قرار بود قسمت سوم مطالبم نظرات خودم باشه ولی این مطالب انقدر گویا هستن
که احتیاجی به ارائه دیدگاه خودم نمی بینم این مطالبی که در مورد این موضوع نوشتم
تمامش از کتابی به نام جامعه شناسی خودمانی نوشته آقای حسن نراقی بود
این کتاب فکر کنم الان از چاپ دهم هم گذشته باشه تواین کتاب خیلی خودمونی
جامعه ایران به نقد کشیده شده البته نویسنده خودش اقرار می کنه که خیلی تحت
تاثیر کتاب نجات( سال 1362خارج از ایران چاپ شده) آقای دکتر علی محمد ایزدی بوده
و از مطالب این کتاب خیلی استفاده کرده امیدوارم که مطالب مفیدی براتون بوده باشه
کتاب سازگاری ایرانی نوشته زنده یاد مهندس بازرگان
خیلی از درس خوانده ها تقصیر نابسامانی ها و عقب افتادگی ها را به گردن امثال
اسکندر اعراب چنگیز تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما
از خارج وارد شده است می اندازند در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را
پیش می کشیدند در حالی که حوادث و عوامل خارجی چه آسمانی و چه انسانی اولا
برای همه ی ملت های دنیا بوده و هست و ثانیا با قبول این که موثر است تازه یک طرف
قضیه را تشکیل می دهد طرف دیگر قضیه که از تقابل و ترکیب یا عکس العمل آن با
... طرف اول سرنوشت شخص یا ملت را تعیین می نماید خود مردم اند
ادامه مطالب مربوط به خود آقای نراقی نویسنده کتاب می باشد
اگر صد بار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی اگر تمامی دشمنان فرضی و حقیقی
خارجی ات را از روی زمین محو کنی اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت در
آوری تا ریشه ی مشکل را در خودمان خشک نکنیم تمامی این عوامل احتمالا مسکن هایی
خواهند بود و درد بعد از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت
هر کاری که می خواهی برای بهبود وضع اجتماعی مملکت و کشورت انجام بده اصلاحات
را هم دنبال کن ولی به موازات آن به مسائل درونی خودت هم بپرداز به گرفتاری های
روحی ات هم که به هر حال به آن دچار شده ای فکر کن
بسیاری از مسائل و مشکلات ما نیز به دنبال آن از صفحه زندگیمان محو خواهد شد
به جرات ادعا می کنم که وقوع هیچ کاستی جرم سوء مدیریت و حتی جنایت در جامعه ای
به صورت فراگیربه ظهور نمی رسد مگر آنکه بستر و زمینه ی آن در جامعه موجود باشد
اگر امروز فلان قاضی و یا فلان آیت ا... را که به زیاده روی در احکام اعدامی که صادر
کرده محکوم و طرد می کنیم فراموشمان نشود که همگی ما یا با تاییدمان یا با عدم اعتراضمان
و یا حداقل با سکوت معنی دارمان در صدور این احکام مشارکت داشته ایم و اگر شماتت
مجازات و توبیخ استحقاق کسی باشد همگی ما باید شامل این توبیخ باشیم خشونت های اول
انقلاب را به یاد بیاورید بگیر و ببندهای خودسرانه را به یاد بیاورید بیایید شجاعانه بپذیریم
که همگی مسئول آن بوده ایم ... از تعدا انگشت شمار و معدودی که صدای اعتراضشان
...در میان آنهمه هیاهو و هیجان انقلابی ملت گم گشته بود بگذریم
شاید ادامه داشته باشه!؟
وحید 26/5/84
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر