند چطور می خواهی دلم به حال این مردم دوز و کلکی مزاج نسوزد که
برای راه حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند که عبارتست از
سرهم بندی ماست مالی و روش مرضیه ساخت و پاخت این هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از
کشفیات قریحه سرشار خودشان است و در این میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند
وحید 25/5/84

هیچ نظری موجود نیست: